بایگانی ماهانه: سپتامبر 2010

نخستين انقلاب ایران تشيع و انقلاب مشروطه 1909- 1905(1288- 1284 شمسی، 1327-1323 قمری)

نخستين انقلاب ایران

تشيع و انقلاب مشروطه 1909- 1905(1288- 1284 شمسی، 1327-1323 قمری)

اثر منگل بيات Mangol Bayat

کاویان صادق زاده میلانی

خانم منگل بيات درابتدای نوشته خود در باره انقلاب مشروطه 1909-1905 (1288- 1284 شمسی، 1327-1323 قمری) به تفسيری «جديد» از نهضت مشروطه وارد می شود. تحليل او به اين معنی «جديد» است که در دنباله مطلب، او نظريه «نارضايتی» خود را به نحوی بسط می دهد که تفسيری يکپارچه از آن انقلاب ارائه کند. بی شک اهميت تجزيه و تحليل او در آن است که بر بسياری از مشکلات تاريخنگاری ايرانی نگاهی تازه می اندازد و موفق می شود که سه عامل ( يا «گرايش انقلابی») را شناسائی کند؛ راديکاليسم شيعی، ليبراليسم غربی و سوسيال دموکراسی روسی. نتيجه ناگزير نظريه او اين است که جريان اصلی ارتودکسی شيعه در ميان عوامل تغييردهنده جامعه دارای «کمترين ميزان اهميت» بوده است. ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در كتاب | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

حضرت باب و حجت ابن الحسن عسکری

حضرت باب و حجت ابن الحسن عسکری

شهرام

جناب «رهگذر » عزیز چند وقت پیش مقاله ای راجع » به توضیحات بهائیان از ذکر نام قائم در جملات باب» نصب کردند و در قسمت نظرات این سوال را مطرح نمودند :

جناب شهرام عزیز ، لطفا بفرمائید برداشت درست و صحیح و منظور باب از «محمد بن الحسن» که با ذکر نام پدرانشان تا حضرت علی در ابتدای سوره یوسف آورده اند چیست؟ لطفا بفرمائید منظور او از اینکه می گوید «محمد بن الحسن» بقیة الله و صاحب الزمان و «قائم» است چیست؟ لطفا بفرمائید منظور ایشان از اینکه می گویند قائم از اهل بیت، امام و پیشوای من می باشد و این مطلب اعتقاد قلبی من بین من و خداست چیست؟

طرح این سوالات از طرف کسانیکه با آثار ومفاهیم و ادبیات بابی و بهائی آشنا نیستند بسیاربجا و لازم است و باعث سعادت است که با همه عدم لیاقت بتوانم در بسط این موضوع مطالبی را با خوانندگان عزیزی که پیشینه اسلامی دارند در میان گذارم. دوستانی که مایلند راجع به مقام حضرت باب اطلاعات بیشتری کسب کنند میتوانند به کتب زیرکه حقیقتا منابع اصلی این مقاله اند رجوع نمایند :

حضرت باب، تالیف دکتر نصرت الله محمد حسینی

عهد اعلی ، تالیف جناب ابولقاسم افنان

سلطان رسل حضرت اعلی تالیف دکتر ریاض قدیمی.

ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در معرفی دین بهائی, نقد تاریخی | دیدگاهی بنویسید

گفتمان درون دینی بهائی در بررسی تناقضات تاریخی قائمیت و مسالۀ دوا زده امام 2

گفتمان درون دینی بهائی با تناقضات تاریخی قائمیت و مسالۀ دوا زده امام 2

(بررسی و بازنگری منابع تاریخی در مورد مسالۀ دوازده امام )

کاویان صادق زاده میلانی

در این مقاله تکمیلی به بررسی نگرش بهائی به آشفتگی منابع تاریخی شیعه در مورد مسالۀ دوازده امام و قائمیت می پردازم. از آنجا که از دیدگاه بهائی ظهور سید علی محمد باب (حضرت باب) تحقق وعدۀ آمدن یا خروج مهدی یا قائم یا (امام دوازدهم منتظَر) است آشفتگی منابع تاریخی در مسالۀ قائم برای بهائیان نیز مساله ساز می شود.

