حیرت اندر حیرت آمد پدید

حیرت اندر حیرت آمد پدید

تاکنشان

امروز مقاله‌ای دستم رسید از خانمی به نام نوراء رحمانی که در نهایت سادگی و شفقت مسئولان جمهوری اسلامی ایران را دعوت به رعایت عدالت کرده و موادی چند از قوانین موضوعه در این مملکت را به آنها یادآوری کرده بودند و در انتهی تقاضا نموده که به پروندۀ آنها رسیدگی و تجدید نظر شود و رأی عادلانه صادر گردد.

زهی حیرت!  نمی‌دانم ایشان چه اندیشیدند و مدیریت سایتی که اقدام به درج نامۀ مزبور نمود چه اندیشید. نمی‎دانم ایشان در کدامین کشور دنیا زندگی می‌کنند که چنین معصومانه نامه نوشتند و با این صراحت و صداقت مطلبی را مطرح کردند که برای مسئولان ابداً محلّی از اعراب ندارد.

سالها است که این قوانین در محدودۀ کاغذ باقی مانده و ابداً اجرا نمی‌شود؛ عدالت معنای خود را از دست داده و انصاف به مثابۀ عنقا کمیاب شده است؛ مدّتها است قضّات محترم دیگر خودشان تصمیم نمی‌گیرند و در کنارۀ میزشان کسی می‌نشیند و تعیین می‌کند که چه کسی چه حکمی باید بگیرد. بنده اگر از سایر اقشار ملّت ایران که انواع مظالم را متحمّل می‎شوند صرف نظر کنم و فقط به ذکر بهائیان بپردازم، چند سؤال از این خانم محترم دارم که محبّت فرموده جوابی عنایت نمایند.

1-    طبق کدام مادّۀ قانونی مغازۀ خانمی را که کارگرش یک مرتبه کاغذی را مربوط به دانشگاه علمی آزاد در مغازه با خود داشته، می‌توان بست و علیرغم دستور وزارت بازرگانی برای بازگشایی مغازه از گشودن مجدّد آن جلوگیری کرد؟ (تنکابن)

2-    طبق کدام مادّۀ قانونی می‌توان دو سدّ خاکی را که با مجوّز و با تشویق مسئولین مربوطه برای احداث باغ و رونق کشاورزی در منطقه‌ای ایجاد شده ظرف مدّت کوتاهی بدون مجوّز لازم تخریب کرد و صاحب سدّ را ملزم به پرداخت هزینۀ تخریب نمود؟ (سنگسر)

3-    طبق کدام مادّۀ قانونی می‌توان شبانه کلّیه درختان یک باغ را قطع کرد و مسئولان انتظامی از تعقیب قضیه بالمرّه اجتناب نمایند و صاحب باغ را مقصّر اعلام کنند؟ (مرودشت)

4-    طبق کدام مادّۀ قانونی دانش‌آموزی را که در خارج از مدرسه به سؤالات هم‎کلاسی خود دربارۀ عقیدۀ دینی‌اش جواب داده، می‌توان به اتّهام تبلیغ (که طبق هیچ مادّۀ قانونی جرم محسوب نمی‎شود) از مدرسه اخراج کرد؟ (کاشان)

5-    طبق کدام مادّۀ قانونی از تمدید پروانۀ کار صدها مغازه که هیچ جرم و خلافی مرتکب نشده‌اند می‎توان جلوگیری کرد؟ (طهران)

6-    طبق کدام مادّۀ قانونی از دفن میّت در زمینی که متعلّق به خود جامعه است می‌توان جلوگیری کرد؟ (اصفهان و بسیاری از سایر بلاد ایران)

7-    طبق کدام مادّۀ قانونی و طبق عرف یا شرع کدام کشور یا دین می‎توان قبرستان متعلّق به اقلّیت‌ها را با بولدوزر دولتی تخریب کرد و به روی مبارک نیاورد؟ (نجف‎آباد، یزد و بسیاری از شهرهای ایران)

