نامه سرگشاده هوشنگ فنائیان به جامعه روحانیت روشن ضمیر واندیشمند و فرهیخته ایران زمین

نامه سرگشاده هوشنگ فنائیان به جامعه روحانیت روشن ضمیر واندیشمند و فرهیخته ایران زمین

(خدمت جامعه روحانیت روشن ضمیر و اندیشمند و فرهیخته ایران زمین)

اگربخواهیم جامعه روحانی حقیقی رابرای جهانیان تعریف کنیم :

آیا ازعبا و عمامه و نعلین می گوئیم؟

آیا از درس و وعظ و منبر می گوئیم ؟

آیا ازخطبه عقد و ازدواج و طلاق می گوئیم؟

یا از عرفان نظری و عملی و اخلاق الهی و تخلق به صفات ربانی و وحدت نظر وعمل و شجاعت و جسارت و جرات و روح الهی و…. که با مشاهده آن می توان اسلام را به همگان نشان داد ؟

چگونه می توانیم روحانی و جامعه روحانیت را آنگونه که باید باشد اول برای خود روحانی واز دل و قلب یک روحانی استخراج کرد؟ ودرک کرد؟ و به جهانیان عملاء نشان داد ؟

اگرروح انسانی و روح ایمانی راازاین لباس انفکاک نمائیم چه باقی میماند؟

علماء در جوامع دینی چه مقامی دارند؟

ومردم جهان چه انتظاری ازاین مقامات روحانی بلند پایه می توانند داشته باشند؟

درقرآن اطاعت کسانی که در دین راسخ هستند را تاکیدفرموده است اما واقعاء چه کسانی دردین خدا راسخ هستند؟

آیا دراسلام یا مسیحیت یا یهود علما افرادی هستند که خونشان پر رنگ تر است؟

آیا بواسطه لباس و مقامشان از مقام انسانی یک قدم بالاترهستند؟

یا افرادی هستند که بخاطر انتخابشان مسئولیت سنگینی بر دوش دارند؟

یک پزشک با جان یک بیمار مواجه است .

یک روحانی و عالم دینی با روح یک ملت مواجه است .

من یک شهروند ایرانی هستم یک شهروند بهائی ایرانی.

یک اقلیت غیر رسمی ؛ اما یک انسان با کلیه حقوق شهروندی.

اما حقوقی که از آن میگویم حقوقی نیست که دولت یا مجلس بخواهد به فردی بدهد یا ندهد.

حقوقی که ازجانب خداوند در ذات و فطرت انسان به بشر هدیه داده شده است.

اما امروز شاهدیم در کشور مقدس ایران که به نام اسلام وبه نام لباس مقدس روحانیت حکومتی ایجاد شده این هدیه الهی از صدها هزار نفر سلب شده است.

و متاسفانه شاهد سکوت عمیق وطولانی شماعلما و جامعه روشن ضمیر واندیشمند روحانیت هستیم.

شما ای بزرگان دین شما که مقام مرجعیت وتخصص دردین و احکام و تعالیم الهی برای خود بعد ازسالها تلاش و

کوشش و ممارست قائل هستید آیا در کنار خود مشاهده نمی فرمائید که زندانی ساخته شده و جمعی (بی گناه) سالها

در فشار های متعدد مبتلا هستند.

شما در بالای منبر چه می گوئید ؟

و برای که می گوئید ؟

و از که می گوئید ؟

از اخلاق ؟ از اجرای تعالیم و احکام ؟ از رسول و ائمه و رعایت دین توسط مردم ؟

آیا مسئولیت شما در کلاس درس و وعظ و سخنرانی و بالای منبر به پایان می رسد ؟

اگر خدای نکرده مسلمانانی بی گناه و مظلوم در کشوری غربی یا شرقی به حرمتشان اهانتی گردد آیا سکوت را جایز می دانید ؟ تا این هتک حرمت ادامه یابد ؟

