طرح در جهت شناخت علت و معلول

کاظم رنجبر

kazem.randjbar@wanadoo.fr

پاریس 14 ژانویه 2008
نامه به رئیس انجمن پژوهشگران ایران
سرور عزیز آقای دکتر حسین لاجوردی، رئیس انجمن پژوهشگران ایران.
با عرض سلام و ادب ،
بلاخره با تمام مشکلات ، توانستم ، به سایت  انجمن راه پیدا بکنم. . این سئوالات مهم را که پیش کشید ه اید ، تا حد امکان ، روی آنها در زمینه جامعه شناسی سیاسی  ، نظرات خودم را ، بصورت یک طرح در جهت شناخت علت و معلول عرض بکنم. .
سئوالات ایکه شما پیش کشیده اید.
1- نبود اعتماد فردی و اجتماعی.
2- نبود اتکاء به نفس.
3- باورهای از دست رفته .
4- نا امیدهی های گسترده .
5- افسردگی جمعی.
6- بی تفاوتی محض نسبت به جامعه و آنچه بر آن می گذرد.
7- این ها سئوالاتی هستند ، که برای هر کدام ، میتوان یک تز دکترا نوشت. منتها در یک زمان محدود ، برای هموطنان ما که اغلب مشکلات  زندگی روزانه ، حتی از مطالعه و اندیشیدن روی چنین مسائل مهم ، باز می دارد، باید مطالب بصورت روشن و در عین حال دقیق ،و ساده نوشت و بیان کرد. رفتن در مفاهیم پیچیده و تئوریک ،چه بسا برای یک عده خسته کننده و کسالت آور باشند.
همانطوریکه اشاره کردم ، این موضوعات معلول، ناشی از یک جامعه بیمار است.بمانند تب ،یا ضعف عمومی در انسان ،که خودشان  نشانه بیماری شخص هستند. ولی همین معلول نیز در روند اجتماعی خود ، تبدیل به علت نیز می شود .به عنوان مثال ، وجود فقر  عمومی در جامعه ،چه بسا بخشی از انسان های  فقیرو فاقد مایحتاج ضروری را، به دزدی می کشد. ولی همین رواج دزدی در سطح جامعه ،  معنویات و باور های معنوی  جامعه را زیر سئوال می برد. به عبارت دیگر ، در یک مرحله ، خود معلول ، تبدیل به علت  نیز می شود . همچنانیکه  همین سئوالات ایکه شما  به آنها اشاره کرده اید ، در جایگاه خود ،علت نیز هستند. بهترین نمونه  همین رفتار ما ایرانیان خارج از کشور است. اگربر این باور هستیم که نظام استبدادی حاکم ، مانع سازمان دهی  تشکیلات اجتماعی و اعتراضی  علیه نظام می شود، چرا ما در خارج از ایران ، صاحب تشکیلات  اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی منسجم نیستیم ؟در حالیکه در خارج  از ایران ، ما با چنین مشکلاتی  روبرو نیستیم . در واقع همان نکات ضعف  ایکه شما به آن اشاره کرده اید ، آگاهانه یا ناخود آگاه ، به یک روش و منش ما ایرانیان تبدیل  شده اند .بیش از 3 ملیون ایرانی مقیم خارج ، اغلب نیز تحصیل کرده ،و تا اندازه ای نیز موفق، همه مان آزادیخواه ، وطن دوست ، عدالت خواه ، اما پراکنده ، همراه با عدم اعتماد فردی و اجتماعی …. نا امیدی های گسترده ، افسردگی  دسته جمعی .. بی تفاوتی  نسبت به آینده ملت و مملکت ، روبرو هستیم.
