حکم اعدام زنی باردار

  • این مقاله به مدتی پیش باز می گردد ولی متاسفانه به امروز نیز مرتبط است.

حکم اعدام زنی باردار

احمد باطبی

بنا بر گزارش سایت حقوق بشر ایران دادگاه انقلاب «رودان»يك زن باردار و همسرش را به اعدام محكوم كرد. به گزارش این سایت «شهرام – ب» و همسرش «شهلا – ب» به جرم مشارکت در قاچاق 800 گرم هرویین خالص بازداشت شدند و پرونده برای رسیدگی به دادگاه انقلاب «رودان» سپرده شد.

زن و شوهر جوان که پیش از فروش محموله مواد مخدر دستگیر شدند در بازجویی ها گفتند به خاطر فقر مالی ، دست به اين كار زدند.

قاضی پس از بررسی دقیق مدرک های موجود ، حکم اعدام «شهرام» و «شهلا» را صادر کرد و برای تائید به دیوان عالی کشور فرستاد.

رئیس دادگستری «رودان» درباره این پرونده اعلام کرد : حکم زن و شوهر تبهکار ، مستند به قانون مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام صادر شده است اما به خاطر فقر اقتصادی و این که موفق به فروش و توزیع هرویین نشدند از کمیسیون عفو قوه قضاییه ، یک درجه تخفیف در مجازات خواسته ایم.این گزارش می افزاید،مظفر حمزه ای تصریح کرد : یکی دیگر از دلایل تقاضای کاهش اشد مجازات به زندان ابد ، باردار بودن این زن قاچاقچی است .

در گزارش بالا مجرمین بنا به اعتراف خودشان ، و تایید رئیس دادگستری «رودان» به دلیل فقر و تنگ دستی اقدام به تجارت مواد مخدر نموده اند. حال سوال این است درصورت درنظر نگرفتن این مورد ،وفرض گرفتن نیت سوء مجرمین ،آیا طبق نفس قوانین حقوقی جمهوری اسلامی و همچنین قوانین قضائی دیگر کشور ها ، بازپروری مجرم بر نابودی او اولویت ندارد؟ آیا اعدام راه حل منطقی این پرونده محسوب میشد؟

ازسویی قوانین قضائی ایران که بر اساس آموزه های اسلام و خصوصاَدستورات قرآن استوار است  تنها در بعضی از موارد نظیرقصاص درباره انهدام مقصر با قاطعیت سخن میگوید . که آن هم در این سالها بار ها به توسط اندیش مندان و صاحبنظران به زیر سوال رفته است .

وتاجایی که نگارنده مطلع است ، در کتاب آسمانی مسلمانان دستوری درخصوص مجازات هروئین وجود ندارد . حال سوال اینجاست قانون گذاربا تکیه به چه مستندی از دستورات قرآن ، شدید ترین مجازات را برای مجرمان این حوزه برگذیده است ؟ و آیا استخراج منطق الهی از متن قرآن برای نگارش ماده قانونی مجازات هروئین ، چیزی است به غیر از استنباط شخصی قانون گذار از دستورات قرآن ؟ آن هم با توسل به عقل انسانی؟

صرف نظر از تلاش بخشی از اندام دستگاه قضائی جمهوری اسلامی برای تخفیف در مجازات این زوج و خصوصاَ زن بار دار ، موضوع قابل بحث بر این محور استوار است که اساساَ این تفکر از چه آبشخوری فکری و عقیدتی صادر شده که باعث شده یک قاضی دانش آموخته حقوق اسلامی ، به این نتیجه برسد که یک زوج جوان را ( با نادیده گرفتن شرایط ارتکاب جرم ) با وجود بار دار بودن زن ، به اعدام محکوم کند ؟

ومسئله دوم اینکه نظام قضایی حاکم بر ملت ایران برچه الگوی رفتاری و مناسبات سازمانی عمل میکند که در آن یک قاضی حق هر تشخیصی را ( حتی به دور از منطق انسانی ) دارد؟

اما این فقط یک سوی این داستان است و حالا با توجه به مراحل طی شده در پرونده این زوج جوان ،  درصورت پذیرفته شدن تخفیف مجازات برای مجرم زن و یا هردو ، این حکم به حبس ابد تقلیل میابد ، یعنی معادل 30 سال زندان در قوانین اسلامی ایران .

درصورت بروز این اتفاق این زن و شوهر جوان ، میبایست طبق قانون 30 سال از عمرشان را در زندان سپری کنند . یعنی زن باردار فرزندش را در زندان به دنیا بیاورد ( باز هم صرف نظرازتآثیرات سوءزندان و استرس مادر برجنین )  و نوزادش را تا اتمام دوره شیرخواره گی در زندان بزرگ کند . سپس به دوراز سایه حامی پدر و مادر او را به دست سرنوشت در خارج از زندان بسپارد ، و در سی سالگی فرزندش ، از زندان آزاد شده وتازه در دوره پیری بخواهند خانوده متلاشی شده شان را دوباره در کنار هم جمع کرده و زندگی جدیدی راآغاز کنند .

آیا ساختن دوباره یک زندگی با این شرایط ممکن است؟

آیا با اجرای حکم قاضی به عنوان مجری مواد قانونی پیش بینی شده در قانون مجازات اسلامی ،عدالت واقعی اجرا شده است؟

آیا قوانین مکتوب شده اینچنینی با هدف اصلاح جامعه وایجاد فضای سالم اجتماعی برای رشد و ترقی و سعادت مندی شهروندان ، در عمل واقعاَ با همین کاربرد ظاهر شده و جامعه را به سعادت و خوشبختی رهنومون میکند؟

آیا با اجرای این قانون ، چه اجرای حکم اعدام ، وچه تخفیف مجازات ، از بروزجرم مشابه جلو گیری خواهد شد؟ و یا مجرمین دیگر اصلاح شده و و قانون آنهارا به راه صحیح هدایت کرده و موضوع خطم به خیر شده است؟

درصورت تحلیل جامعه شناختی قوانین مجازات اسلامی ، و آسیب شناشی پروسه برخورد با مجرم ، درخواهیم یافت که بسیاری از قوانین حاظر نتیجه ای عکس و فاجعه انگیز نظیر این مورد را دارد . و با تداوم بیشتر این شرایط چیزی به جا نخواهد ماند به جز جامعه ای بیمار و رنجور . بازنگری در قوانین حقوقی و کیفری ایران و انطباق آن با استاندارد های روز ، لازمه ای است انکار ناپذیر .

Advertisements
این نوشته در حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s