تناقضات متون شیعه به حدی زیاد است و باورهای متعارف شیعه دوازده امامی چنان از واقعیتهای تاریخی به دور است که نویسندگان بهائی به راحتی می توانستند با بررسی و استناد به آنها موضع بهائی را راحتتر آموزش دهند و اثبات کنند. ولی مراجعه به آثار قلمی نویسندگان بهائی مانند ابوالفضائل گلپایگانی و عبدالحمید اشراق خاوری مشخص می کند که اینان با وجود احاطه و آشنایی با متون شیعه در آثار قلمی خود از بحث پیرامون آن اجتناب کرده اند و عموما ً در آثار نویسندگان بهائی متون شیعه به گونۀ تاریخی زیر نقد نرفته است و حتی در استدلال و اثبات دین بهائی و بابی به احادیث منابع متاخر مانند بحارالانوار علامۀ مجلسی استناد شده و منابع تاریخی دست اول را محک نزده اند. تنها استثنا در این مورد شاید رسالۀ آقای افشار باشد. دلیل این روش و روند کار نیازمند پژوهشهای آینده است.

ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در نقد تاریخی, اسلام | دیدگاهی بنویسید

نقد و ساختارشکافی دین بهائی از مردسالاری و بازیابی حافظۀ تاریخی

نقد و ساختارشکافی دین بهائی از مردسالاری و بازیابی حافظۀ تاریخی

کاویان صادق زاده میلانی

جریان مردسالاری و تمدن غالب از دید فمینیزم قابل نقد است. چون تمدن غالب تجربه و نگرش و واقعیتهای زن را به حساب نمی آورد. فمینیزم مکتبی فاسفی است که این اصل را که تجربۀ بشر، همانا تجربۀ مردان است را نمی پذیرد و به کنش برای مطرح ساختن نگرش نیم دیگر نوع انسان می پردازد. فمینیزم می کوشد تا نابرابری های موجود وجا افتاده پیشین و دیرینه برداشته شوند. در این مورد شباهتهای زیادی بین نقد دین بهائی و نقد فمینیزم در ساختارشکنی نگرش مردسالارانه سنتی موجود است. ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

نگاهی دیگربه گفتمان جامعه بهايی در عصر مشروطيت[1]

نهضت مشروطيت و دیانت بهايی:

نگاهی دیگربه گفتمان جامعه بهايی در عصر مشروطيت[1]

بخش یکم

کاويان صادق زاده ميلانی

مقدمه

سالهای آغازين قرن بيستم ميلادی شاهد سقوط طالع بخت و اقبال بسياری از حكومتهای خودکامه سلطنتی بود . می توان از نيكلای دوم تزار روسيه، سلطان عبدالحميد عثمانی و محمدعلی شاه قاجار به عنوان نمونه هايی از پادشاهان خودکامه ای نام برد كه حكومتهای بلامنازعشان در آن سالها سقوط نمود. امپراتوری عثمانی جای خود را به جمهوری تركيه داد و فرمانروايی مطلق و خود کامه تزار روسيه با ايجاد مجلس دوما در سال 1905محدود گشت و متعاقب آن با انقلاب بلشويكها بسال 1917 منقرض شد . در ايران كه از هر دو كشور فوق عقب مانده تر بود جنبش مشروطه منجر به فرمان مشروطيت از جانب مظفرالدين شاه در سال 1906 و تصويب اولين قانون اساسی و تشکيل مجلس شورا در ايران گرديد . محمد علی شاه كه چندی بعد ازصدور فرمان مشروطيت بر تخت سلطنت نشست تلاش نمود تا استبداد را مجدداً برقرار سازد. اقدامات وی در کوتاه مدّت موجب انحلال مجلس شورا و بر قراری موقت استبداد صغير گشت و نهايتاً موجب خلع وی از سلطنت و تبعيد او از ايران گشت. ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در معرفی دین بهائی, نقد تاریخی, هویت ایرانی, حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

عوامل‌ رشد و افول‌ اندیشه‌ و عقب‌ماندگی‌ ایران‌

عوامل‌ رشد و افول‌ اندیشه‌ و عقب‌ماندگی‌ ایران‌

دکتر کاظم علمداری

اثر حمله‌ اعراب‌ و مغول‌ها

در فصول‌ پیشین‌ توضیح‌ دادم‌ كه‌ موانع‌ طبیعی‌ در شكل‌بندی‌ سیستم‌ تولیدی‌ جامعه‌ نقش‌ اساسی‌ دارند. این‌ شكل‌بندی‌ اقتصادی‌ ـ اجتماعی‌ به‌نوبه‌ خود در كندی‌ و تندی‌ رشد و كلیت‌ تمدن‌ جامعه‌ و یا عقب‌افتادگی‌ سیاسی‌ و فرهنگی‌ جامعه‌ دخیل‌ بوده‌اند.

