خواهر و برادر هموطن

خواهر و برادر هموطن

امروز بشر به اندازه ای از رشد و تکامل فکری رسیده است که میتواند مسئولیت رفاه و سعادت همه ابناء بشر را نه تنها احساس بلکه بر عهده گیرد.لذا قیام به خدمت و تلاش برای ایجاد عدالت و رفاه عالم انسانی نه تنها وظیفه و مسئولیت دولتمردان بلکه مشارکت فرد فرد انسانها را می طلبد.

برای به  دست آوردن این تجربه تاریخ بشرهزینه های زیادی داده است ولی رسیدن به آن آنقدر ارزش داشته است که امروز در جای جای این دنیای پر از ظلم و بی عدالتی می توان دید که چگونه انسانها برای کمک و خدمت به یکدیگر فداکاری می کنند .بیاد آوریم که هر زمان بلایای طبیعی بر سر مردمی در نقطه ای از دنیا فرو می آید  همه انسانها از هر قوم و قبیله ای و نژاد و رنگی از هر عقیده و مرامی به هر وسیله ای به کمک آنها می شتابند .  از کمک های نقدی و جنسی تا عده ای  که حتی جان خود را برای نجات آسیب دیدگان به خطر می اندازند . دراین دنیا هستند نفوسی که حتی در زمانی که هیچ بلای طبیعی رخ نداده است ولی  به فکر افرادی هستند که از امکانات ساده و اولیه زندگی محرومند و یاری آنها می شتابند.

روانشناسان امروز توصیه می کنند برای اینکه انسانهای شاد وسالم و قویی باشید هر روز دقایقی را صرف کمک و خدمت به دیگران نمائید و بطور هفتگی مبلغی پول حتی خیلی جزئی را خیریه دهید .اگر علم امروز بر اثر تجارب به این نتیجه رسیده است و لی این دو موضوع مهم همواره از احکام و دستورات خداوند متعال بوده است.قطعا این یک نیاز طبیعی و درونی هر فرد انسانی است که خداوند متعال به آن اشاره کرده است.

حدود سه سال پیش تعدادی از جوانان شهر شیراز همداستان شده و تصمیم گرفتند که روزهای جمعه صبح خود را صرف خدمت و کمک به کودکان و نوجوانانی نمایند که در محله های محروم شهر زندگی می کنند و بلحاظ موقعیت اقتصادی که دارند از برخی از امکانات طبیعی که حق آنها ست محرومند .لذا این جوانان در مناطق محروم به نزد این خانواده ها رفتند و قصد و نیت خود را مطرح نمودند و تقاضا کردند که اگر امکان دارد به آنها فرصت داده شود تا به خواهران و برادران کودک و نوجوان خود در این مناطق کمک نمایند . استقبال خانواده ها و بچه ها که در ابتدا با نگرانی و تعجب همراه بود کم کم با اعتماد و اقبال بی نظیری مواجه شد. هر صبح جمعه همه بچه ها و خانواده هایشان خود را آماده می کردند و منتظر بودند تا دوستان جوانشان از راه برسند و البته جوانان هم در طول هفته بعد از کار روزانه دور هم جمع می شدند و تلاش می کردند تا به نیازها و علائق بچه ها توجه کنند و بر اساس آنها برنامه ریزی نمایند.

علاقه بچه ها و خانواده ها و شور و شوق جوانان برای خدمت فضایی از محبت و اتحاد را بوجود آورده بود که همگی را چون خانواده ای بزرگ بهم پیوند می داد .آنچه در بین بود همه لطف و صفا بود .هر خانواده ای با اینکه منزلش بقدری کوچک بود که جا برا ی خودش کافی  نبود ولی برای تشکیل کلاسها منزلشان را تعارف می کردند و بعضا که هوا بارانی بود اگر به منزلشان می رفتیم خود اعضای خانواده مجبور بود بیرون بایستند چون دیگر جایی برای ایشان در منزل  نبود.فصل امتحانات بچه ها که می شد هر کس کتابش را به دست می گرفت و در درسی که مشکل داشت با یکی از جوانان رفع اشکال می کرد. تابستانها و اوقات دیگر سال کلاسها جهت آموزش مهارتهای زندگی و اجتماعی از طریق خواندن حکایات و قصه های آموزنده و همچنین فعالیت های هنری و بازی تشکیل و اداره می شد.

