رشته حملات جدید به بهائیان در ایران

رشته حملات جدید به بهائیان در ایران

گزارش لوس آنجلس تایمز / 25 ژوئیه2010

http://latimesblogs.latimes.com/babylonbeyond/2010/07/new-series-of-attacks-on-members-of-the-bahai-faith-in-iran.html

مقامات اسلامی ایران در صدد تشدید سرکوب اقلّیتی کوچکند که مدّتهای مدید مورد سوء رفتار قرار گرفته است.  مدافعان گروه مزبور سخن می‌گویند.

اعضاء جامعهء بهائی ایران بنا به گزارش‌های واصله در معرض رشته حملات اخیر به خانه‌ها و قبرستان‌هایشان قرار گرفته‌اند و حساب‌های بانکی آنها مورد تفتیش و بازرسی واقع شده است.

روز هجدهم ژوئیه، سایت خبری ایرانیان مخالف، موسوم به رهانا، گزارش داد که دو قبرستان بهائی در شهرهای اصفهان و بروجرد تخریب شده و مدخل قبرستان واقع در اصفهان مسدود شده است.  بهائیان این موضوع را به مسئولین گزارش دادند امّا مقامات مزبور قضیه را تعقیب ننمودند.

گزارشگر رهانا گفت که این بخشی از نقشهء منظّم و مدوّن از سوی حکومت برای تخریب قبرستان‌های بهائی است.

همچنین سرویس خبری هرانا روز هجدهم ژوئیه گزارش داد که به بانک‌های بیرجند دستور داده شد که کلّیهء حساب‌های بهائیان را مورد بررسی و حسابرسی و تحقیق قرار دهند.  این تحقیق، بنا به گزارش‌ها، به دستور وزارت اطّلاعات صورت می‌گیرد و گفته می‌شود شامل مراجعات پژوهشی به صاحبان بهائی مشاغل و همسایگان مسلمان آنها است.  در این مقطع معلوم نیست که مقامات در صدد مبادرت به چه کاری هستند و با اطّلاعات حاصله از این تحقیقات چه کاری می‌خواهند انجام دهند.

روز 28 ژوئن پنجاه خانه متعلّق به پیروان آئین بهائی در ایول را به آتش کشیدند و سپس با دستگاه‌های غول‌پیکر با خاک یکسان نمودند.  بنا به اعلام سرویس خبری عالم بهائی، بهائیان معتقدند که این صرفاً جدید‌ترین تحوّلات در برنامهء رسمی اذیت و آزاری است که هدف آن کلّیه فعالیت‌های بهائی است.

دیان علائی، نمایندهء جامعهء بین‌المللی بهائی در دفتر ژنو سازمان ملل متّحد گفت، «بهائیان بیش از صد سال در این منطقه زیسته‌اند و زمانی جامعهء بزرگی را تشکیل می‌دادند.  امّا در سال 1983، چند سالی بعد از انقلاب ایران، حدّاقلّ سی خانواده از این روستا و دهات مجاور را سوار بر اتوبوس کرده از محلّ راندند.  از آن زمان تا کنون، آنها سعی کرده‌اند از طرق قانونی خسارت وارده را دریافت کنند امّا سودی نداشته است. آنها تابستانها برای جمع‌آوری محصولات خود مراجعت می‌کردند.»

امر بهائی، که ابتدا شاخه‎ای از اسلام بود، نهایتاً به دیانتی مستقل بدل شد.  روحانیون شیعه از مدّتها قبل آنها را به عنوان ارتداد و بدعت تقبیح کرده‌اند، گو این که برخی از روحانیون اصلاح‌طلب ایرانی تدریجاً در سالهای اخیر با این دیانت از در سازش و مسالمت در آمده و حتّی از سرکوبی بهائیان در گذشتهء ایّام ابراز تأسّف نموده‌اند.

بهائیان در سایر کشورهای خاورمیانه، از جمله مصر، نیز با افراطیون سنّی مقابله کرده‌اند.

اظهار نظرها

آلن: اینجا در ایالات متّحده جامعهء بهائی چشمگیری وجود دارد که احتمالاً تعداد بهائیان امریکایی متولّد در این کشور به مراتب بیشتر از بهائیان خاورمیانه‎ای آن است.  در واقع، اکثر اهالی خاورمیانه تعجّب می‎کنند که جامعهء بهائی پرشور و فعّالی وجود دارد که اهالی خاورمیانه در آن اکثریت ندارند (آنها به من به عنوان سفیدپوستی تگزاسی نگاه می‎کنند و تعجّب می‎کنند که من بهائی هستم).  نظر من این است که این اذیت و آزارها، در عین حال که هدفشان از بین بردن امر و جامعهء بهائی است، هرگز موفّقیت‌آمیز نخواهند بود، زیرا امر بهائی به فراسوی مرزهای کوچک ملّی، نژادی و قومی منشأ آن رفته و نفوسی از کلّیه طبقات اجتماعی به آن ایمان آورده‌اند.  حرکات اینان صرفاً زمانی را که در همه جا جامعهء بهائی با تعداد قابل توجّهی از اعضاء آن به وجود خواهد آمد، به تأخیر می‌اندازند.

