جمع بندی و بازنگری کوتاهی در یادداشت اخیر میثم شریفی نسب

(از وبسایتها و بلاگهای موازی خواهشمندم تا یک هفته پس از نصب مقاله آن را درج نکنند. هر درجی باید با ذکر منبع و دادن لینک به مقاله اصلی همراه باشد. با سپاس)*

جمع بندی و بازنگری کوتاهی در یادداشت اخیر میثم شریفی نسب

کاویان صادق زاده میلانی

قال رسول الله: من ولدی اثنی عشر نقیبا ً…آخرهم القائم (اصول کافی).»

رسول خدا گفت که از فرزندان من دوازده سرپرست داریم…که آخرین آنها قائم است

دخلت ُ علی فاطمة علیها السلام و بین یدیها لوح فیه اسماء الاوصیاء من ولدها فعددت اثنی عشر آخرهم قائم (ع). ثلاثة منهم محمد و ثلاثة منهم علیّ (اصول کافی) »

بر فاطمة علیها سلام وارد شدم در دستانش لوحی بود که نام اوصیا از فرزندان او در آن بود و چون شمردم دوازده عدد بودند و آخرین آنها قائم بود. سه تای آنان محمد هستند و سه تایشان علیّ..

مقدمه

بحث اخیر با میثم شریفی نسب به اینجا رسید که از شش حدیث بررسی شده در بخش مربوط به عدد دوازده هیچکدام استحکام متن نداشتند و در معرفی ائمه بین 11 تا 13 امام در نوسان بودند. در اینکه این مطلب و مراجعه به متون البته برای کسانی که قرنها باین باور خو کرده اند دشوار است . برای نمونه برای کسانی که باور داشتند زمین مرکز جهان و محور کهکشانها است پذیرش نظر آلترناتیو دشوار بود و مشکل به آن تن دادند. مقاومت فکری و نپذیرفتن شواهد زیاد و سنگین موجود از کتب شیعی از سوی میثم شریفی نسب و همفکران او و زبان تند و توهین آمیز آنان را البته من به پای معضل به چالش کشیده شدن باورهای سنتی و تنش ناشی از مطالعه خود متون زیر بحث است. ولی به هر حال این بحث نیازمند باز کردن موارد لازم بود و حال که در ادامه مباحث قبلی این مقوله نیز به لطف حق باز شد فکر می کنم گفتمانهای بین مسلمانان و بهائیان بر پایۀ مطالعاتی بهتر و وارد کردن خرد و قرائت علمی متون در بحث باشد و این پایه ای درست و اساسی برای مباحث بعدی است. این بحثی بود که در مناظرات قبلی با علی تهرانی باز نشد و این فرصت خوبی برای پیش بردن بحث و باز کردن زوایای تازۀ آن بود. گونۀ استدلال میثم شریفی نسب نیز همانا «با یک گل بهار می شود» است یعنی با نشان دادن یک نمونه از حدیثی که از نظر محتوا سوراخدار است و بر وجود فقط یازده امام از نسل پیامبر دلالت دارد توقع دارند که خواننده بی طرف مجاب شود گرچه دنبالۀ همین اندیشۀ یازده را در کتب متاخر مانند کافی که دنبال می کنیم به کهکشانی از اعداد ضد و نقیض می رسیم که هیپگونه باور به دوازده امام را توجیه نمی کنند.

در مقاله تکمیلی اخیر در بخشی از آن مسالۀ دوازده در اصول کافی را مطرح کرده ام.

http://www.goftman-iran5.info/-othermenu-13/1395-2010-08-26-15-27-02

«مروری کوتاه بر مسالۀ عدد «دوازده» امام و آشفتگی متن اصول کافی از شیخ کلینی

اصول کافی جلد 2 ص 480

محمد بن یحیی …عن ابی جعفر (ع) عن جابر بن عبدالله انصاری:

«دخلت ُ علی فاطمة علیها السلام و بین یدیها لوح فیه اسماء الاوصیاء من ولدها فعددت اثنی عشر آخرهم قائم (ع). ثلاثة منهم محمد و ثلاثة منهم علیّ»

بر فاطمة علیها سلام وارد شدم در دستانش لوحی بود که نام اوصیا از فرزندان او در آن بود و چون شمردم دوازده عدد بودند و آخرین آنها قائم بود. سه تای آنان محمد هستند و سه تایشان علیّ..