*****************************
انسان موجودی است  دو بعدی . بعد طبیعی انسان ،و و بعد فرهنگی انسان ، از خصو صیات  اصلی  بشر است.در بعد طبیعی انسان ، رفتار های طبیعی اش ، مثل  تمام حیوانات بروز می کند.  غریزه زیستن ، غریزه دفاع از خود ، غریزه نگرانی از آینده ، محافظه کاری و……
اما از آنجائیکه انسان حیوانی است صاحب شعور ، و دارای قدرت تفکر و تعقل است ، لذا دارای قدرت آموختن و حفظ تجربیات خود و دیگران نیز هست. لذا در طول قرون ، با تکیه بر عقل و شعور و آگاهی های خود ، نسبت به طبیعت و انسان های دیگر ، انسان به زندگی اجتماعی روی آورده است. در این زندگی اجتماعی انسان است ، که اولین نطفه یک سازمان نظم دهنده ، جامعه ، و در عین حال صاحب قدرت ، بنام دولت شکل گرفته است.این زندگی اجتماعی  همراه با قوانین و رسومات و ارزشهای اخلاقی ، در مراحل مختلف و تکاملی خود ، صورت بندی های  های مختلف اجتماعی  را آفریده است.دوره های زندگی   گروهی ابتدائی ،
دوره های برده داری ،  دوره های خان خانی  قبیله ای و عشیره ای ،  فئودالیته ، دوره های نظام های پادشاهی ، بلاخره دوره نظام های جمهوری ، در جوامع بشری پیدا شده اند ،و به مرور جای خود را به نظام های  پیشرفته و مترقی داده اند.در هر یک از این دوره ها ، سازمان دهی نظم جامعه ،و قوانین و رسومات حا کم در بطن جامعه ، دلایل  وجودی و منطقی  خود را داشتند. وقتی که کسی به مقام سلطنت و پادشاهی میرسید ، در حقیقت ، عملأ   لیاقت خود را در فرماندهی ، دفاع از وطن و سرزمین خود  در مقابل دشمنان متجاوز ،و کاردانی در مدیریت و اداره جامعه نشان  را میداد،و هم اینکه ، شعور و آگاهی ملت ملت  تا آن حدی بود ،که وجود یک شاه- یا رهبر ، یا حاکم مطلق را قبول می کرد.  زیاد به گذشته نگاه نکنیم ، در همین 29 سال پیش ، مگر 90 درصد ملت ، حتی تحصیل کرده ها ئی که بعضی از آنها  بیش از 20-تا 30 سال در اروپا- آمریکا ، در دموکراسی های غربی زندگی کرده بودند ، آیا به صف نیا یستادند و آقای خمینی را ،که چند سال قبل از انقلاب ، علنأ در کتاب ولایت فقیه ملت را صغیر دانسته و احتیاج این ملت صغیر را،  به ولی امر مسلمین ، بطور روشن و آشکار بیان کرده بود ، ملت با رای خود به آقای خمینی ، صغیرو محجور بودن خود را تائید و تصدیق نکرد؟آقای خمینی را  را  ملت ایران  رهبر بلامنازع خود کرد. برای اینکه قرنها است که ما ملت ایران را با این اندیشه بار آورده اند ،که ما احتیاج به یک ناجی  داریم ،که ما را از فقر و بدبختی و ظلم حاکم در جامعه نجات بدهد. حتی در این یاس نا امیدی ، در چنان  انتظاری به سر می بریم ،که شاعر ایرانی ،  زنده یاد اخوان ثا لث ، چند سال قبل از انقلاب  علنأ می نویسد :نادری پیدا نشد اسکندری پیدا شود!این یاًس مطلق و عدم اعتماد  به خود و نبود  همبستگی ملی  در بین ملت است  ،که حتی شا عرا ش  به آمدن اسکندر متجاوز ویرانگر  راضی بود!
