بررسی و بازنگری منابع پیش از اصول کافی در مورد مسالۀ دوازده امام 1

بررسی و بازنگری منابع پیش از اصول کافی در مورد مسالۀ دوازده امام 1

کاویان صادق زاده میلانی

بنابر قول قبلی و برای پیگیری مباحث مربوط به دو ماخذ ارائه داده شده در مقالات میثم شریفی نسب این یادداشت را می نویسم. گرچه تمام مطالب لازم برای مراجعه و بررسی در مقالۀ اول من و حتی پیش از ورود ایشان به بحث جواب داده شده بود و حتی یک مورد و نمونه از مطالب عرضه شده ایشان تازگی ندارد.

در حال حاضر بحث به این مرحله رسیده است که:

الف. ساختار حدیث خضر در روایت کلینی در مقایسه با روایت مادر واصلی البرقی دستخوش تحول شده و نام ائمه و تعداد آنها که دوازده باشد در متن حدیث اضافه شده اند. این مطلبی عینی و اثبات شده است. اینکه المحاسن بخشهایی دیگری هم داشته یا کتب حدیث دیگری هم بوده اند که گم شده تلاشی برای خلط مبحث و گل آلود کردن اب است. البرقی در کتاب رجال خود از اصحاب یازده امام نام می برد و نه دوازده امام.

ب. بررسی احادیث کلینی در کتاب کافی کاملا مشخص می کند که روایت شیعه بین یازده امام تا سیزده امام معرفی کرده است و نمونه های زیادی ارائه شد و در هیچ مورد هم جوابی یا تحلیلی داده نشد. یعنی مخاطب این سردرگمی روایتهای کافی را پذیرفته و چاره ای نیز جز این نیست که یا باید مطابق معمول شواهد تاریخی را نادیده بگیرد یا بالاخره زمانی با واقعیت عینی تناقضات فجیع و ناجور روایت کلینی به طریقی تاریخی به کنار آید. در روایات گوناگون شیعه بین هفت تا سیزده امام به عنوان عدد ائمه ارائه شده اند.

پ. میثم شریفی نسب دو عدد حدیث از اصول اربعمائة و بصائر ارائه کرده اند و این دو نمونه را کافی برای زیرپا گذاشتن واقعیت متن تاریخی گذاشته اند. متاسفانه ایشان بدون مراجعه به مآخذی که من در مقالات اول داده بودم و چند باری نیز به آنها ایشان را ارجاع دادم باز هم اصرار می ورزند که این دو حدیث بیانگر حضور دوازده در دورۀ پیش از غیبت است، یعنی با یک گل بهار می شود!! در زیر باین بحث می پردازم گرچه با بی عنایتی ایشان به منابع تاریخی و کم لطفی ایشان در عدم مراجعه و خواندن و جدی گرفتن اجماع محققان مطمئن هستم این تلاش نیز به هدر خواهد رفت ولی چون مخاطب اصلی من آن گروهی از شیعه هستند که کتاب می خوانند و به منابع اصلی مراجعه می کنند و در خرافات 1000 ساله دست و پا نمی زنند لازم دانستم برای تکمیل بحث و تمام بودن حجت و برهان این بحث را نیز باز کنم. گرچه اشفتگی متون کافی برای این بحث کافی بود.

در حدیثی که میثم شریفی نسب از اصول اربعمائة ارائه کرد این مهم آمده است که:

«یکی از قدیمی‌ترین متون بازمانده از اثنی‌عشریه، شانزده اصل از اصول اربعمائه است که اکنون به چاپ رسیده است.[22] یکی از این اصول، اصل ابی‌سعید عباد العصفری،  متوفای 250 قمری است. او در این مجموعه روایاتی را نقل می‌کند که پاسخ روشنی به تصورات آقای میلانی و منابعشان است؛ به عنوان مثال:

عباد عن عمرو بن ثابت عن أبی‌جعفر عن أبیه عن ابائه: قال: قال رسول الله : نجوم فی السماء أمان لأهل السماء فإذا ذهب نجوم السماء اتی أهل السماء ما یکرهون و نجوم من أهل بیتی من ولدی أحد عشر نجما أمان فی الأرض لأهل الأرض ان تمید باهلها.[23]

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ستارگان آسمان امان اهل آسمان‌اند هنگامی که ستاره‌های آسمان بروند، بر اهل آسمان آنچه نمیپسندند وارد میشود و ستاره‌هایی از اهل بیت من از فرزندانم، یازده ستاره، امان زمین‌اند تا زمین ساکنینش را نلرزاند.»