تغییرات موثر و مثبتی که در رفتار و کردار بچه ها حاصل شده بود بقدری بود که هیچ کس نمی توانست از ذکر آن خود داری نماید.این از تائیدات خداوند بود که  تلاشها و کوششهای خانوادها و بچه ها و جوانان را پر برکت می کرد.

حال این جوانان با تمام شور و شوقی که برای ادامه خدمت خود دارند مدت یک سال است که کارشان را متوقف کرده اند !و منتظر ند تا حکمی که در دادگاه انقلاب اسلامی برایشان نوشته شده  اجرا شود .به آنها تفهیم شده که کارشان بر طبق ماده قانونی 498 – 499 و 500 قانون مجازاتهای اسلامی تشکیل گروهها و دستجات غیر قانونی بوده به نفع گروههای مخالف نظام و البته اخلال در امنیت ملی  کشور و تبلیغ مرامی  . وبر این اساس برای برخی تا حکم چهار سال زندان را تعیین نموده اند .

روایت می کنند که در صدر اسلام هنگامی که اسرا ی جنگی را به نزد پیامبر اکرم می آوردند .ایشان می فرمودند اگر کسانی در بین این کفار باشد که بتواند به مسلمانان سواد بیاموزد آزاد خواهد شد. این روش و شیم نبی اکرم به ما می آموزد که اقدامات انسان دوستانه و خدمت به همنوع دخلی و ربطی به عقیده و مرام ندارد. چون نیازمعنوی وبشری ما است مثل خوردن و خوابیدن و عبادت کردن والا چه فرقی خواهد بود میان ما انسانها و سایر کائنات ؟!

شما قضاوت فرمائید که کجای این اقدام خلاف منافع ملی کشور بوده است ؟کجای اینکار اخلال در امنیت کشور بوده است ؟کجای اینکار غیر قانونی بوده است؟ چه دلیلی برای چنین مجازات سنگینی وجود دارد؟ در کجا اقدام به خدمت به دیگران جرم محسوب می شود ؟ از کی تا بحال کمک به کودکان و نوجوانان محکومیت حبس داشته است؟

آیا صرف تفاوت عقیده و مرام این جوانان باید سبب شود که اقدامشان جرم محسوب شود و آنها از خدمات انسان دوستانه محروم شوند ؟ آیا انجام اعمال حسنه و کمک به دیگران لازمه اش این است که حتما مسلمان بود؟ آیا سایر انسانها که دارای عقاید دیگر هستند از این نیاز معنوی خدمت و کمک به دیگران محرومند؟آیا انسانیت انسان به شرافت و انسانیتش است یا اعتقاد و مرامش ؟

تقاضای این جوانان این است که به آنها به عنوان یک انسان نگاه شود جدای از عقیده ای که دارند و به آنها فرصت داده شود تا مانند سایرین برای خدمت و کمک به دیگران در آبادانی ایران سهیم و شریک باشند. آنها آرزومندند که هموطنان عزیزشان به آنها مانند خواهر و برادر نگاه کنند و به آنها اجازه دهند تا دوشا دوش آنها در توسعه و پیشرفت وطن عزیزشان آنچه از استعداد و توانائی دارند در طبق اخلاص گذارند . و از حق انسانی خود برخوردار شوند.

نگاه منتظرمان به سوی شماست.

54 جوان بهائی شیراز

Advertisements
این نوشته در هویت ایرانی, حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s