آنچه درمحله ها گذشت…

به مناسبت نزديك شدن سال چهارم زندانی شدن بی گناهان در بند رها ، هاله و ساسان

آنچه درمحله ها گذشت…

اولین باری که من (فرحناز)، با دوستانم به سهل آباد رفتم نامزد حمید بودم وبعد ازازدواجمان فعالیّتم درسهل آباد شروع شد خیلی مشتاق وخیلی خوشحال بودم که با بچه های عزیزنازنینی اوقاتم را بسرمی برم هفته ای دوجلسه برای برنامه ریزی ومشورت با دوستانم دریک جایی جمع می شدیم وبرنامه هرجمعه را می ریختیم وخودمان را برای جمعه صبح آماده می کردیم. هرجمعه ساعت 7 صبح ازخانه بیرون می رفتیم بطرف جایی که با بچه های دیگرقرارداشتیم؛ آنجا وسایل مورد نیازرا تهیّه میکردیم وسوارماشینهایمان می شدیم ودرراه با دوستان؛ درسها وکارهایی که باید انجام می شد مرورمی کردیم که بدون هیچ کم وکاستی درسها ومفاهیم آن را به بچه های عزیزمحله هایی همچون سهل آباد ، کتسبس بالا وپایین ودهپیاله برسانیم. حال وارد محله می شویم ، بچه ها درانتظارما بودند وقتی ماشینهای ما را می دیدند با چه شوروشوقی بطرف ما می دویدند، برای کنترل بچه ها باید یکی دوتا ازراهنما ها پیاده می شدیم وبچه ها را به محلّی که برای برگذاری کلاسها انتخاب کرده بودیم هدایت می کردیم، با چه عشقی بچه ها را درآغوش می کشیدیم، بچه ها با محبتی خالصانه وبدون هیچ نیرنگ وریا به طرف ما می آمدند وما نیزهمچنان با محبت وعشقی سرشارازصمیمیت نسبت به بچه ها وارد محل می شدیم و رفتارما بدون هیچ تبعیض نژادی بود. ساعت 30/8 صبح نرمش داشتیم وگاهی مسابقه وبعد ازآن با بچه ها دورهم جمع می شدیم وبرای حفظ وهدایت خودوبقیّه دعا می کردیم وبعد درس مخصوص آن جمعه را شروع می کردیم مثل احترام به والدین ومربیان ، صداقت ، فقیروغنی ورحم به حیوانات و….

دراتمام درس به بچه ها می گفتیم که هرچه ازدرس فهمیده اند آن را نقاشی کنند. بعد ازآن اگرروزخاصی داشتیم مثل روزمادر، روزمعلّم ، وروزدکترچمران مطالبی آماده می کردیم وبرای بچه ها می خواندیم وبعد ازآن ترانه های محلی را هرهفته دوبیت آن را برای بچه ها می خواندیم وآنها هم تکرارمی کردند وبالاخره حفظ می شدند. وبعد ساعت 30/10 الی 11 ازمحله خارج می شدیم. نمیدانید با چه شوروشوقی وبا چه محبتی با یکدیگرخداحافظی می کردیم.

 

(  با احترام تقدیم به خانواده های مسجونین بهائی درایران به مناسبت سومین سال مسجونیت سه جوان شیراز )

 

 

فرحنازمسعودی

شیراز

زمستان 86

 

 

Advertisements
این نوشته در حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s