اول همچنانکه در پیش نیز آوردن متن این حدیث پر از سوراخ است، که میثم شریفی نسب گویا فکر کرده که مشبک نگاشته شده ولی منظور مشوش بوده ولی این دو مقوله ربطی بهم ندارد و جزوی از شلوغ کاری و سفسطئه رایجی است که در کمبود فکر ابزار بهائی ستیزان است. در اینجا مشبک یعنی پر از سوراخ و هر کس می فهمد که حدیثی که بر یازده اشارت کند اثبات دوازده امام نمی کند بخصوص در جو شلوغ و فضای پریشان مورد نظر. حتی در دهه ها بعد و در عصر نگارش اصول کافی نیز تعداد امامها بین یازده تا دوازده و سیزده در نوسان بود و تعجبی ندارد که در زمان امام دهم یا یازدهم باور بر یازده امام بوده باشد و این ادعای ایشان و دستاویز به حریثی در مورد یازده امام دردی از معضل تاریخی و گیر تاریخی دوازده امام باز نمی کند و از قضا اثبات کامل نظریه مخاطب ایشان است.

از پژوهشگران دانشگاهی دو نفر آنها به اصل نسخۀ اربعمائة دسترسی داشته اند و هردو آن را فاقد اعتبار می دانند. اصل نسخه در دانشگاه تهران ذخیره شده و در دسترس همگان نیست. دو محققی که با آن کار کرده اند اتان کوهلبرگ و محمد علی امیر معزی هستند که اولی کلیمی الاصل و دومی شیعه دوازده امامی هستند.

«اصول اربعمائة حدیثی در بارۀ یازده (!) امام بدون نام دارد که آخرین آنها قائم است (برگۀ 10 کتاب ابی سعید عباد عصفوری) و حدیثی از امام جعفر صادق که بیان می کند که پس از نبی هفت امام (7 امام) داریم که آخرین آنها قائم است (کتاب محمد بن المثنی الحضرمی برگۀ 53).»

اتان کوهلبرگ. از امامیه تا اثنی عشریه ص 532

پس هفت امام پس از نبی و یازده امام پس از نبی در اصول اربعمائة موجود است. بالاخره هیچکدام از این مقوله ها در بحث تاریخی طناب نجاتی برای منشاء دوازده امام در آموزه های ائمه نمی شود. البته چون من به متون اصلی نگهداری شده در دانشگاه تهران دسترسی ندارم باید به نظر اتان کوهلبرگ که در درستی تسلطش به موضوع و بی طرفی اش شکی ندارم اعتماد کنم. ولی هیپکس محققی نظر کوهلبرگ را در رد نکرده است.

امیرمعزی نیز این روایت اصول اربعمائة را نمی پذیرد:

The imams gave different numbers to say how many of them there would be: five (al-Anmati’s Kitab al-Ghayba), seven (the Kitab al ghayba of Hasan b.Md b. Suma’a; the Kitab al Ghayba of Md. b Muthanna al Hadrami), eight (…two al-Bata’inis), eleven (al-Usfuri’s Kitab), twelve (?; according to the Kitab Sulaym b. Qays of doubtful authenticity , and al-Saffar’s Basa’ir).

(Divine Guide in Early Shi’ism), p.104.

