مسالۀ تبلیغ در فلسطین عثمانی و سرزمین شام

مسالۀ تبلیغ در فلسطین عثمانی و سرزمین شام

کاویان صادق زاده میلانی

پیرو برخی کامنتهای این بلاگ در مسالۀ تبلیغ در اسراییل امروزی که مطابق معمول در عین نادانی و ناآگاهی خُرده می گرفتند و در مورد تبلیغ در اراضی فلسطین و شام عثمانی ایراد می گرفتند به ذکر دو نکته کفایت می کنم.

یکم اینکه الواح خطی و چاپ نشدۀ زیادی در این مورد داریم و من در پی گرفتن ردّ پای برخی از این نصوص و متون برای تکمیل بحث هستم. ولی آن چیز که مشخص است و من در زیارت اخیر خود به اسراییل دیدم این است که گرچه دین بهائی دین رسمی در اسراییل نیست و فقط دین یهود و مسیحیت و اسلام ادیان «رسمی» کشور هستند ولی وبسایتهای بهائی مجاز است و مرکز جهانی بهائی دفتری برای اطلاع رسانی درست به علاقمندان و محققان و جهانگردانی که میل به شناخت بیشتر آئین بهائی دارند. این امکانی است که در ایران بهائیان ندارند که مثلا وبسایت یا تارنماهای مخصوص و ویژه خود را به طور مجاز و برای اطلاع رسانی درست در اختیار عموم بگذارند. سایتهای رسمی دولت مسلما سایتهایی هستند که اطلاع رسانی درست در دستور عملشان نیست و هدفشان البته دروغ پراکنی است و مانند هر دین سلف به دین مستقبل با حسرت و غیض و بغض می نگرند و چاره ای جز این نیست. ولی خوشمزه اینجاست که سایتهای بهائی فیلتر می شوند تا مردم از اطلاع یابی محروم شوند و از قضا همین وبلاگ نگاهی دیگر که مقالات طرفین را دارد و تندترین هجمه ها به دین بهائی را بازتاب می دهد نیز فیلتر می شود.

دوم اینکه بین تبلیغ و اطلاع رسانی فرق بنهیم. تبلیغ به معنی استدلال کردن با استدلال نقلی یا عقلی برای اثبات حقانیت دین بهائی و پذیرش آن است. اطلاع رسانی به معنی ارائه درست اطلاعات و داده های تاریخی است. بهائیان در جاهایی از دنیا تبلیغ نمی کنند و صرفا ً اطلاع رسانی می کنند. این به معنی عدم علاقه بهائیان به مردم آن مرز و بوم نیست بلکه به دلایلی است که جنبۀ محیطی و محلی دارد و بعد به آن می پردازیم.

اما در بارۀ تبلیغ در اراضی مقدس و شام عثمانی و فلسطین و اسراییل امروزی در اثری از خادم مورخ 99 ه.ق خطاب به جمال بروجردی داریم که:

«…لکن در جمیع احوال فرمودند به صمت متمسک باشند …این اراضی و اطراف آن تبلیغ منع شده، منعاً عظیماً فی الکتاب و آن اراضی هم از اطراف محسوب است.»

و در لوحی دیگر داریم که:

«…ای نبیل بارها امر نمودیم و بازهم می گوییم در بریۀ شام ذکر مالک انام جائز نبوده و نیست»

و در لوح دیگری خطاب به نبیل اعظم داریم:

«…تبلیغ در این دیار ابدا ً جائز نه چه که بسیار مفتریات نفس خناس مشرک بین ناس ذکر نموده حتی گفته باطراف مخصوص بهر تبلیغ فرستاده اند و حال آنکه ابدا ً این خیال نبوده و نفوسی موجود نه که باطراف آدم ارسال شود…» (اسرارالآثار ذیل نبیل)

این نهی از تبلیغ در مورد اراضی شام و سوریة و سرزمینهای عثمانی بعدا از سوی حضرت عبدالبهاء تعدیل شد و برخی بخشهای سرزمین عثمانی از این دستور حذف شدند. شرح اینها را اگر علاقمندان باشند در آینده می آورم.

عکسهایی که در این یادداشت آوردم مربوط به مرکز اطلاع رسانی در مورد دین بهائی در اسراییل است که شامل فیلم، مستند، غرفه های مختلف و ارائه نوشتار و نصوص بهائی و آموزه های دین نوین است.

Advertisements
این نوشته در معرفی دین بهائی, نقد تاریخی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s