کثرت گرایی دینی و سکولاریزم

مسالۀ حقوق بشر و زایش و تبلور فرهنگ حقوق بشری در ایران :

پیشواز نشست «به سوی فرهنگ آزادی های مدنی ، حقوق بشر و دموکراسی در ایران»

بخش دوم

کثرت گرایی دینی و سکولاریزم

کاویان صادق زاده میلانی

عبدالبهاء در بیانی می گوید که «تعصب دینی …هادم بنیان انسانی است.» (خطابات 555) تجربۀ ایران در سی سال اخیر نشان داده است که دخالت روسای دینی و دینکاران (روحانیون حرفه ای) در کشورداری و زمامداری و سیاستگزاری عملکرد سازنده و مثبتی نیست. دینکاران و روحانیت حرفه ای با دخالت خود در سیاست و با وارد کردن تعصبها و پیشداوریها و قرائتهای نادرست خود از دین به حوزه و فضای عمومی آسیبهایی سنگین به دگردیسی و پیشرفت جامعۀ ایران زده اند. اینکه دینکاران حرفه ای در راس حکومت قرار بگیرند و باورها و تعصبات و قرائتهای نادرست خود را از دین به مردم تحمیل کنند از نظر فلسفی با مفهوم عدل و حقوق متعارف مردم تناقض دارد.

بحث را از مقولۀ عدل و داد آغاز کنیم. عبدالبهاء در تعریف عدل می آورد که یک تعریف عدل این است که «از برای هر نفسی آنرا بخواهند که آنرا بخواهند که برای خویش خواسته اند.» (خطابات 185) این تعریف در چهارچوب آموزۀ بهائی وحدت عالم انسانی که تساوی و برابری و رابطۀ متقابل انسانها را می رساند به این معنا است که انسانها برابر و مساوی هستند و هرکس بنابر تعریف عدل باید برای دیگران نیز آنی را بخواهد که برای خودش می خواهد، و حتی باید برای دیگران حق بیشتر از خویش قائل شود.

عدالت يا داد Justice

رابطۀ متقابل بین شخص و اشخاص دیگر در حوزۀ اجتماع بنا بر اصل برابری (وحدت عالم انسانی) و عدالت بر یکسان بودن هویت انسانی هر فرد و برابری همه افراد بشر و این اصل که همه باید برای دیگران همانی را بخواهند که برای خود می خواهند سامان داده می شود.

این رابطۀ متقابل را چنین نمایش می دهیم:

الف. برابری انسانها یا وحدت عالم انسانی.

ب. عدل یا برای دیگران خواستن آنچه برای خود خواسته می شود.

خود ↔ دیگر

↔ نماد برابری و برای دیگران همان را خواستن است. این رابطه دوسویه است و فرد و دیگران در کنش و واکنش و در جایگاه متفابل حفوفی هستند.

این رابطۀ متقابل و دو طرفه پیشنیاز کثرت گرایی دینی است. هر شخص حق دارد سخن دینی بگوید و مطابق باورهای مذهبی خود عمل کند. این حق متقابل و همگانی است.

پس لازمۀ عدالت در جامعه آزادی بیان و حضور دلخواه دینی و وجدانی است بدون دخالت و کنترل و نظارت حاکمیت و دولت.

پدیدۀ عدالت با آزادی دینی و وجدان از سویی و با پدید آمدن وحدت و اتحاد در جامعه رابطۀ مستقیم دارد.

«سراج عباد داد است…مقصود از آن ظهور اتحاد است بین عباد.» (بهاءالله، مجموعۀ از الواح نازله پس از کتاب اقدس 36)

پس داد (عدالت) نه تنها کثرت گرایی (پلورالیزم) دینی را توجیه می کند بلکه به اتحاد و وحدت بین مردم از پیشینه های دینی گوناگون می انجامد. بازهم تجربۀ سی سالۀ اخیر ایران با تسلط زمامداران دینی بر مردم و هژمونی دینکاران و حکومت مذهبی روندی مخالف و نفی کننده عدالت و آزادی دینی است.

بحث پساسکولاریزم از عدالت آغاز می شود و به کثرت گرایی دینی و آزادی دینی و بیان دینی می رسد و اگر درست به انجام رسد به اتحاد و وحدت در جامعه می انجامد. به بیان عبدالبهاء: «روسای دین نباید در امور سیاسی مداخله نمایند…در امور سیاسی ابداً ً مدخلی ندارند» (خطابات 182) و اگر چنانچه به ظلم و ستم انجامد مشمول بیان عبدالبهاء می شود که «اگر دین سبب جنگ و جدال شود بی دینی بهتر است.» (عبدالبهاء، خطابات 566) انحصار طلبی و نگاه به صداهای دگراندیش و اندیشۀ دیگری را به عنوان رقیب سرکوب کردن که در سی سال اخیر شاهد آن بوده ایم مصداق کلام عبدالبهاء است و از مواردی است که بی دینی از زیر پا گذاشتن عدل و انصاف شایسته تر و انسانی تر است.

ایام به کام

دنباله دارد

 

Advertisements
این نوشته در حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s