این روایت می رساند که از فرزندان فاطمة دوازده نفر اوصیا داریم که آخرین آنها قائم است. این امری است که برای آکادمیکهای غربی دشوار است وشمارش دوازده نفر از فرزندان حضرت فاطمه که ائمه باشند برای ایشان مساله ساز است. البته شکی نیست که این امر برای مخاطبان آگاه مساله ساز نیست و مطمئناً این مساله را حل می کنند. به هر حال با دوازده فرزند حضرت فاطمة به سیزده امام می رسیم چون حضرت علی (ع) را نیز باید اضافه به دوازده فرزند بانوی اول اسلام کنیم، مگر آنکه بهائی ستیزان برای اثبات حقانیت کلینی از امام علی ّ خلع امامت کنند که تنها راه چارۀ آنهاست و گرنه متن مفرّی برای آنان ندارد.

این حدیث مسالۀ دیگری نیز دارد که از بین ائمه اطهار چهارتای آنها (امامها علی ابن ابی طالب و امام چهارم، هشتم و دهم) علی نام دارند و اشارۀ مرحوم کلینی به «سه علیّ» اشتباه بزرگی است که از این شخصیت بزرگ و محدّثی که کتابش بنابر روایت پذیرفته شده از قائم آل محمد «کاف ٍ لشیعتنا» بسیار عجیب است.

و ایضا داریم که:

اصول کافی جلد 2 ص 482

«محمد بن یحیی عن محمد بن احمد …عن ابی جعفر (ع) قال َ: قال َ رسول الله انّی و اثنی عشر من ولدی و انت َ یا علیّ زر ّ الارض یعنی اوتادها و جبالها»…

رسول خدا فرمود که من و دوازده عدد از فرزندانم و تو علی ّ بند و قفل زمین هستیم یعنی میخها و کوههای زمین

بازهم محاسبه ساده ای در پیش روی ما است که با الهیات دوازده نمی خواند و به الهیات سیزده مشابهت دارد. یعنی 12 نفر از فرزندان به علاوۀ حضرت علی ّ (12+1 =13).

اساس مساله حال دستخوش تحول است. یعنی از فرزندان فاطمه دوازده امام داریم و این بدون شمارش و چینش حضرت علی است. از سوی دیگر امامها سیزده شمرده شده اند یعنی دوازده + یک.

بحث در مسالۀ دوازده امام و تعداد ائمه باید از متون کافی شروع شود که پس از گذشت هفتاد سال از آخرین امام توانسته بهترین شواهد و قرائن را برای اثبات درستی باور به «دوازده» امام ارائه دهد. حال یک نمونه دیگر از کافی:

اصول کافی جلد 2 ص 477

«سمعت ُ علیّ بن الحسین: ان ّ الله خلق محمدا ً و علیّاً و احد عشر من ولده ِ من نور عظمته ِ…یعبدونه قبل خلق الخلق یسبحون َ الله و یقد سونه و هم الائمه (ع) من ولد رسول الله

شنیدم از علی پسر حسین که خدا محمد و علی و یازده فرزند او را از نور عظمت خود افرید…او را عبادت می کردند پیش از آفرینش مخلوقات، خدا را تقدیس وتنزیه می کردند و ایشان ائمۀ از فرزندان رسول خدا هستند

باز هم مولف کافی حدیثی ارائه می کند که ائمه را از فرزندان رسول خدا می شمارد. باز هم مساله همان مسالۀ پیشین است که ائمه بنا بر متن از فرزندان رسول خدا هستند و از نظر باور شیعه البته چنین نیست و حضرت علیّ جزو ائمه هستند ولی فرزند رسول خدا نیستند. باز هم حدیث دلالت شفاف و غیر قابل انکار به دوازده امام دارد بدون حضرت علی( و با حضرت علی می شود 13 امام.)

و داریم که:

اصول کافی جلد 2 ص 482

«قال رسول الله: من ولدی اثنی عشر نقیبا ً…آخرهم القائم.»

رسول خدا گفت که از فرزندان من دوازده سرپرست داریم…که آخرین آنها قائم است..

باز هم مشخص است که ائمه باید از فرزندان رسول خدا باشند و حضرت علی از فرزندان حضرت نیستند.

البته متون کافی و تاریخی حدیث از این که نوشتم نیز اشفته تر و پراکنده تر است و حقیقت مساله این است که بین یازده تا سیزده امام در نوسان است. توجه داشته باشید که اگر چیز بهتر و دقیقتریی در بساط محدثان دهه های اول پس از فوت امام یازدهم یافت می شد شیخ کلینی آن را می آورد و عرضه می نمود. با مطالعه دقیق این بخش اصول کافی فقط می توان به یک نتیجه رسید و آن همان است که عرض شد و تقریبا ً هیچ حدیثی در این باب از استحکام متن برخوردار نیست. فرازهایی در میان متون احتمالا ً اصلی هستند ولی متون پراکنده و آشفته و سوراخ دار است.

