بحثی پیرامون 12 امام و پیدایش الهیات محور دوازده در شیعه 1

بحثی پیرامون 12 امام و پیدایش الهیات محور دوازده در شیعه در دو اکران

كاويان صاىق زاده میلانی

در یکی از مقالاتی که بلاگ ایستگاه تفکر دیده شده آقای شریفی نسب بر من خرده گرفته اند که شواهد موجود در مورد عدد دوازده را درست ندیده ام یا نخوانده ام و از قضا متخصصان فن و اساتید دانشگاهی نیز بد خوانده اند و نفهمیده اند و البته همه منتظر اقای شریفی نسب بوده اند که با حضور خود روشنگری کنند و راه درست را بنمایند.

در نوشته ایشان داریم که :

«- برای امثال ایشان و دیگر ناآگاهان به تاریخ حدیث، باید دو نکته مهم را در روش کار نویسندگان جوامع معروف حدیثی توضیح داد تا روشن شود که آیا بزرگانی مانند مرحوم شیخ کلینی، صدوق و طوسی احادیث را شفاهاً شنیده و برای نخستین بار آن‌ها را به کتابت درآورده‌اند یا آن‌ها نیز به نوبه‌ی خود از آثار مکتوب پیشین بهره برده و این جوامع را پدید آورده‌اند.

بعله باز هم اشتباه از ناآگاهان حدیث است که طبعا ً نگارنده این سطور نیز جزو آنها است. یعنی هرکس اسطوره سازی کرد و اسطوره پذیرفت «آگاه» است و هرکه روش علمی گزید و منابع علمی را با شک ّ لازم مطالعه کرد سست عنصر و «مستشرق» و بیگانه است و آشکارا «ناآگاه» است.»

و در ادامه می فرماید که:

«دقت در مثال فوق روشن می‌سازد که وقتی شیخ کلینی در کتاب شریف کافی مینویسد: «عدةٌ من اصحابنا عن احمد بن محمد بن عیسی» در واقع از کتاب‌های أحمد بن‌محمد بن‌عيسى روایت می‌کرده و چون خود در عصر او نمی‌زیسته، نام راویان معتبر این کتاب را که به وی اجازه‌ی روایت آن را داده بودند، آورده است و با ذکر این جمله، در حال نقل قول مستقیم از کتب حدیثی پیشین است؛ نه این که حدیث را با چند واسطه شفاهاً نقل کند.

به این ترتیب می‌توان دریافت که هر چند قسمت عمدة منابع سه قرن نخستین امامیه ـ از جمله اصول اربعمائه ـ به صورت مستقیم به دست ما نرسیده است؛ اما مصنفانی مانند کلینی (متوفی 329 ق) و صدوق (متوفی 381 ق) کتب خود را به استناد این کتب که در اختیار آن‌ها بوده، تألیف کرده‌اند.[18] لذا فساد این تصور که امثال شیخ صدوق و شیخ کلینی در قرون بعدی این روایات را به صرف اقوال شفاهی پیشینیان و برای اولین بار نوشتهاند، با کمترین آشنایی با علوم حدیث، ظاهر است.»

البته به استثنای مواردی که آورده شد مثل مورد زیر بحث که حدیثی را مرحوم احمد ابن محمد البرقی طوری آورده اند و همین حدیث وقتی در قرن بعد توسط شیخ بزرگ علامه کلینی در اصول کافی نقل می شود به نوعی ماساژ یافته و منقلب شده است که مشکل می توان آن را از حدیث اصلی بازشناخت و سوالات خضر از حضرت علی همه حذف شده تا دهه ها بعد در کمال الدین سر از زیر زمین بدر آورد و اضافاتی عجیب مثل نام همه ائمه و کنیه آنان و کنیه حضرت قائم (که البته قرار بوده مخفی باشد) بناگاه مثل علم غیب آورده شده، با این تفاوت که در 325 ه.ق دیگر علم غیب نبوده و آقای کلینی سنتی را نقل می کنند که هشتاد سال از آن گذشته و یک الهیات بر مبنای دوازده ساخته و پرداخته شده است. این بحث را من در پیش آورده ام و نیازی به تکرار آن نیست. مآخذ محققان غربی را هم در این موارد داده ام که برای همگان روشن باشد بی اطلاع از «پرایمری سورسها» (منابع اولیه) کیست؟