کتابهای غیبت در هر عصری اعداد گوناگونی را ارائه کرده اند که امیر معزی بعضی موارد آنها را از 5 تا 12 ارائه می کند. جلوی دوازده یک علامت سوال دارد (؟) که بیانگر همان سوراخدار بودنی است که موجب تشویش میثم شریفی نسب گردید و مشبک را مشوش دید. در توضیح ماخذ مورد نظر نیز این را اضافه می کند که اعتبار این مرجع مشکوک است یعنی به احتمال زیاد همین حدیث نیز به این متن اضافه شده است. باز هم من متن اصلی را ندیده ام و به تسلط آقای امیر معزی که خود یک شیعه معتقد ولی دانشگاهی هستند اعتماد کامل دارم. ولی در دو مساله تردیدی نیست:

الف. نظر کارشناسان تاریخ شیعه بر این است که عدد 12 در آثار اولیه مطرح نبوده و اعداد گونانگون و متناقضی برای تعداد ائمه ارائه شده اند. البته من کاری به دلایل تاریخی این تناقضها و توجیه آنها ندارم ولی واقعیت عینی همان است که عرضه شد، گرچه برای مومن شیعه دوازده امامی دشوار باشد.

ب. حدیث مورد ارجاع میثم شریفی نسب در اصول اربعمائة بنابر نظر دو کارشناس بالا بسیار مشکوک و جزو اضافهتی که بعدا بر متن (توسط کاتبان و نسخه نویسان) اضافه شده است.

در مورد بصادرالدرجات در بخش بعدی به بحث می پردازم ولی باز تکرار می کنم که تمام ماخذ لازم برای مراجعه در قبل و پیش از ورود میثم شریفی نسب به بحث داده شده بود و این مخاطب زحمت لازم برای خواندن مقاله ها و موارد مورد استناد را بخود نداده بودند و به تکرار مباحث حل شده پرداختند. برای نمونه من خودم در همان مقالۀ اول اشاره کردم که در 5 مورد از چندین هزار حدیث بصائرالدرجات اشاره به دوازده امام شده که موارد تناقض آنها را با هم نیز مطرح کردم و کلام را باین نکته از دکتر امیرمعزی اراستم که:

Moreover it is true that the fact of his only having reported five traditions about the subject, out of the 1881 that make up the Basa’ir, is tantamount to an almost total silence. (page 213)

«به اضافه این مساله که صاحب بصائر از 1881 روایت فقط پنج عدد در مورد عدد 12 آورده است، تقریبا ً برابر با سکوت محض در این باره است» (ص 213)

یعنی وجود پنج حدیث از 1881 را باید برابر با سکوت مطلق شمرد. در ضمن توجه داشته باشیم که مولف بصائر در 1290 ه.ق و سی سال پس از فوت امام حسن عسکری وفات یافته و نوشتۀ او در اصل همان اثبات نظر من است که در دورۀ پس از وفات امام یازده مسالۀ دوازده امام مطرح شد. البته بررسی متون این  احادیث که من در جای دیگر انجام داده ام تناقضات داخلی آنها را نشان می دهد ولی این مساله، با مسالۀ زیر بررسی تفاوت دارد. تز من همین بود که اشاره ها به دوازده امام از محاسن تا کمال الدین و غیبت نعمانی در اواخر قرن 4 ه.ق منظمتر شده و مساله دوازده امام به مرور جزو الهیات شیعه شده است. در محاسن هیچ ماخذی در این مورد نداریم و در سی سال اول غیبت به 5 حدیث متناقض می رسد و در اصول کافی به تعداد بیشتری حدیث متناقض می رسد که روایتهای مربوط به 5، 7، 8، 11 امام را عموما ً حذف کرده و بین 11 تا 13 متغیر نگه میدارد و در کمال الدین و غیبت نعمانی این تناقضات به مرور جمع و جور می شود و به صورت کاملتری ارائه می شود. البته این نیاز جامعۀ بدون رهبر شیعه بوده که برای حفظ هویت و دوام تاریخی مساله ای بنام امام دوازدهم ساخته و پرداخته شود ولی بررسی متون این احادیث نشان می دهد که خود متنها دستخوش تحول شده اند و کلامی به البرقی و صفارقمی نسبت داده می شود که در کتابهای آنها نیست.

دنباله دارد

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s