حتی یک روز هم زیاد است!

حتی یک روز هم زیاد است!

نگارش: فرزان فرامرزی

هنگامی که بعد از نزدیک به دو سال و اندی محاکمه هیات مدیره سابق جامعه بهائیان ایران، پایان گرفت و حکم ۲۰ سال زندان اعلام شد، صدای تمام آنان که در جریان این پرونده بودند و به بی گناهی این هفت نفر گواهی می دادند بلند شد که: با این حکم مخالفیم!

هفت نفر را به اتهامات واهی و بر خلاف قوانین، بیش از ۸۰۰ روز در بازداشت موقت نگاه داشتند و بعد سریال دادگاه ها شروع شد. چند نوبت تاریخ ها را به تعویق انداختند و زمان ها را به عقب بردند. در این مدت در هر مصاحبه ای اعلام می کردند که اینها جاسوس هستند و همان اتهامات همیشگی را تکرار می کردند. خانم عبادی، از وکلای این پرونده، در گفتگوئی‌که روز ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ از تلويزيون فارسی بی‌بی‌سی پخش شد، ضمن تعجب از این حکم چنین اظهار نظر می کند:

«من خودم شخصاً ورق به ورق این پرونده را خوانده‌ بودم. و متوجه شدم که هیچ دلیلی که اتهام آنها را ثابت بکند و هیچ‌ گونه سندی که مثبِت ادّعایِ دادستان باشد در پرونده وجود ندارد.»[1]

دلیل اعتراض جامعه بهائی به این هم حکم هم نه فقط برای پشتیبانی از پیروان دین بهائی در ایران بود، بلکه این اعتراض به رویه ای بود که منجر به صدور چنین حکمی شد. رویه ای که «عليه تمام گروه‌ها و افراد، اعم از اقليت‌های مذهبی، روزنامه‌نگاران، دانشگاهيان، فعالين نهادهای مدنی و مدافعان حقوق زنان»[2] نیز در پیش گرفته شده بود. رویه ای که اگر با آن مخالفت نکنیم، به یک عرف و عادت برای رژیم اسلامی تبدیل خواهد شد.

اما امروز خبر می رسد که این حکم به ۱۰ سال کاهش پیدا کرده است. بسیار هم خوب است و البته جای بسی شادمانی، اما توجه داشته باشد، که آنها بی گناه و بدون مدرک و دلیل زندانی هستند و برای یک انسان بیگناه، حتی یک روز زندان هم زیاد است چه برسد به ۲۰ سال و ۱۰ سال. بحث بر سر مدت زمان محکومیت نیست، بحث اصلی این است که این افراد کاملا بیگناه هستند و باید فورا آزاد شوند.

آیا فکر می کنید، اگر دولت اسلامی به بیگناهی آنان اطمینان نداشت در این فاصله ی کوتاهی که از اجرای حکم می گذرد، زمان محکومیت را کاهش می داد؟ در مملکت اسلامی ایران، باید انتظار هر اتفاقی را داشت از بازداشت های فله و خودسرانه گرفته، تا احکام عجیب و غریب؛ از تهدید به تجاوز در مسجد گرفته تا تجاوز به زندانی در هنگام بازجویی، از اعترافات تلویزیونی گرفته تا نامه به رهبری و انکار اعترافات و افشاگری در مورد وضعیت زندان؛ بهرحال همه چیزمان باید به همه چیزمان بخورد! بگذریم، جور دیگری سوال می کنم، آیا اگر رژیم اسلامی، مدارکی دال بر جاسوسی علیه این هفت نفر داشت، آنها را به زندان می فرستاد که مجبور بشود در اثر فشارهای بین المللی و افکار عمومی در حکم آنان تجدید نظر کرده و تخفیف قائل شود؟

جمهوری اسلامی که امروز در اجرای حکم اعدام در منطقه حرف اول! را می زند، اگر مدرکی دال بر مجرمیت این بهائیان و یا ارتباطشان با دولت های خارجی در دست داشت، قطعا طور دیگری با آنان برخورد می کرد. در این مدت دیده ایم که جمهوری اسلامی ترسی از صدور و اجرای حکم اعدام ندارد و اتفاقا بسیار نیز به آن راغب است.

جمهوری اسلامی ثابت کرده است که از حقوق بشر برای گرفتن امتیاز از جامعه جهانی استفاده می کند. در این میان بهائیان همواره یکی از گروههایی بوده اند که رژیم اسلامی، از آنان بعنوان اهرم فشار بر غرب و جامعه جهانی استفاده کرده است. البته بهائیان تنها گروه نیستند، مدافعین حقوق زنان، فعالین حقوق بشر و حتی کوهنوردان آمریکایی از نظر جمهوری اسلامی اهرم هایی هستند برای فشار بر جامعه جهانی و البته گرفتن امتیاز از آنها. آنچه برای این رژیم اهمیت ندارد و در این یک ساله اخیر آن را ثابت کرده است، جان و شرف انسان هاست.

خوشحالی واقعی وقتی است که بهائی و مسلمان، زرتشتی و مسیحی، یهودی و بودایی و حتی بی دین در ایران، آزاد و برابر زندگی کنند. برای بهائیان زمانی، هنگامه ی شادی است که از حق تحصیل برخوردار باشند، که حق انتخاب شغل و استخدام در ادارات دولتی را داشته باشند، که به منازلشان حمله نشود، گورستانهایشان زیر و رو نشود، که بچه هایشان در مدارس تحقیر نشوند، که برایشان به دلایل واهی احکام سنگین صادر نشود و… و در یک کلام زمانی که ایران آزاد و آباد باشد، زمان شادی است.

باید توجه داشته باشیم، اینکه می گویم، دلیلی برای خوشحالی بعلت این بذل و بخشش حکومت وجود ندارد، دال بر زیاده خواهی و یا پر توقع بودن بهائیان نیست. آخر کسی که جرمی مرتکب نشده، و اتهاماتش در دادگاه اثبات نشده، چرا باید به زندان برود؟ حکومت اسلامی، حکم فله ای و بدون پشتوانه قانونی صادره کرده است و حالا می خواهد با این کار به جامعه جهانی نشان بدهد که به حقوق اقلیت ها و مخصوصا بهائیان، پایبند است و در موردشان رافت اسلامی! را بکار برده است، رافتی که این روزها تنها می توان در میان نامه های زندانیان بیگناه، نشانی از آن یافت.

این حرکت و حرکت هایی که طی این چند روز انجام گرفته، مانند آزادی شیوا نظرآهاری و کوهنورد آمریکایی، سارا شورد، خیمه شب بازی ای است که رژیم اسلامی براه انداخته تا از قبل آن، بتواند هم در داخل و هم در خارج، استفاده ی ابزاری کرده و این بخشش ها را نشانه آزادی، دموکراسی و یا همان رافت اسلامی معرفی کند؛ غافل از اینکه صورت مسئله چیز دیگری است. صورت مسئله بیگناهی این افراد است، نه بخشش رژیم اسلامی. در واقع اکنون باید از حکومت اسلامی سوال شود که برچه مبنایی، متهمی که اتهاماتش در دادگاه ثابت نشده، به ده سال زندان محکوم می شود؟

باید مراقب باشیم که محو بازی های نقض حقوق بشر نشویم، که دلمان را به یک آزادی آنهم با وثیقه چند صد میلیون تومانی و یا تخفیف در حکمی که از اساس نادرست، فله ای، ناعادلانه و حتی غیرقانونی است خوش نکنیم.

به امید آزادی یاران ایران.


[1] http://news.persian-bahai.org/story/229

[2] همان

Advertisements
این نوشته در حقوق بشر ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s