نخستين انقلاب ایران تشيع و انقلاب مشروطه 1909- 1905(1288- 1284 شمسی، 1327-1323 قمری)

نخستين انقلاب ایران

تشيع  و انقلاب مشروطه 1909- 1905(1288- 1284 شمسی، 1327-1323 قمری)

اثر منگل بيات Mangol Bayat

کاویان صادق زاده میلانی

خانم منگل بيات درابتدای نوشته خود در باره انقلاب مشروطه 1909-1905 (1288- 1284 شمسی، 1327-1323 قمری) به تفسيری «جديد» از نهضت مشروطه وارد می شود. تحليل او به اين معنی «جديد» است که در دنباله مطلب، او نظريه «نارضايتی» خود را به نحوی بسط می دهد که تفسيری يکپارچه از آن انقلاب ارائه کند. بی شک اهميت تجزيه و تحليل او در آن است که بر بسياری از مشکلات تاريخنگاری ايرانی نگاهی تازه می اندازد و موفق می شود که سه عامل ( يا «گرايش انقلابی») را شناسائی کند؛ راديکاليسم شيعی، ليبراليسم غربی و سوسيال دموکراسی روسی. نتيجه ناگزير نظريه او اين است که جريان اصلی ارتودکسی شيعه در ميان عوامل تغييردهنده جامعه دارای «کمترين ميزان اهميت»  بوده است.

کتاب نخستين انقلاب ايران از زمان انتشار تا بحال يکی از وزنه های معيار در ارزيابی انقلاب مشروطه ايران بوده است. بيات در گردآوری داده های اوليه بيشتر بر منابع درجه دوم (و مقداری درجه اول) منتشر شده و آثار پيشين تکيه می کند.  قوت استدلال او نه به جهت منابع جديدی است  که مکشوف ساخته باشد، بلکه ناشی از تحليل نو و بديع او است. دو منبعی که به تناوب از آنها نقل می کند آثار کسروی و ناظم الاسلام است که دومی ماخذی دست اول و حال آنکه اولی جزء منابع ثانويه به حساب می آيد. يکی از نقاط ضعف اين اثر، فقدان تحقيق ويژه در بايگانی ها يا منابع منتشر نشده است. اما اين نقطه ضعف چندان مشکل ساز نيست اگر الگوهای جديد تحليلی ارائه شود و چشم اندازها و افقهای جديدی در انديشه بگشايد.

بيات خود را به دوره زمانی1909-1905(1288- 1284 شمسی، 1327-1323 قمری) محدود می کند  و به اين ترتيب روايت او با گشايش مجلس دوم و پايان استبداد صغير خاتمه می يابد. گرچه هر مولفی حق دارد که تحقيق خود را به دوره خاصی از تاريخ محدود کند، انسان متعجب می ماند که چرا او پژوهش خود را تا تاريخ 24 دسامبر 1911 ( اول دی 1290 شمسی )  و کودتای ناصرالملک و انحلال مجلس بسط نداده است. به نظر می آيد که دوره 1911-1909 (1290-1288 شمسی ) برای ارزيابی جناح بندی فزاينده در ميان گروههای رقيب بر سر قدرت مناسب می بود. شايد بتوان در نظريه او اشاراتی يافت که نشان می دهد تاثير شيعيان «راديکال»  از آنچه او تصور می کرده ضعيف تر بوده است. درحقيقت در دوره بعد از 1909(1288 شمسی، 1327 قمری) «خميرمايه پنهان»  شيعيان ناراضی ( که از قضا بابيهای ازلی هستند) نقش بسيار بی اهميتی بازی می کنند و به حاشيه رانده شده اند. بنابراين جالب بود که می ديديم او چگونه اين مسئله خاص را حل می کند. سه عنصر اصلی که در دوره بعد از 1909(1288 شمسی، 1327 قمری) بر سر قدرت رقابت می کردند عبارت بودند از شيعه ارتودکس، اتحاد اجتماعيون عاميون و آزاديخواهان( چپ جديد)، و اعتداليون ( در عمل راست جديد) . پس شيعيان متمرد کجا قرار می گرفتند؟ از سوی ديگرتاريخ ايران نشان می دهد که تفکر بابی ازلی ( با اينکه اسما مسلمان تلقی می شد) بکار گرفتن قدرت و نفوذ موثر خود را در دهه های آتی سياست ايران ادامه داد. فروغی و حکمت و همچنين چند صدراعظم ديگر ايران ازپيروان اين تفکر بودند. اين موضوع نيز می بايد در آينده مورد بررسی قرار گيرد.