. کلینی بخشی از اصول کافی را به اثبات اهمیت عدد دوازده و مصداق آن بر ائمه اختصاص می دهد. در المحاسن، احمد البرقی اصلا عدد دوازده را مطرح نمی کند ولی دربارۀ ارزش اعداد 3 تا 10 و سابقۀ دینی ومعنوی این عددها بحث می کند.[10]باید فرض را بر این گذاشت که اگر در نزد ائمه عدد دوازده ارزش و ویژگی خاصی داشت از نظر مخاطبان صاحبنظر و مطرح امام نهم و دهم و یازدهم مثل پدر و پسر البرقی دور نمی ماند و در کتب معاصر مطرح می شدند و در قرون بعدی به اخبار شیعه اضافه نمی شدند. عدد دوازده و اهمیت آن و احادیثی که در بارۀ » دوازده » امام بحث می کند احادیثی هستند که بعد از استقرار روایات از سوی ابواب اربعه و مومنان نسلهای بعدی برای تثبیت موقعیت ایدئولوژیک و باورهای گروهی از شیعه ساخته و پرداخته شده است. یعنی پس از گذشت چند دهه از فوت امام حسن عسکری ناچار یک الهیات بر مبنای عدد «دوازده» برای توجیه موضع نواب اربعه راه اندازی می شود. متون پیشین حدیث چنین روایاتی ندارند»

ایشان به یکی از این موارد جوابی پر از مغلطه و بی توجهی کامل به متن حدیث داده اند که تعجبی هم ندارد. حال جواب ایشان را ببینیم:

نقل قول اول از من است و سپس نقد ایشان را ببینیم:

« بحث در مسالۀ دوازده امام و تعداد ائمه باید از متون کافی شروع شود که پس از گذشت هفتاد سال از آخرین امام توانسته بهترین شواهد و قرائن را برای اثبات درستی باور به «دوازده» امام ارائه دهد. حال یک نمونه دیگر از کافی: اصول کافی جلد 2 ص 477

«سمعت ُ علیّ بن الحسین: ان ّ الله خلق محمدا ً و علیّاً و احد عشر من ولده ِ من نور عظمته ِ…یعبدونه قبل خلق الخلق یسبحون َ الله و یقد سونه و هم الائمه (ع) من ولد رسول الله»

شنیدم از علی پسر حسین که خدا محمد و علی و یازده فرزند او را از نور عظمت خود افرید…او را عبادت می کردند پیش از آفرینش مخلوقات، خدا را تقدیس وتنزیه می کردند و ایشان ائمۀ از فرزندان رسول خدا هستند.»

از خوانندگان محترم خواهشمندم به حدیثی که ایشان نقل کرده اند و سپس به نتیجه گیریشان کاملا دقت کنند. در متن این حدیث ابتدا از خلقت «پیامبر اسلام و حضرت علی و یازده فرزند حضرت علی» یاد میشود. سپس در ادامه بعد از توضیحاتی، گفته میشود:

« هم الائمه (ع) من ولد رسول الله »

آقای میلانی از این عبارت نتیجه گرفته اند که:

باز هم مولف کافی حدیثی ارائه می کند که ائمه را از فرزندان رسول خدا می شمارد. باز هم مساله همان مسالۀ پیشین است که ائمه بنا بر متن از فرزندان رسول خدا هستند و از نظر باور شیعه البته چنین نیست و حضرت علیّ جزو ائمه هستند ولی فرزند رسول خدا نیستند.

اما واقعاً برداشت ایشان از متن فوق درست است؟

در کجای متن فوق گفته شده است که تمامی ائمه از فرزندان پیامبر هستند تا محملی برای طرح اشکال آقای میلانی فراهم آید؟! در این متن تنها گفته شده که «آنها ( = هُم )   ، امامان از  فرزندان پیامبر اند».  و مرجع ضمیر «هُم» نیز مشخصا به یازده فرزند حضرت علی که در روایت ذکر شده، برمیگردد. روشن است که آقای میلانی در فهم متن عربی مشکلات زیادی دارند، استدلالی که نگاشته‌اند نیز به همان اندازه ناموجّه است.

جای تاسف دارد ایشان هر اشکالی را که به ذهنشان میآید عجولانه بیان میدارند، تذکر هم برایشان کارگشا نیست و نه تنها متذکر اشتباهات پی در پی خود نمیشوند که بر آنها پا می فشارند.»

