رفتار قرون وسطائی در قرن بیست و یکم

حوریوش رحمانی

رفتار قرون وسطائی در قرن بیست و یکم

ننگ بر این فرهنگ جنایتکار!

بار دیگر دست ظلم و بیداد از آستین جنایت علیه بشریت بدر آمد و مرتکب عمل شرم آور دیگری نسبت به بهائیان ایران گردید.  این بار قربانیان این ستم ننگین مردمان پاک نهاد و بی آلایش یک روستا در شمال ایران یعنی روستای «ایول» هستند، روستانیانی که با کشاورزی و کشت محصول امرار معاش می‌کردند و چند صباحی است در قلمرو عدالت و رأفت اسلامی! حتّی از کشت و زرع مشروع و وسیله امرار معاش خود نیز منع شده‌اند.  عجبا!  کشاورزان در هر جامعه و فرهنگی بلحاظ نقش سازنده و مفیدی که دارند همواره مورد احترام و حمایت دولت و هیئت حاکمه هستند،  بجز در کشور ما، جائی که به قول بعضی از فرهیختگان جامعۀ ایرانی اوباش سالاری است.

بهائی ستیزی در ابعاد وسیع و گسترده‌ای در ایران به شدت ادامه دارد. این اولین باری نیست که خانه و اموال بهائیان مورد حمله و تخریب قرار می‌گیرد.  در طی سی سال گذشته منازل و املاک بهائیان، حتّی بعضی اماکن تاریخی که جزو میراث ملی کشور بوده است بخاطر نسبتی که با دیانت بهائی داشته است مورد حمله و تخریب قرار گرفته است.  قبرستان‌های بهائی که دیگر به صورت صحنۀ دائمی این حملات تعصّب آمیز در آمده است و این در حالی است که شهروندان بهائی از کلیّه حقوق اولیه انسانی خود  محروم و از حقّ کار و تحصیل و هرگونه اشتغالی ممنوع می‌باشند.  بطور مرّتب در روزنامه‌ها و رسانه‌های گروهی کشور مطالب دروغ و افترا آمیز علیه آنها منتشر می‌شود و به نحوی سازمان یافته سعی بر تحریک افراد متعّصب و شوراندن آنها برضد اعضای مظلوم و بی دفاع این جامعه می‌گردد.  این عملیات فجیع که با برنامه‌ریزی قبلی زیر نظر مسئولین امور انجام می‌گیرد،  اگر جنایت علیه بشریّت نباشد، چه نامی می‌توان بر آن نهاد؟

برای یک فرد بهائی در ایران همواره این پرسش مطرح است  که ما بهائیان جز ایمان به خدا و همۀ پیامبرانش، انسان دوستی، صلح جوئی و خدمت به ایران و ایرانی چه کرده‌ایم که بیش از صد و شصت سال است در ایران، کشوری که در عهد باستان پرچمدار حقوق بشر بوده است، این چنین در معرض انواع ظلم و ستم و خشونت و قتل و کشتار هستیم، آیا این ایرانیان پاک نهاد و فرزندان کورش هستند که با ما هموطنان خود این چنین رفتار می‌کنند یا فرهنگ شیعۀ و یا هر دو؟ اگر غیر از این است چرا ایرانیان پاک سرشت و یا مسلمانان معتقد به خدا و روز جزا، در مقابل این ستم آشکار سکوت کرده اعتراضی نمی نمایند؟  اگر مردم ایران و مسلمانان متدّین و معتقد که بعضاً در بافت حکومتی نیز حضور دارند، در حقیقت حساب خود را با این جنایتکاران علیه بشریّت جدا می‌دانند، لازم است در مقابل اینهمه ظلم وستم نسبت  به افرادی که نه مسلحند، نه توطئه گر و نه حتّی در احزاب و حرکت‌های سیاسی عضویت دارند به اعتراض برخیزند.

دیرزمانی است که فریادهای دادخواهی این جامعۀ مظلوم و رنج کشده بلند است، ولی گوئی عدالت و انصاف و جوانمردی و مرّوت بکلی از این آب و خاک رخت بربسته است.  نه دیگر فتوت و بزرگواری و عدالت پروری ایرانیان آزادمنش مجالی برای ابراز دارد و نه از رأفت و مرّوت اسلامی مسلمانانی که در مقابل خداوند بخشندۀ مهربان هر روز جبین بر خاک می‌سایند، اثری مشاهده می‌شود.  شگفتا کسانی که روز و شب از مجازات الهی دم می‌زنند و لابد خود را معتقد به این اصل می‌دانند که انسان به عنوان موجودی متفکر و صاحب اراده در مقابل عالم خلقت و خالق جهان هستی مسئول اعمال و رفتار خود می‌باشد و عملی نیست که بدون مجازات و مکافات ماند، چگونه به خود اجازه می‌دهند که با هم‌نوع، هم‌وطن و هم‌زبان بیگناه خود چنین رفتار وحشیانه‌ای داشته باشند؟  مسلمانانی که شعارشان «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم» است، چگونه است که این چنین ستمگر و جنایت پیشه شده‌اند؟

قدر مسلم آن است که ظهور دیانت بهائی در ایران، از همان ابتدا خاری در چشم روحانیون یا در واقع روحانی نمایانی بود که منافع دنیوی خود را با انتشار تعالیم این آئین در خطر می‌دیدند، چه که این نهضت دینی جدید روحانیون را بکلی کنار می‌گذارد و اصولاً مقام روحانی و رهبری روحانی را در جامعه نفی می‌کند و معتقد است که در این دوران پیشرفته، انسان‌ها آنقدر به بلوغ فکری رسیده‌اند که هر انسان بتواند خود پیشوای روحانی خود باشد. از سوی دیگر امور اداری جامعه را نیز بدست هیئت‌های منتخب مردم  می‌سپارد و در واقع با اصول دموکراسی و مردم سالاری امور جامعه را اداره می‌کند.  باین ترتیب ملاحظه می‌شود که در چنین جامعه‌ای دیگر روحانیون محّلی از اعراب ندارند.  از اینرو اولین قشری که سر به مخالفت با آئین بهائی برداشت و با تمام قوا مصمّم به ریشه‌کن کردن آن شد طبقۀ روحانیون و ملاّیان و ایادی و دست نشاندگان آنها بودند که با شدّت هر چه تمام‌تر و با توّسل به هرگونه دروغ و تهمت و افترا کوشیدند که عوام النّاس را علیه این جمع بی‌دفاع تحریک کنند  که این روند جنایت آمیز هنوز هم با شدّت بیشتری در سرزمین کورش و مهد آزادگان ادامه دارد، اینست که ملاحظه می‌شود عناصر متعصّب و بهائی ستیز یک روستا، البته با حمایت مسئولین امور، سعی در بیرون راندن بهائیان از آن روستا دارند و این چنین غیرمسئولانه به ویران کردن خانه و کاشانۀ آنها اقدام می‌نمایند و البته کمافی‌السابق هر چقدر هم که بهائیان برای دادخواهی به مسئولین امور و مراجع دولتی مراجعه می‌کنند، آنها به رسم معهود با طفره روی و اظهار بی اطلاعی، شاکیان بی دفاع را با تاکتیکی دیگری مورد شکنجه روحی قرار می‌دهند.

واقعاً انسان حیران می‌ماند که در مقابل این فرهنگ جنایتکار و جنایت پرور با چه منطق سخن گوید!  ابعاد ننگ آور این مظالم برای یک فرد منصف وبی‌طرف هنگامی آشکارتر می‌شود که تعالیم آئین بهائی را مورد مطالعه قرار می‌دهد و جز پاکی و صفا، صداقت و وفا و محبّت و خدمت به نوع بشر دستوری در آن نمی یابد، تعالیمی مانند:  وحدت عالم انسانی – اساس همه ادیان الهی یکی است – تحرّی حقیقت و ترک تقالید – ترک تعصّبات از هر نوع  – صلح عمومی –  تساوی حقوق زن و مرد  – تعدیل معیشت و رفع مشکلات اقتصادی در جامعۀ بشری – آموزش و پرورش همگانی – دین باید سبب الفت و محبت باشد  – دین باید با علم و عقل هم آهنگ باشد.

جای تأسف است که با مردمی که پیرو چنین اصول پیشرفته‌ و شکوهمندی هستند این چنین وحشیانه و غیر انسانی رفتار می‌شود. در حقیقت به حال دولت و ملتی که در قرن بیست ویکم با شهروندان شریف خود از روی تعصّبات جاهلیه چنین  قرون وسطائی  برخورد  می‌کند باید گریست. این ننگی است که در صفحات تاریخ تا ابد بجای خواهد ماند و در آینده‌ای نه چندان دور عرق شرم بر جبین فرزندان راستین این آب و خاک، پرچمداران فرهنگ باستان و مدافعان حقوق انسان خواهد نشاند.

در اینجا بیانی از حضرت بهاء الله که نمایانگر رفتار و منشی است که آن حضرت از پیروان خود انتظار دارد  نقل می‌شود تا تفاوت بین فرهنگی که تعالیم بهائی در صدد پیشبرد آن می‌باشد با فرهنگ جنایت پیشه‌ای که با بهائیان در ستیز است روشن گردد:

«کن فی النّعمة مُنفقاً  و فی فَقْدها شاکراً  و فی الحقوق ِ أميناً و فی الوجه طَلِقاً  و للفقراء کنزاً  و للأغنياء ناصحاً  و للمنادی مجيباً  و فی الوعد وَفيّاً  و فی الأمور منصفاً  و فی الجمع صامتاً و فی القضاء عادلاً  و للانسان خاضعاً  و فی الظّلمة سراجاً و للمهموم فرجاً  و للظّمآنِ بحراً  و للمکروب ملجأً  و للمظلوم ناصراً و عضداً و ظهراً  و فی الأعمال متّقياً  و للغريب وطناً و للمريض شفاءً  و للمستجير حصناً  و للضّرير بصراً  و لمن ضلّ صراطاً  و لوجه الصّدق جمالاً  و لهيکل الأمانة طرازاً و لبيت الأخلاق عرشاً  و لجسد العالم روحاً  و لجند العدل رايةًو لأفق الخير نوراً  و للأرض الطّيّبة رذاذاً  و لبحر العلم فُلکاً و لسماء الکرم شمساً  و لرأس الحکمة إکليلاً  و لجبين الدّهر بياضاً و لشجر الخضوع ثمراً »  (لوح خطاب به شیخ محمّد تقی اصفهانی صفحۀ 69)

ترجمۀ مضمون: در هنگام نعمت سخاوتمند باش و در سختی شاکر.  در رعایت حقوق دیگران امین باشد و در برخورد با آنان خوشخو و گشاده جبین.  فقرا را گنج روان شو و اغنیا را ناصح مهربان.  فریادرس محتاجان باش و وفا کننده به عهد و پیمان.  در امور منصف، در جمع ساکت، در قضاوت عادل و نسبت به عموم متواضع باش.  در تاریکی جهل چراغی پر درخشش گرد و برای غم زدگان پیام شادی و گشایش.  تشنگان را دریا شو و رنج دیدگان را ملجأ و پناه.  مظلومان را حامی و پشتیبان باش و در عمل پارسا و با تقوی.  وطن غریبان شو و شفای بیماران و پناهگاه آوارگان.  کوران را چشم بینا شو و گمراهان را راهبر و راهنما.  زیبائی چهره حقیقت، زینت پیکر امانت و ستون بیت اخلاق باش.  برای جسم عالم روح حیات شو و سپاه عدالت را پیشرو و پرچمدار.  از افق راستی چون نور بتاب و همچون شبنم بر اراضی قلوب طراوت بخش.  کشتی دریای دانش شو و خورشید آسمان دهش و بخشش.  بر تاج حکمت چون گوهری درخشان باش و نور جبین عالم انسان و ثمرۀ درخت فروتنی و ایمان.

Advertisements
این نوشته در حقوق بشر ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای رفتار قرون وسطائی در قرن بیست و یکم

  1. alteymour :گفت

    تا حالا با خودت فکر کردی همچین رفتاری (که بیشترشون رو دروغ می گی ) چرا با یهودی های ایران یا کلیمی ها و زرتشتی ها نمی شه

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s