مسالۀ امام دوازدهم و ادعاهای سید علی محمد باب (حضرت اعلی) 1

مسالۀ امام دوازدهم و ادعاهای سید علی محمد باب (حضرت اعلی) 1

(از وبسایتها و بلاگهای موازی خواهشمندم تا یک هفته پس از نصب مقاله آن را در ج نکنند. هر درجی باید با ذکر منبع و دادن لینک به مقاله اصلی همراه باشد. با سپاس)

کاویان صادق زاده میلانی

در مقاله های پیشین آوردم و محققان آکادمیک نیز بر آنند که مسالۀ امام دوازدهم در شیعه مطابق عقاید شیعه امروزی، یک تحول تاریخی مربوط به بعد از وفات امام یازدهم بدون جانشین منصوص است. در دو مقالۀ پیرو مسالۀ عدد «دوازده» در مورد ائمه من منابع شیعی بررسی شدند و مشخص شد که عدد دوازده یک عدد ساختگی کربوط به دهه های بعدی است و البته منکر دشواری این واقعیت در متون شیعی بر پیروان شیعه نمی شوم. ولی مساله پژوهش و تحقیق است و اعداد مورد نظر نشان می دهد که در محکمترین منبع و سند تاریخی شیعه که کتاب کافی است متن مملو از تناقض و آشفتگی و بقول معروف مشبّک است.

مروری کوتاه بر مسالۀ عدد «دوازده» امام و آشفتگی متن اصول کافی از شیخ کلینی

اصول کافی جلد 2 ص 480

محمد بن یحیی …عن ابی جعفر (ع) عن جابر بن عبدالله انصاری:

«دخلت ُ علی فاطمة علیها السلام و بین یدیها لوح فیه اسماء الاوصیاء من ولدها فعددت اثنی عشر آخرهم قائم (ع). ثلاثة منهم محمد و ثلاثة منهم علیّ»

بر فاطمة علیها سلام وارد شدم در دستانش لوحی بود که نام اوصیا از فرزندان او در آن بود و چون شمردم دوازده عدد بودند و آخرین آنها قائم بود. سه تای آنان محمد هستند و سه تایشان علیّ..

این روایت می رساند که از فرزندان فاطمة دوازده نفر اوصیا داریم که آخرین آنها قائم است. این امری است که برای آکادمیکهای غربی دشوار است وشمارش دوازده نفر از فرزندان حضرت فاطمه که ائمه باشند برای ایشان دشوار است. البته شکی نیست که این امر برای مخاطبان آگاه مساله ساز نیست و مطمئناً این مساله را حل می کنند. به هر حال با دوازده فرزند حضرت فاطمة به سیزده امام می رسیم چون حضرت علی (ع) را نیز باید اضافه به دوازده فرزند بانوی اول اسلام کنیم، مگر آنکه بهائی ستیزان برای اثبات حقانیت کلینی از امام علی ّ خلع امامت کنند که تنها راه چارۀ آنهاست و گرنه متن مفرّی برای آنان ندارد.

این حدیث مسالۀ دیگری نیز دارد که از بین ائمه اطهار چهارتای آنها (امامها علی ابن ابی طالب و امام چهارم، هشتم و دهم) علی نام دارند و اشارۀ مرحوم کلینی به «سه علیّ» اشتباه بزرگی است که از این شخصیت بزرگ و محدّثی که کتابش بنابر روایت پذیرفته شده از قائم آل محمد «کاف ٍ لشیعتنا» بسیار عجیب است.

و ایضا داریم که:

اصول کافی جلد 2 ص 482

«محمد بن یحیی عن محمد بن احمد …عن ابی جعفر (ع) قال َ: قال َ رسول الله انّی و اثنی عشر من ولدی و انت َ یا علیّ زر ّ الارض یعنی اوتادها و جبالها»…

رسول خدا فرمود که من و دوازده عدد از فرزندانم و تو علی ّ بند و قفل زمین هستیم یعنی میخها و کوههای زمین

بازهم محاسبه ساده ای در پیش روی ما است که با الهیات دوازده نمی خواند و به الهیات سیزده مشابهت دارد. یعنی 12 نفر از فرزندان به علاوۀ حضرت علی ّ (12+1 =13).