بی توجهی و بی دقتی میثم شریفی نسب کم نظیر است. متن کامل حدیث که ایشان آشکارا زحمت مراجعه به آن را نداده اند را من این بار کامل نقل می کنم.

اصول کافی جلد 2 ص 477

«سمعت ُ علیّ بن الحسین: ان ّ الله خلق محمدا ً و علیّاً و احد عشر من ولده ِ من نور عظمته ، فاقامهم اشباحا ً فی ضیاء نوره، یعبدونه قبل خلق الخلق یسبحون َ الله و یقد سونه و هم الائمه (ع) من ولد رسول الله»

شنیدم از علی پسر حسین که خدا محمد و علی و یازده فرزند او را از نور عظمت خود افرید…او را عبادت می کردند پیش از آفرینش مخلوقات، خدا را تقدیس وتنزیه می کردند و ایشان ائمۀ از فرزندان رسول خدا هستند.»

مشخص است که ضمیر «هم » اشارت به طلعات مقدسی دارد که پیش از خلقت مخلوقات خدا را ستایش می کردند و از جنس نور عظمت الهی بودند. واضح است که میثم شریفی نسب از معنی واضح و شفاف عبارت ناراحت و معذب هستند وناچار باید استدلال کنند که ضمیر اشاره به یازده امام دارد. ولی متن مشخص می کند که منظور حضرت محمد و حضرت علی (ع) نیز هستند و خوانش ایشان مخالف متن و یک خوانش ایدئولوژیک و اعتقادی و اضافه بر متن است.

مسالۀ دیگر مسالۀ حدیث بصائرالدرجات است. متون حدیث مربوط به دوازده در مطالعات پژوهشی زیادی آمده و تقریبا ً همه متخصصان در این مساله متفق القول هستند که کم بودن و پراکنده بودن احادیث مربوط به دوازده امام در بصائرالدرجات نشان دهندۀ غیراصلی و غیراساسی بودن این متون است و به هر حال از چند عدد بیشتر نیست و اجماع محققان غربی آنها را بعنوان رد نظر متاخر بودن آنها نمی پذیرد. می دانم که میثم شریفی نسب به متونی که ماخذش را داده ام سر نزده و اگر هم سر زده باشد معنی آنها را متوجه نشده. دوباره تکرار می کنم که اگر باور به دوازده امام یک باور اصلی بود و منشاء آن به ائمه بر می گشت المحاسن مواردی از آن را نقل می کرد و در بصائر که کتابی در مورد خصائل اهل بیت است به آن پرداخته می شد و این احادیث باید بالغ بر صدها میبود و بهترین حدیث در اثبات دوازده امام همان است که من آوردم و متن آن همان ایرادات اصول کافی را دارد. پژوهشگران دانشگاهی این قلتّ و فقدان اثر را دلیل بر عدم اصلی بودن آن شمرده اند. ولی چون مسلما ً میثم شریفی نسب از براهین علمی و تحقیقی در نوشتار محققان غربی استفاده نمی برند من این بحث را بعدا ً باز می کنم ولی توجه همه را باین جلب می کنم که یک قرن پس از وفات امام حسن عسکری در کمال الدین فصل بعد از فصل به این مهم اختصاص یافته است و این سوال باید مطرح شود که اگر این مقدار حدیث بود چرا نویسندگان معاصر امامها آنها را مورد استناد قرار ندادند. آیا از اینکه منابع متاخر آنها را آورده اند چه نتیجه ای می شود گرفت.

احادیث جمع آوری شده توسط شیخ کلینی چنان آشفتگی و ساختار ضعیفی دارد که شبهه نیست که این احادیث متاخرند و بیانگر نیازهای جامعه شیعه ای هستند که با بحران در فقدان امام زنده و حاضر روبرو بودند.

جمع بندی کوتاه بحث از این قرار است که:

الف. میثم شریفی نسب برای اثبات موجه بودن مسالۀ قائم از تمام متون شیعه پیش از وفات امام حسن عسکری یک متن و تنها یک متن در مورد عدد یازده ارائه فرمودند و خوانش دوازده از آن خوانشی ایدئولوژیک و مخالف متن است. این مشخص است و یازده ستاره دوازده امام نیستند.

ب. متن بصائرالدرجات در 5 مورد اشاره به دوازده امام دارد. محققان دانشگاهی و بی طرف برآنند که این بیانگر اصلی نبودن این متون و این باور است و من خواننده را به بحث بالا ماخذ داده ام ولی اکر واقعا چنین حقیقتی را ائمه تعلیم داده بودند چرا در محاسن نیست و در بصائر (مولف متوفی 290ه.ق) فقط 5 نمونه!! ولی چون مخاطب در این مورد علاقه ای به مطالعه متون علمی ندارد و در هیچ موردی متون دانشگاهی را نقد نکرده (حتی یک بار و برای نمونه) و هیچ استنادی به آنها نداشته من این بحث را خودم باز می کنم.

ج. متون کافی که مولف آن با آغاز غیبت کبرا وفات یافته است بهترین نمونه محدثان شیعی است که با علاقه روی متون کار کرده و هرچه بوده آورده است. مطالعه متن کافی نشان می دهد که با وجود جا افتادن باور به دوازده امام در آن دوره و از میدان به در رفتن رقیب در صحنه فکر شیعه، بهترین نمونه هایی که شیخ کلینی جمع آوری فرموده بین یازده تا سیزده امام در نوسان است و البته میانگین این اعداد دوازده است ولی دوازده امام نیست. به هیچ وجهی «متن» کافی این را اثبات نمی کند. البته قرائت مخاطب ما هرچه می خواهد می بیند ولی این به شعبده و بازی با عدد نزدیکتر است تا مطالعه متن.

در مورد بحث ایشان در مورد نمادین بودن عدد دوازده همین کافی است که در میان ائمه و انتصاب آنها بارها بدعت شده مثل مورد معروف اسماعیل و برادر بزرگتر امام حسن عسکری که به علت وفات امام نشدند و با شمارش این امامانی که به دلایلی ریاست و امامت را بعهده داشتند عدد بیشتر از 12 خواهد بود و عدد صد در صد کابرد نمادین داشته است. در مورد حواریون واضحا ً عدد نمادین است و تاریخی نیست چون یکی از حواریون به علت خیانت به مسیح از جامعه دور افتاد و خودکشی کرد و به جای او کس دیگری را حواریون انتخاب کردند و پس عدۀ حواریون بین 11 تا 13  معلق است. به هر حال این بحث مربوط به بیان عبدالبهاء موضوعیت ندارد چون بنابر نوشته صریح عبدالبهاء مسالۀ تولد امام دوازدهم اساسا ً ساختگی و دروغ است و البته هرگونه اشارت به آن جنبه نمادین دارد و تاریخی نیست. همانطور که آورده ام منابع تاریخی شیعه نیز همین را می گویند.

و از همه شیرینتر این بیان زیر است:

«و این در حالی است که آقای عبدالبهاء در جای دیگر به شمارش این 24 نفر پرداخته اند! :

« بيست و چهار نفس مبارك كه ادلاء اسم اعظمند نوزده نفس عدد حروف حي واحد است كه حضرت نقطه اولي روحی له الفداء و هیجده حروف حي باشند پنج ديگر در ملكوت اسرار الي الآن مكتوم. حكمت الآن اقتضاء ننماید لکن من بعد ذكر خواهد شد[3] »

جالب است، همه اعدادی که در این جمله آمده اند اعدادی حقیقی اند اما وقتی نوبت به تعداد ائمه اسلام میرسد، تنها به این دلیل که با ادعای شخصی آقای میلانی تناقض دارد، ناگهان این یک عدد در بین همه‌ی این اعداد تبدیل به «نماد» میشود!»

البته شاید معنی نمادین برای میثم شریفی نسب خیلی مفهوم نباشد. از این 24 نفر مورد اشاره حضرت عبدالبهاء حداقل یک نفر ناقض به دین بهائی و مومن به ازل داریم و این مساله برای حضرت عبدالبهاء بسیار واضح بوده است و کاربرد مطلب البته نمادین است. مخاطب ما در موارد تخصص خود که لابد ّ احادیث شیعه است هیچگونه توانایی درست خواندن متون تاریخی را نشان نداده اند و تنها کاری را که از عهده آن بر آمده اند توهین به نگارنده این مطلب است.

ایام به کام

Advertisements
این نوشته در نقد تاریخی, اسلام ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای جمع بندی و بازنگری کوتاهی در یادداشت اخیر میثم شریفی نسب

  1. . متاسفانه دو حرکت در جریان است. یکم حرکت گروهی از بهائی ستیزان که می خواهند بزور بازو و شلوغ کردن از واقعیتهایی که متون نمایان می سازد فرار کنند. این بیانگر تنش درونی و اضطراب ناظی از برخورد اندیشه و روش مدرن با عقاید سنتی و ساختگی است. این مساله خاصی نیست و تازهگی ندارد. کار دنیا همینه. حرکت دیگه فرار از مناظره است که با اسم مستعار

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s