شمیم بینا: کجایند آن همه اسلام‌گرایان بردبار، بامدارا و صلح‌دوست؟  بهائیان، از کلّیه جوامع دینی، بی‌غرض‌تر و بی‌ضرر‌ترند و با مردم به آسانی کنار می‌آیند.  به نظر می‎رسد که حکومت ایران دقیقاً همان شیطانی است که خودش به تصویر کشیده است.  تعجّب می‎کنم که جماعت مسلمانان محلّی با این حکومت کنار می‌آیند.  چقدر نفرت‌انگیز است.  آنها باید نماینده‌ای در سازمان ملل داشته باشند که از این همه سخن بگوید: در این خصوص چه می‌کنند؟  هیچ، زیرا سازمان ملل متّحد را دنیای عرب اساساً به خفقان دچار کرده‌اند.

شمیم بینا: من فردی بهائی ایرانی و ساکن اوکلاهوما هستم.  از نوشتن این مقاله در لوس‌آنجلس تایمز جهت روشن شدن حقیقت و بالا رفتن سطح آگاهی متشکّرم.  بسیار تقدیر می‌کنم.

شمیم بینا: در این باره مطالبی شنیدم.  چقدر خوب است که مطالبی دربارهء بهائیان ایران به سرعت انتشار یابد.  بسیار مسرورم که خبر مزبور مطرح شده است.

لوئیز هنریک: مقالهء بسیار خوبی است.  فقط یک مسأله دارد و آن این که نوشته‌اید: «ابتدا شاخه‎ای از اسلام بود، نهایتاً به دیانتی مستقل بدل شد.»  این صحیح نیست زیرا اگر از هر فرد بهائی بپرسید می‌گوید که قضیه چنین نیست.  اگر از هر روحانی مسلمانی بپرسید، همین جواب را به شما خواهد داد.  امر بهائی جدیدترین دیانت مستقلّ جهانی بر وجه ارض است.  اگر شما از هر بهائی سؤال کنید به شما خواهند گفت که ما بهائیان معتقدیم که فقط یک دیانت وجود دارد: دیانت الهی.  همیشه دیانت واحد بوده و خواهد بود.  همانطور که حضرت موسی فرمود که فقط یک خدا وجود دارد.  بهاءالله، شارع امر بهائی، می‌فرماید که فقط یک دیانت وجود دارد و در سلسله ظهورات الهیّه این دیانت منطبق با روز تجدید می‌شود.  در امر بهائی هاخام و آخوند و کشیش هم نداریم بنابراین من شخص مرجعی ابداً نیستم.  فقط اعتقاد بهائی را بیان می‌کنم.  از نوشتن این مقالهء عالی متشکّرم.  این کار مطلوب را ادامه دهید.

JFarreast: من فردی بهائی از برزیل هستم و از همه تقاضا می‎کنم برای این نفوس قوی و مستقیم در ایران دعا کنند.  متشکّرم.

فلیکس چارلز: از این مقالهء عالی متشکّرم.  همه چیز کاملاً درست جز یک جمله: «ابتدا شاخه‎ای از اسلام بود، نهایتاً به دیانتی مستقل بدل شد.»  امر بهائی همیشه دیانتی مستقل بود.  همانطور که آئین مسیحی شاخه‌ای از آئین کلیمی نیست و اسلام نیز شاخه‌ای از مسیحیت محسوب نه، امر بهائی نیز شاخه‌ای از اسلام نیست.

کِوین: اگرچه آنها دربارهء ما دروغ می‎گویند و سعی می‎کنند اسم بهاءالله را لکّه‌دار نموده هتک حرمت نمایند، ما محمّد رسول‌الله (علیه سلام) را تمجید می‎نماییم زیرا دیانت ما به ما اینگونه تعلیم می‌دهد: «لسان شفقت جذّاب قلوب است و مائده روح و بمثابه معانيست از برای الفاظ و مانند افق است از برای اشراق آفتاب حکمت و دانائی.»