افزون‌ بر آن‌، سیر تفكر عقلانی‌، علمی‌ و فلسفی‌ به‌عنوان‌ هم‌ عامل‌ و هم‌ معلول‌ این‌ مناسبات‌ در رشد و عقب‌ماندگی‌ باید درنظر گرفته‌ شود. حوادث‌ تاریخی‌ مهم‌، مثل‌ هجوم‌ قبایل‌ همسایه‌، از جمله‌ اعراب‌، و مغول‌ها در ایران‌ در روند این‌ رشد و عقب‌ماندگی‌ نقش‌ داشته‌اند. ولی‌ رابطه‌ این‌ حوادث‌ تاریخی‌ با عوامل‌ طبیعی‌ را باید با ارزیابی‌ از واقعیت‌های‌ اجتماعی‌ مشخص‌تر كرد. اگر رشد فكری‌ جامعه‌ با توسعه‌ و یا عقب‌ماندگی‌ ارتباط‌ دارد، چگونگی‌ پیدایش‌ رشد فكری‌ و یا افول‌ آن‌ نیز باید شناخته‌ شوند. در این‌ ارتباط‌ نقش‌ وقایع‌ تاریخی‌ مهمی‌ چون‌ حمله‌ اعراب‌، پیدایش‌ اسلام‌ و حمله‌ مغول‌ها به‌ ایران‌ را باید ارزیابی‌ كرد، چرا كه‌ كسانی‌ معتقدند كه‌ عوامل‌ عقب‌ماندگی‌ ایران‌ همین‌ حوادث‌ تاریخی‌اند. از آنجایی‌كه‌ نظر این‌ نوشته‌ برآن‌ آن‌ است‌ كه‌ ریشه‌ پیدایش‌ تمدن‌ معاصر غرب‌ در مناسبات‌ تولید فئودالی‌ و تحول‌ آن‌ به‌ سرمایه‌داری‌ بوده‌، و در ایران‌ ساختار چنین‌ تحولی‌ وجود نداشت‌، اثر این‌ حوادث‌ تاریخی‌ را در تقویت‌ یا تضعیف‌ آن‌چه‌ ایران‌ می‌توانست‌ باشد می‌داند. در این‌ بخش‌ به‌ نقد و تحلیل‌ نظراتی‌ پرداخته‌ می‌شود كه‌ اثرات‌ این‌ حوادث‌ تاریخی‌ را در عقب‌ماندگی‌ ایران‌ تعیین‌ كننده‌ می‌دانند. ابتدا به‌ رابطه‌ رشد تفكر انسانی‌ و وضعیت‌ مادی‌ و معیشی‌ جامعه‌ اشاره‌ می‌شود. ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در كتاب, نقد تاریخی, هویت ایرانی, اسلام | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

حکم اعدام زنی باردار

این مقاله به مدتی پیش باز می گردد ولی متاسفانه به امروز نیز مرتبط است.
حکم اعدام زنی باردار

احمد باطبی

بنا بر گزارش سایت حقوق بشر ایران دادگاه انقلاب «رودان»يك زن باردار و همسرش را به اعدام محكوم كرد. به گزارش این سایت «شهرام – ب» و همسرش «شهلا – ب» به جرم مشارکت در قاچاق 800 گرم هرویین خالص بازداشت شدند و پرونده برای رسیدگی به دادگاه انقلاب «رودان» سپرده شد.

زن و شوهر جوان که پیش از فروش محموله مواد مخدر دستگیر شدند در بازجویی ها گفتند به خاطر فقر مالی ، دست به اين كار زدند.

قاضی پس از بررسی دقیق مدرک های موجود ، حکم اعدام «شهرام» و «شهلا» را صادر کرد و برای تائید به دیوان عالی کشور فرستاد. ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید