نِدای معلّم

به مناسبت نزديك شدن سال چهارم زندانی شدن بی گناهان در بند رها ، هاله و ساسان

نِدای معلّم

بین معلّم می کند ما را صدا

باردیگرمی دهد ما را ندا :

وقت ابلاغ است ای جانان من

گل فراوان است دراین بزم یار

 

مژده بادا برشما فضل بهاء

شد میسّرجمله را

تا بهاء جویند…

گویند این ندا :

 

ما به راه امراوجان می دهیم

دست ودستارفراوان می دهیم

درد خواهیم آنچنان کزفضل او

مهربانی را به یاران می دهیم

 

باردیگریارمی گوید که ما

جمله درمیدان خدمت

شادِ شاد

مست ازپیغام دوست

این دم وهرلحظه را

وقف خدمت درره امرش کنیم

 

بشنوید ای عاشقان

پیغام دوست…

جان فدای حضرت یزدان کنید

یا که مانند انیس مبتلا

خنده برلب

هردمی صد جان نثارنقطهء اولی کنید

 

بشنوید جانان من:

باردیگرمی دهم این دم شما را مژدهء دیداردوست

آن که این آوازه ها ازحضرت والای اوست

 

آفرین

آفرین برقدروالای شما

مِهرتان ، بی انتها

کارتان ، کار خدا

عشقتان درخدمت امربهاء ، عین عطا

این قدمهای شما درامردوست

کاین همه شیدا ازاوست

قدرآن تا نقطهء بالا رسید

فخرآن تا حضرت اعلی رسید

 

آفرین

آفرین این دم وهردم برشما

چون ندای دوست را طوبی زدید

بس که واطوبی زسرتا پا زدید.

 

 

 

 

 

 

 

 

Advertisements
این نوشته در هویت ایرانی, برابری جنسیتی, حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s