علیرغم آن همهء ما به آنها عشق می‌ورزیم زیرا این مطلب نیز به تعلیم داده شده است که، «وقتی فکر جنگ مطرح می‎شود، با تفکّر قوی‎تر صلح با آن مقابله کنید. اندیشهء نفرت را باید با اندیشهء نیرومندتر عشق از بین ببرید.»  پس چرا باید ما را بکشید و اذیت و آزار نمایید؟

جوزف: چقدر غم‌انگیز است که برخی از مقامات مذهبی در ایران، در عین حال که خودشان تابع دیانتی هستند که در طول تاریخ مورد اذیت و آزار قرار گرفته (یعنی فرقهء شیعه)، همین شفقت را شامل حال برادران بهائی خود نمی‌کنند.  مردم ایران مستحق امری به مراتب بهتر و بالاتر از دهها سال ترس و انزوایی هستند که گروهی معدود (از داخل و نقاط دیگر) بر آنها تحمیل کرده‌اند.

کارِن: از این مقاله متشکّرم؛ ما در کانادا برای حفظ امنیت و سلامت بهائیان در این حکومت ظالم و بی‌انصاف دعا می‌کنیم.

RL: امر بهائی شاخه‎ای از سلام نیست و به هیچ وجه ارتباطی با اسلام نداشته و نخواهد داشت.  من بهائی امریکایی هستم.  اگر امر بهائی شاخه‌ای از اسلام بود، هرگز آن را مدّ نظر قرار نمی‌دادم.  من بدین علّت بهائی شدم که این دیانت اخوّت جهانی مرد و زن است.  چون اصل اوّلیهء آن برابری زنان و مردان است.  بر خلاف اسلام.  گزارشگر لوس آنجلس تایمز چقدر نابخردانه قبل از تحقیق بیشتر به ارسال موضوع به مطبوعات مبادرت کرده است.

کامران: کارِن … تصوّر می‌کنم اشتباه بی‌غرضانه‌ای است که نویسنده مرتکب شده و نوشته که امر بهائی ابتدا شاخه‌ای از فرقهء شیعه بوده است.  امّا شما هم صحیح می‌گویید که این دیانتی کاملاً متمایز و جدید و جدا از اسلام است گو این که با اسلام وجوه مشترکی دارد.  همانطور که دو آئین کلیمی و مسیحی از طریق شخصیت اصلی موروثی حضرت مسیح و شرایط زندگی (که حضرتش کلیمی متولّد شد و در جامعه‌ای کلیمی پرورش یافت)، وجوه مشترکی دارند با این حال جدا و متمایزند … همینطور شخصیت اصلی امر بهائی (حضرت بهاءالله) در جامعهء شیعی متولّد شد و مانند حضرت مسیح بعداً مقام خود به عنوان پیامبر الهی را اعلام و متمایز بودن امر بهائی از اسلام را بیان فرمود.  اگرچه بهائیان با توضیحات خود حضرت بهاءالله درمی‎یابند که امر بهائی جدید و متایز است امّا قابل درک است که دیدگاه‎های فردی ناآشنا با امر بهائی چگونه ممکن است به اشتباه دربارهء این ارتباط با اسلام طریق مبالغه بپیماید.  به یاد داشتن این نکته نیز حائز اهمّیت است که چه خوب و چه بد، چه از لحاظ قومی، دینی یا ملّی، سنّ یا جنسیت، … همهء ما با هم مرتبطیم!

ناشناس 1543: مایهء تأسّف است که تایمز، در تلاشی برای به تصویر کشیدن مصیبت اقلّیتی معصوم و تحت آزار در ایران سرکوبگر، در عین حال توانسته تصویری نادرست از این دیانت جهانی به دست دهد.  اشاره به امر بهائی به عنوان شاخه‌ای از اسلام (مشابه این ادّعا که مسیحیت شاخه‎ای از آئین کلیمی است)، و زیرنویس «معبد بهائی» در اشاره به یکی از مشارق اذکار باشکوه بسیار معدود در اطراف و اکناف عالم، که هر یک شاهکاری از معماری و وحدت بشر است، از روزنامه‌نگاری ضعیف حکایت می‌کند.  فقط می‌توانم امیدوار باشم که گزارش‌های آیندهء شما دربارهء امر بهائی تأکید بیشتری بر صحّت عملی داشته باشد.