اگر قبرستان گروهی از شیعیان بدست تعدادی جاهل و نادان یا خودسر در کشوری تخریب گردد سکوت را جایز می دانید تا باقی قبرستانها هم نابود گردد ؟

اگر از ادامه تحصیل تعدادی از مسلمانان جلوگیری نمایند که چرا ؟ که اینان به علت مسلمانی حق تحصیل ندارند آیا در منبر و کلاس درس سکوت اختیار می کنید ؟

اگر دهها خانه مسلمانان با لودرهای بی دینان با خاک یکسان شود فریاد وادینا بلند نخواهید کرد ؟

اگر به حرمت و عفت و عصمت زنان و دختران مسلمان حتی در گفتار و نوشتار هم تجاوزی صورت گیرد آیا سکوت می نمائید تا این رفتار کثیف و غیر انسانی ادامه یابد ؟

حال چه شده که هموطن شما مجبور گشته از شما سئوال نماید و بقول علمای شیعه واجب الجواب است که شما در ظلم وارده به بهائیان و سایر مظلومین چرا ساکتید ؟

در این زمان نه جای اثبات دین است نه نیاز به آن ؛ که اساس تمام ادیان الهی یکیست و بنا به اراده الهی و مقتضای زمان دستان خداوند باز و خدا قادر است هر که را صلاح بداند در هر زمان که بخواهد برای هدایت بشر مبعوث فرماید و رسول خود مقرر سازد.

در این زمان خاص سئوال از شما روحانیت روشن ضمیر و آگاه دارم که اگر صدها هزار اقلیت غیر رسمی و شاید هزاران نفر بت پرست ؛ کافر ؛ مشرک ولی انسان در کشورشما بخواهد از حقوقشان و حق زندگی خودشان جویا شود شما چه پاسخی می دهید ؟

و پاسخ شما با پاسخ رسول خدا و ائمه اطهار هماهنگی دارد ؟

رسول خدا در زمان غلبه بر غیر مسلمانان چه رفتاری داشت و ما امروز شاهد چه رفتاری هستیم ؟

بر بالای منبر می روید که چه شود ؟

که مردم هدایت شوند ؟

که به صراط مستقیم دلالت کنید ؟ و حساب و کتاب قیامت را تذکر دهید ؟

به فضائل دعوت نمائید ؟ یا از بهشت و دوزخ می گوئید ؟ و چگونه ؟

تنها با گفتاری شیرین ؟ در حالی که برادر و خواهر همنوع شما به اتهاماتی واهی و دروغین متهم می گردد و اجازه احقاق حقوق شهروندی به او داده نمی شود تا از خود کوچکترین دفاعی نماید که دفاع او را اهانت به اسلام و تبلیغ بر علیه نظام و اخلال در امنیت ملی می دانند اما اهانت به او را در جهت حفظ کشور می دانند و ضروری و واجب می شمرند ؛ و شرایطی را بوجود می آورند که آبروی ایران و اسلام در انظار جهانیان به چالش کشیده شود .

در رسانه های کشور که به نام اسلام و به نام حفظ جامعه روحانیت قلم می زنند متاسفانه تهمت و دروغ و افترا به همه اقشار مردم جریان و سریان یافته و شما چرا ساکتید ؟

آیا مقتضای لباس و مقام و شان و منزلت شما در این سکوت است ؟

از سیاسیون باید انتظار انسانی داشت اما آنان خود را به هزاران بهانه توجیه می کنند که مصلحت و سیاست اقتضا می کند که برخی بی گناه کشته شوند برخی مظلومانه زندانی شوند و هزاران خانه هم تخریب گردد و به دهها قبرستان وحشیانه حمله شود و بسیاری از ادامه تحصیل بی دلیل محروم گردند و برخی تحت فشارهای غیر انسانی قرار گیرند که چه ؟ تا سیاست های ایشان دوام و بقا یابد ؟

آیا شما با توجیه ایشان موافق هستید ؟

مسلم می دانم اگر به نام دین و به نام رسول خدا اعتقاد قلبی و عملی داشته باشید با ظلم و تجاوز و هتک حرمت و تهمت و افترا و دروغ مخالف خواهید بود .