منبع آگاه بالا حال وجود منبع مهمی را به مخاطب خود اطلاع می دهد و گوشزد می فرماید که دوازده امام واقعیتی است تاریخی و غیر قابل انکار. حال به حدیث مورد نظر ایشان و متن ایشان برگردیم که می نویسد:

«یکی از قدیمی‌ترین متون بازمانده از اثنی‌عشریه، شانزده اصل از اصول اربعمائه است که اکنون به چاپ رسیده است.[22] یکی از این اصول، اصل ابی‌سعید عباد العصفری،  متوفای 250 قمری است. او در این مجموعه روایاتی را نقل می‌کند که پاسخ روشنی به تصورات آقای میلانی و منابعشان است؛ به عنوان مثال:

عباد عن عمرو بن ثابت عن أبی‌جعفر عن أبیه عن ابائه: قال: قال رسول الله : نجوم فی السماء أمان لأهل السماء فإذا ذهب نجوم السماء اتی أهل السماء ما یکرهون و نجوم من أهل بیتی من ولدی أحد عشر نجما أمان فی الأرض لأهل الأرض ان تمید باهلها.[23]

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ستارگان آسمان امان اهل آسمان‌اند هنگامی که ستاره‌های آسمان بروند، بر اهل آسمان آنچه نمیپسندند وارد میشود و ستاره‌هایی از اهل بیت من از فرزندانم، یازده ستاره، امان زمین‌اند تا زمین ساکنینش را نلرزاند.»

حقیر نیز به سهم خود خوشحالم که تکلیف «تصورات» من مشخص شد و سلام و صلوات پروردگاری را سزاست که با حضور اهل بیت وعده داده که اهل زمین دیگر نخواهند لرزید و با وجود زلزله و بمب و موشک و خمپاره و بمب هسته ای و اینها ائمه موجب امان زمین هستند و شکر خداوندی را سزاست که این بلایا را از سر مردمان برداشت و معلوم گردید آنچه نوشته اند و گفته اند و خوانده ایم شایعه بوده و الحمد حق ٌ لالله که زلزلت ِ الارض زلزالها نیز زمین را نخواهد لرزاند و تکلیف این نیز روشن شد. ولی بررسی متن نیز معرف حقایقی چند است. حضرت رسول تا آنجا که متن روایت می گوید (و متن روایت برای اشنایان با حدیث مشبک است) که ایشان (یعنی حضرت رسول) به حضرت علی فرمودند که از نسل من یازده نجم (ستاره) خواهد درخشید که باز با دوازدهی که آقای میثم شریفی نسب در پی آن هستند همخوانی ندارد و کمکی به حال ایشان نمی کند و دردی از دردهای ایشان نمی کاهد. البته شبهه نیست که تفسیر نجوم من أهل بیتی من ولدی أحد عشر نجما کار هر پژوهشگر تازه کاری نیست و ستارگان اهل بیت البته «دوازده» عدد هستند و یکی از معانی مصدری احدی عشر که تا به حال مخفی بوده عدد «دوازده» است و گمان مستشرقان در تعبیر آن به یازده عدم احاطه به متون عربی و حدیث است!

مسالۀ عدد دوازده در بصائرالدرجات الکبری البته ربطی به تعبیر تازه از احد عشر ندارد و این مساله را تمام محققان دانشگاهی همانطور که در زیر متن مقاله اصلی آورده ام و باز هم می بینم که نه اقای شریفی نسب به آن توجه کرده اند و خوانده اند و نه کامنت نویسان سخره که با پرایمرهای زبان و حدیث آشنا هستند.

–ادامه دارد

Advertisements
این نوشته در نقد تاریخی, اسلام ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s