ناشناس 1543: برای این مقاله که مصیبت بهائیان ایران را توضیح می‌دهد متشکّرم.  مایلم از هم‎دینان بهائی خود تقاضا کنم دربارهء معدودی مسائل روزنامه‎نگاری آرامش خود را حفظ کنند و عصبّانی نشوند و درست مانند آنچه که عبدالبهای خودمان فرمود (ایشان گفتند، مگر نگفتند؟) به وجوه مثبت هر آنچه کسی انجام می‎دهد یا می‌گوید ناظر باشید.[1] یعنی خطاها را نبینید.  موقع اظهار نظر دربارهء نویسنده، «لسان شفقت» به کار ببرید (آیا باور ندارید که مانند مغناطیسی جذّاب قلوب است؟ یا آیا شیم مرضیهء اصلیهء بهائی را فراموش کرده‌اید؟).  همچنین به خاطر داشته باشید که به هر صورتی در مقامی نیستید که دربارهء موضوعات مزبور به نویسنده خرده گرفته اظهار نظر کنید.  این مسئولیت و حق انحصاری محفل روحانی ملّی ما و مؤسّسات وابسته به آن است که به چنین کاری مبادرت کنند.

کارن: اطّلاعات شما دربارهء امر بهائی ضعیف است.  این ادّعا که «امر بهائی ابداً با اسلام ارتباطی نداشت» اشتباه است.  پیشنهاد می‌‎کنم، همانطور که در تعالیم مبارکهء ما آمده است، دربارهء دیانتی که منشأ دیانت ما (امر بهائی) است، یعن دیانت اسلام، مطالعه نمایید.  (این تعالیم به ما توصیه می‌کنند که اسلام و قرآن را با سعهء صدر و ذهن عاری از تعصّب مطالعه نمایید نه آن که به خواندن ردّیه‌های مخالفان اسلام بپردازید.)

امر بهائی در واقع از همان آغاز با اسلام ارتباط داشته است؛ پیروان اوّلیهء آن در حین ولادت مسلمان بوده‌اند؛ امر بهائی حضرت محمّد را مظهر ظهور الهی و کتابش، قرآن کریم، را فصلی از دیانت لایتناهی الهی به شمار می‌آورد (از نظری، قرآن برای ما همان جنبهء عهد عتیق را دارد).

مهم‎تر از آن، به نظر من شارعان امر بهائی در آثار خود به میزان زیادی از قرآن نقل قول می‌کنند و اسلام و حضرت محمّد و قرآن کریم را می‌ستایند همانطور که سایر ادیان الهی و شارعان و صحف مقدّسهء آنها را مورد مدح و ستایش قرار می‌دهند.

اگرچه این بدان معنی نیست که امروز یا در آغاز امر بهائی فرقه یا شاخه‌ای از اسلام بوده یا هست، امّا مسلّماً بدین معنا نیز نیست که، با لحن خشمگنانه‎ای که شما بیان کرده‎اید، کاملاً نامرتبط با دیانت اسلام باشد.

نکتهء آخر آن که، لحن شما تقریباً ضدّ اسلامی است.  باز هم باید دقّت نمایید.  وقتی حضرت عبدالبهاء اوایل سدهء 1900 در اروپا و امریکا بودند و به تبلیغ امر بهائی به توده‌های مردم مشغول بودند، به کلیساها و کنیسه‌‎ها می‌رفتند و وحدت ادیان را موعظه می‌نمودند و منشأ الهی اسلام و قرآن را برای مسیحیان و کلیمیان ثابت می‌کردند و دربارهء روح الهی حضرت محمّد موعظه می‌فرمودند.

اسلام، در زمان و مکان خود، سبب ارتقاء مقام و موقف زنان گردید.  به آنها حقوق حقّه بخشید؛ حق طلاق و حتّی (با ممنوع کردن زنده به گور کردن نوزادان دختر) حق حیات داد! به آنها شخصیت انسانی بخشید.  بنابراین، بیان این نکته که در اسلام زنان با مردان برابر نیستند، لفّاظی بسیار تحریف‎آمیز است.

بنابراین چگونه می‎توانید بگویید آنچه را که اکنون گفته‎اید؟  امیدوارم مرا عفو فرمایید که این جواب را که ممکن است شما را مکدّر سازد در اینجا گذاشتم.

http://latimesblogs.latimes.com/babylonbeyond/2010/07/new-series-of-attacks-on-members-of-the-bahai-faith-in-iran.html#more


[1] مترجم: احتمالاً این فرد بهائی به این بیان اشاره دارد که در صفحهء 99 «بهاءالله و عصر جدید» درج است: «اگر نفسی دارای ده صفت حسنه باشد و یک صفت زشت، نظر به آن ده حسن نمایید نه به آن صفت زشت و اگر شخص ده صفت مذموم داشته باشد و یک صفت حمیده، به این یک صفت ناظر باشید و آن ده را فراموش کنید.»

Advertisements
این نوشته در معرفی دین بهائی, حقوق بشر ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s