اما فقط بگوئید اگر این سکوت دلیل رضایت نیست دلیل چیست ؟

در طول تاریخ ادیان , حرکت ادیان به جلو به واسطه روحانیت روشن ضمیر و واقع بین بوده است که هرگز از ظالم ترس به خود راه نداده است و به فرموده قرآن و رسولش به گفته ها گوش فرا می دهد ؛ تعمق می کند؛ تفکر می کند ؛ تفحص می کند ؛ کاوش و کنکاش می کند تا حقیقت آشکار شود و به ملتی آسیب نرسد .

آیا حسین (ع) سیدالشهدا روحی و ذاتی لتربته الفدا در زمان شهادت از تعداد کثیر دشمن و تعداد قلیل دوستان آگاه نبود ؟

یا خبر از شهادت خود و جمع یارانش نداشت ؟

آیا ترس از شهادت علی اکبر یا علی اصغر داشت ؟

یا نگران دین رسول خدا بود که به دست آن نفس مقدس امانت بود ؟

حال نیزدین رسول خدا دست تعدادی از علمای متفکر و اندیشمند امانت است .

و اجحاف و ظلم و فشار به گروهی بی گناه در کنار شما خیانت در این امانت نیست ؟

البته امروز تنها بهائیان بی گناه دچار این جریانات دین ستیز و خود سر نیستند که شاید دولت با توان اطلاعاتی و انتظامی هم توان مقابله با آنان را یا ندارد یا نمی خواهد داشته باشد .

امروز میلیونها مردم از شما انتظار دارند شرایطی را فراهم آورید تا همه با هم از هر قوم و قلبیه و دین و مذهب بتوانیم در جهت آبادانی و سرافرازی ایران هم قدم و همراه شویم .

شاید این فرصتی مغتم برای شما بزرگان دین در این ایام تاریخ ساز باشد که با تاکید و تائید حقوق شهروندی جمیع مردم ایران از هر دین و مذهب و قوم و قبیله در برابر امتحان الهی سر بلند و سرافراز گردید .

آیا با شجاعتی که رسول خدا و ائمه برای این لباس مقدس یادگار گذاشته اند بر بالای منبر و کلاس درس حاضر خواهید شد ؟ و یا سر در گریبان فرو برده و به مجلس درس یا بالای منبر تشریف برده و به چپ و راست هم نگاهی می کنید تا مبادا به شما این تهمت وارد شود که خدای نکرده شما هم اهل تحقیق و تفکر و جویای حقیقت هستید ؟ چرا که برخی هر چند قلیل می گویند که تحقیق و تفکر و تحری حقیقت و انتخاب اندیشه جرم است ؟.

در خاتمه از کلیه علما و روحانیان متفکر و اندیشمند و روشن ضمیر و اگاه پوزش می خواهم ؛ خدای نکرده در این چند سطر نه قصد اهانت به ساحت رفیع روحانی را دارم نه ادعای فضل و کمال نه قصد سیاسی یا تجاوز از قانون مدنی کشور بلکه با مسئولت شخصی این مطالب را منتشر می سازم به این امید که باشند دانشمندانی که به درد دل یک شهروند بهائی ایرانی گوش فرا داده اگر در هر کلام و نقطه ای از عرایض اشکالی مشاهده می فرمایند اول با بزرگی خود حقیر را بخشیده و بعد باب گفتمانی انسانی و بدون هراس را ایجاد نمایند

در پایان مجدد بر شما سلام و درود می فرستم که اگر سلام واجب است جواب سلام واجب تر است .

هوشنگ فنائیان

شهروند ایرانی بهائی از شهرستان آمل مازندران

Advertisements
این نوشته در حقوق بشر ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s