شما در دنیا ، کدام ملت را می شناسید ،که 1400 سال پیش ، اعراب  به وطن اش حمله بکند ، پیرو جوان  را از دم تیغ بگذراند ، زنان و دختران ،و حتی پسر بچه های ایرانی را اسیر کرده و به عنوان  برده و کنیز ، در بازار های مکه و مدینه  برای استفاده  های جنسی و کار مفت  بفروشند ،متجاوزان به ایران  خود را  مولا و ایرانی را موالی بنامند ،و این رفتار تحقیر آمیز را مدت 200 سا ل با ایرانیان داشته باشند، امٌا همین ایرانی ،مدت 14 قرن است ،که برای متجاوزین  به وطن و ناموس اش ، 12 ماه سال  عزا دار است و  به سرو کله  اش قمه و زنجیر می زند ،و حتی اسم های فرزندان اش را  با پیشوند غلام ، چون غلام
علی ، غلام حسن ، غلام حسین ، غلام  رضا  می گذارد!و چند قرن بعد متجاوزان دیگری ، چون چنگیزو ، تیمور  ، به ایران حمله می کنند ، باز هم می بینیم ، که نام چنگیز ، تیمور ، هلاکو ، بخشی از نام های  ایرانیان هستند؟! کلمه غلام ،که جمع آن در عربی غلمان  می شود ، به پسر بچه ای می گویند ، که  صاحب اش از او استفاده جنسی میکند . این کلمه در قران نیز آمده است و یکی از نعمت های بهشتی در باور مسلمانان است. حوری و غلمان.!!!!
خود اعراب  اسم غلام ، به فرزندان خود نمی دهند ، بلکه از  کلمه عبد استفاده می کنند . مثلأ می گویند : عبد الله ، عبد المحمد ، عبد المجید ، عبد الحمید. اما ایرانی آنقدر از تاریخ و فرهنگ  اسلام و دین خود بیگانه است   ،که حتی نمی داند که وطن اش  چراو چگونه اشغال شد و او را چگونه مسلمان کردند! تا دوره عباسی  بلاجبار ، در هرخانه ایرانی یک عرب زندگی می کرد. و این عرب  به عنوان پلیس امر به معروف و نهی از منکر ، عبادات و نماز و اجرای احکام  اسلامی ایرانیان را می پائیدو این پلیس منکرات ، حق زندگی و مرگ ایرانی را  به دلخواه خود داشت. وایرانی را بخاطر  روزه خواری، قضا رفتن نمازش ، تنبیه می کردو چه بسا ، تحویل محاکم   احکام دین می داد.امروز 14 قرن بعد ،بازماندگان آن اعراب متجاوز  پلیس منکرات را در ایران دایر کرده اند،که در هزاره سوم ،در چهار راه های تهران و شهر های بزرگ،  پسران و دختران و زنان ایرانی را  بخاطر  نوع  ورنگ لباس،و حجاب اسلامی و موی سر  علنأ کتک می زنند ، بازداشت می کنند ، در ملاً عام شلاق می زنند.
در صوریتکه  بنا به نص صریح قران مجید ، هیچ دین و مذهبی با تجاوز نظامی ، با زور شمشیر و قتل عام ملتی ،  در زبان دیگری ، با پیامبر  غیر بومی ،بر ملت دیگر نباید تحمیل شود .
(1)سوره ابراهیم آیه 4  در قران چنین آمده است. «و ما ارسلنا من رسول الابلسان قومه لیبین لهم: ما هیچ پیامبری نفرستادیم ، مگر به زبان  آن قوم، که برایشان بیان بکند.
(2)سوره یونس آیه 47 –ولکل امته رسولفاذاجاءرسولهم قضی بینهم بالقسطوهم لایظلمون.«برای هرامتی پیامبری باشد ، پس زمان ایکه پیامبرشان آمد میانشان به دادگری  حکم شود.
(3)سوره النحل ،آیه 36-ولقد بو ثنانی کٌل امته رسولأان عبدوالله.«بی گمان ما در میان هر ملتی ، پیامبری بر انگیختیم ،که بگوید  خداوند را پرستش بکنید» .
این آیات صریح و روشن  خود قران مجید است که می فرماید ، خداوند برای هر ملتی  در زبان آن ملت پیامبر فرستاده است . تا آنجائیکه من می دانم ، زبان ملت ایران  چه امروزو چه 14 قرن پیش  زبان عربی نیست و نبود ،وقریب به اتفاق ایرانیان حتی امروز هم  زبان عبادات  و کتاب دینی خود را نمی دانند. ایرانیان در زبان خود پیامبری داشتند  که داری کتاب  مقدس خود بود ،و قوانین خود را داشت. این جا هدف تبلیغ دین زردشتی نیست ، بلکه بیان یک واقعیت تاریخی و دینی است ،که دین اسلام را به زور شمشیر  بر ایرانیان تحمیل کرده اند ، همچنانیکه حکومت اسلامی ، یعنی جانشینان  خلفای اموی و عباسی ، امروز تحمیل می کنند. ممکن است. ممکن است  جانشینان خلفای اموی و عباسی امروز ه در ایران  بگویند ، ما جانشینان  حضرت علی (ع) امام اول شیعه یان هستیم !!! این یک دروغ  دینی و تاریخی  است . بعداز معاهده صلح بین  حضرت امام حسن (ع) با معاویه و شهادت  حضرت حسین(ع) در کربلا ، از از فرزندان امام اول شیعه یان کسی به سلطنت و خلافت نرسیده است. به همین جهت نیز شیعه یان مومن ، در انتظار حضور امام غایب هستند ،و حکومت های زمینی را مشروع نمی دانند . اگر صاحبان قدرت و حکومت در ایران امروز بر این باورند ، که ما پیروان  دوازده اما م هستیم ،و ایمان و احترام  ما  به این امامان ، بخاطر مقام معنوی و اخلاقی و معصومیت و پاکی آنان است ، چرا در آن صورت ، در زندگی شخصی و و اجتماعی خود ، از آن امامان پیروی نمی کنند ؟آیا  این حاکمان هم مثل آن امامان پاک و معصوم هستند؟ خون هیچ بی گناهی را به زمین نریخته اند ؟ اموال کسی را  ، یا ملتی را به تاراج نبرده اند ؟ به جان و ناموس کسی تجاوز نکرده اند؟ آیا این حضرات حاضر می شوند،که یک کمیسیون بی طرف ، منتخب ملت ، در باره  ثروت های آنان و فرزندان شان  تحقیق بکند  ،تا معلوم شود ، این حضرات  پیرو  خط مولای متقیان  حضرت علی ابن ابیطالب هستند؟  اگر حاضر می شوند چنین  کمیسیونی  روی ثروت های این حضرات و فرزندانشان تحقیق بکنند ، لطفأ آن را از طریق رسلانه های گروهی هر چه سریعتر  اعلام بکنند.ولی  معلوم است که این حضرات ، دین و مذهب شیعه را تبدیل به ایده ئولوژی سیاسی خود کرده اند . این حضرات دیندار نیستند ، بلکه دین فروش و مردم فریب هستند .
وقتی که ملتی  این چنین از تاریخ خود ، تاریخ  دین تحمیلی خود  بیگانه است ،شما چه انتظاری از آنان ، در زمینه همبستگی ملی ، عرق ملی ، امید به آینده  را دارید؟
گذر جامعه فعلی ایران  یعنی امت مسلمان ایران ،و تبدیل آن ، به جامعه مدنی ، از طریق  آگاهی ، و شعور اجتماعی  و درک مفهوم و فرق  امت  با ملت ،و آشنائی به فلسفه سیاسی امکان پذیر است. .این تحول و گذر ، راهی است بس طولانی ،و لازمه اش، کار های مطالعاتی ، تحقیق ، پژوهش و داشتن اعتماد  به خود و به ملت است. مسلمأ ملت ایران در جلو خود دو راه بیشتر ندارد.
1-تکه تکه شدن ایران توسط قدرت های خارجی و عوامل تجزیه طلب  داخلی ،که نظام حاکم  استبدادی و فرهنگ ستیز ، راه را  برای این اندیشه های  ایران بر باد ده آماده می کند،و آب را در آسیاب تجزیه طلبان می ریزد.
2- راه دوم همبستگی ملی ، تحت یک نظام برخاسته از آگاهی  سیاسی و رسیدن هر هر ایرانی به یک سطح از آگاهی  اجتماعی است ، که اینبار  هر ایرانی خود را  صاحب این مملکت  بداند و برای خود در این مملکت و جامعه ایرانی  داری حقوق و مسئولیت شهروندی بداند .
– به قلم کاظم رنجبر. دکتر درجامعه شناسی سیاسی.

Advertisements
این نوشته در سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s