اساس مساله حال دستخوش تحول است. یعنی از فرزندان فاطمه دوازده امام داریم و این بدون شمارش و چینش حضرت علی است. از سوی دیگر امامها سیزده شمرده شده اند یعنی دوازده + یک.

بحث در مسالۀ دوازده امام و تعداد ائمه باید از متون کافی شروع شود که پس از گذشت هفتاد سال از آخرین امام توانسته بهترین شواهد و قرائن را برای اثبات درستی باور به «دوازده» امام ارائه دهد. حال یک نمونه دیگر از کافی:

اصول کافی جلد 2 ص 477

«سمعت ُ علیّ بن الحسین: ان ّ الله خلق محمدا ً و علیّاً و احد عشر من ولده ِ من نور عظمته ِ…یعبدونه قبل خلق الخلق یسبحون َ الله و یقد سونه و هم الائمه (ع) من ولد رسول الله

شنیدم از علی پسر حسین که خدا محمد و علی و یازده فرزند او را از نور عظمت خود افرید…او را عبادت می کردند پیش از آفرینش مخلوقات، خدا را تقدیس وتنزیه می کردند و ایشان ائمۀ از فرزندان رسول خدا هستند

باز هم مولف کافی حدیثی ارائه می کند که ائمه را از فرزندان رسول خدا می شمارد. باز هم مساله همان مسالۀ پیشین است که ائمه بنا بر متن از فرزندان رسول خدا هستند و از نظر باور شیعه البته چنین نیست و حضرت علیّ جزو ائمه هستند ولی فرزند رسول خدا نیستند. باز هم حدیث دلالت شفاف و غیر قابل انکار به دوازده امام دارد بدون حضرت علی( و با حضرت علی می شود 13 امام.)

و داریم که:

اصول کافی جلد 2 ص 482

«قال رسول الله: من ولدی اثنی عشر نقیبا ً…آخرهم القائم.»

رسول خدا گفت که از فرزندان من دوازده سرپرست داریم…که آخرین آنها قائم است..

باز هم مشخص است که ائمه باید از فرزندان رسول خدا باشند و حضرت علی از فرزندان حضرت نیستند.

البته متون کافی و تاریخی حدیث از این که نوشتم نیز اشفته تر و پراکنده تر است و حقیقت مساله این است که بین یازده تا سیزده امام در نوسان است. توجه داشته باشید که اگر چیز بهتر و دقیقتریی در بساط محدثان دهه های اول پس از فوت امام یازدهم یافت می شد شیخ کلینی آن را می آورد و عرضه می نمود. با مطالعه دقیق این بخش اصول کافی فقط می توان به یک نتیجه رسید و آن همان است که عرض شد و تقریبا ً هیچ حدیثی در این باب از استحکام متن برخوردار نیست. فرازهایی در میان متون احتمالا ً اصلی هستند ولی متون پراکنده و آشفته و سوراخ دار است.

مسالۀ قائم، مهدی و امام دوازدهم در تعبیر بابی

متون بابی در این مورد تنشهای مهمی دارد که در قسمت بعدی به ارائه چند عدد آنها می پردازم. برای نمونه در مقامی حضرت طاهره خود را «کلمۀ قائم» می نامد یعنی کلامی که از قائم صادر شده است و در این ماجرا در شرح بدشت آمده است و در ماجرای شروع نهضت ازادی زن در ایران، یعنی کشف حجاب این شیرزن بابی. پس در مباحث روز بابی مسالۀ قائم مطرح بوده است و انتظار ظهور نزدیک قائم یک مسالۀ روزمره بوده است.

به هر حال حضرت باب در دلائل سبعه می فرماید که:

«…مقامی که اول خلق است و مظهر انّنی انا الله است چگونه خود را به اسم بابیت قائم آل محمد ظاهر فرموده…تا آنکه مردم مضطرب نشوند.»

یعنی مسالۀ ادعاهای تدریجی و دعوی بر مبنای استعداد مردم و ظرفیت آنها بوده است. متون بابی و بهائی روند خردمند خاصی را در این باره دنبال می کنند و دو مطلب مهم فلسفه متون بابی را اداره جهت می دهد.

الف. اعلان تدریجی دعوی بنابر ظرفیت مخاطب

ب. رفع اوهام و زدودن وهم دینی از حلقۀ مومنان.

دنباله دارد

Advertisements
این نوشته در نقد تاریخی, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s