در باره موضوع بابيهای ازلی نکته اضافی ديگری نيازمند تفصيل و تشريح در آينده است. بابيهای ازلی گروهی هستند بسيار ناهمگن که بصورت  طيفی از عقايد متفاوت در زمانهای متفاوت ديده می شوند. اگرچه تعميم دادن تا حدی پذيرفتنی است اما لزوما به اين معنی نيست که انسان بتواند شيخ احمد روحی و ميرزا آقاخان کرمانی (مرگ 1896ميلادی، 1275 شمسی، 1314 قمری) را با ملک المتکلمين دهه ها بعد در يک طبقه جای دهد. طيف تخصيص يافته به بابی-ازلی گری، مدرنيته يا دموکراسی ليبرال غربی دارای گوناگونی بسيار بود و شايد کنکاش در آن دقت بيشتری از سوی بيات را می طلبيد. همچنين قابل ذکر است که او برای بابيهای ازلی نقش «خميرمايه پنهان» و اجزاء فعال مناقشه سياسی را قائل است. اما اگر انسان نظر خانم بيات را در باره «شيعيان ناراضی» رديابی کند و خصوصيات ضروری اعتقادات سياسی آنها را شناسايی نمايد نمی توان پذيرفت که آنها،  ولو از يک محيط اسلامی، با تجددگراهای ليبرال غربی هيچ تفاوتی داشته اند. به عبارت ديگر بيات هيچ گونه مدارک و شواهدی ارائه نداده که نشان بدهد بين مثلا دهخدا و جهانگيرخان صوراسرافيل که يکی از آنها متعلق به تفکر «شيعه ناراضی» و ديگری ليبرال بوده  گونه ای تفاوت ضروری در اعتقادات مذهبی يا سياسی وجود داشته است. اين نوع استدلال در اثر قبلی او عرفان و تمرد Mysticism and Dissent هم ديده می شود و آنجا هم به روشی غيرمُقنِع رفتار شده است.

آخرين نکته ای که می خواهم در ارتباط با کتاب انقلاب بيات مطرح کنم نحوه برخورد او با نهضت های سوسيال دموکرات و عمل سياسی آنها است. نظريه بيات به «تشيع» می پردازد. اما او نفوذ و تاثيری مهم را به گروههای مارکسيست به سبک روسيه مثل همتی ها ]اعضاء باشگاه همت وابسته به حزب اجتماعيون عاميون[ ، انجمن مجاهدين و بعضی سوسياليستهای ارمنی نسبت می دهد. نهضت سوسيال دموکرات آذربايجان (بويژه تبريز) تحت تاثير گروه قوی تر سوسيال دموکرات باکو قرار داشت. بيات شواهد کافی ارائه می دهد تا ديدگاهش را توجيه کند ( گرچه با مهارت، تحليل «طبقاتی» را رد می کند). از سوی ديگر شيوه نامگذاری او چندان خوب انجام نشده است. تا پيش ازسال 1906 حزب سوسيال دموکرات روسيه به دو حزب تقسيم شده بود؛ منشويک ها و بلشويک ها. در طرف چپ احزاب سوسيال دموکرات، انقلابيون سوسياليست بودند. آيا آنها هيچ نفوذی در ايران اعمال می کردند؟  آيا احزاب باکو از نظر گرايشات خود بلشويک بودند (يعنی در اردوگاه لنين) يا منشويک؟ احزاب سوسيال دموکرات در تجزيه و تحليل های کلاسيک مارکسيستی، ايران را چگونه می ديدند؟ نظام اقتصادی ايران از نظر کلاسيک نه فئودالی بود و نه صنعتی و نه  به هيچ وجه جامعه ای سرمايه داری. پس بنا به تحليل کلاسيک مارکسيستی برای يک «انقلاب» آماده نبود. احزاب سوسيال دموکرات در روسيه طرفداران و حاميان خود را در ميان ارتش و کارگران کارخانه ها يافتند. در ايران نه ارتشيان هرگز تمايلات سوسيال دموکراسی در مقياس زياد از خود نشان دادند  نه کارگران کارخانه به عنوان يک «طبقه» در ايران ِ آماده انقلاب وجود داشتند.

کوتاه آنکه من کاملا از نحوه برخورد بيات و براون هر دو، با انقلاب مشروطه بهره بردم. شيوه برخورد براون صريح تر وهمراه با روايتی اروپامحوری(Eurocentric master narrative) بود. اثر او با آنکه به زبان انگليسی است نقش منبعی دست اول را دارد. برخورد بيات پيچيده تر و بديع تر است  و او در نهايت  بيشتر از آنچه پاسخ دهد سوال برمی انگيزد. در اين ميان من به بيات احساس دين می کنم زيرا مرا مجبور کرد در نظريات و تحليلهايی درگير شوم که قبلا هرگز مد نظر قرار نداده بودم.

ترجمه: ب.يزدانی

Advertisements
این نوشته در كتاب ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s