8-    طبق کدام مادّۀ قانونی، معلّم می‎تواند کودکی را که (حتّی طبق قوانین اسلامی) به سنّ تکلیف نرسیده مؤاخذه نماید، اشکش را در آورد، از کلاس اخراج کند یا اگر کودک جوابی در آستین داشته باشد، معلّم خشم گیرد و او را متّهم به تبلیغ نماید؟ (طهران و بسیاری از شهرهای ایران)

9-    طبق کدام مادّۀ قانونی در کشوری می‎توان انسانی را زنده آتش زد، کوکتل مولوتوف در خانه‌‎ای انداخت، اتومبیلی را طعمۀ حریق ساخت و از مجازات در امان ماند؟ (سمنان، شیراز، خراسان و بقیه نقاط ایران)

10-                        طبق کدام مادّۀ قانونی در جراید و رسانه‌های صوتی تصویری می‌توان به شخص یا گروهی حمله کرد، تهمت زد، علیه آنها دروغ گفت، و آنها را از جواب دادن باز داشت و از حقّ جوابگویی محروم نمود؟ (آنقدر فراوان است که مستغنی از ذکر و بیان است)

11-                        طبق کدام مادّۀ قانونی می توان به منازل یا مغازه‌ها حمله کرد و اموال و اثاثیه را مصادره کرد و چون تقاضای ارائۀ حکم قانونی نمایی، اسلحه را نشانت دهند و مورد ضرب و شتم قرارت دهند؟ (تنکابن، ساری و بسیاری از شهرهای مازندران)

12-                        طبق کدام مادّۀ قانونی می‌توان قبل از محاکمه، در حین بازداشت، به ایراد ضرب و شتم در مقابل همسایگان پرداخت؟ (تنکابن)

13-                        طبق کدام مادّۀ قانونی می‌توان کتب دینی پیروان آئینی را (هرچند که در قانون اساسی ذکری از آن به میان نیامده باشد) از منزل آنها جمع کرده مصادره نمود؟ (طهران و بسیاری از شهرهای ایران)

اینها مشتی از خروار است که اگر بخواهم تمامی مظالمی را که حتّی با خود قوانین اسلامی مباینت دارد برشمارم، تا قیام قیامت باید بنشینید و به سخن من گوش فرا دهید و به قول یکی از بزرگان، گر جمله درختان قلم گردند و جمله دریاها جوهر شوند، این هر دو به پایان رسند و درد دل من تمام نشود.

در چنین کشوری، با چنین سابقه‎ای، که برای حقوق بشر تره خُرد ننمایند و برای انسان هیچ ارزشی قائل نباشند و چون برای شکایت و تظلّم به دوایر قضایی مراجعه کنی تو را با اخم و تشر بیرون کنند که باید شکر کنی که اجازۀ نفس کشیدن داری، شما چه انتظار دارید که با سه یا چهار مادّۀ قانونی که به رُخشان کشیده‌اید ترتیب اثری به تقاضای شما بدهند؟  هیهات، هیهات.

ما در کشوری زندگی می‎کنیم که هزاران حمله به عقاید ما می‎شود و اگر در مقابل هر حمله نکته‌ای از قرآن یا احادیث را مطرح کنیم، چماق تکفیر بلند کنند و پیراهن عثمان را بر سر نیزه نمایند و انگشت بریدۀ حرم ذوالنّورین را بر سر منبر نشان همگان دهند و گویند بهائیان به قرآن توهین کردند و به ائمّه اهانت روا داشتند، در حالی که می‌دانند احترامی که بهائیان برای قرآن، حضرت رسول اکرم و ائمۀ اطهار قائلند، خود اینان قائل نیستند.

ما در کشوری زندگی می‌کنیم که اگر به سؤالات هم‌وطنان خویش جواب دهیم، یا به ترّهات مخالفان پاسخی عنایت کنیم، یا رفع شبهات نماییم، به جاسوسی و تبلیغ علیه نظام و قیام علیه امنیت ملّی و صدها جرم و جنایت دیگر متّهم می‎شویم؛ آن وقت شما انتظار دارید در مقابل این تقاضای شما نظر عنایتی به پروندۀ یاران ایران نمایند؟ زهی حیرت.  توفیق رفیق شما باد.

 

Advertisements
این نوشته در حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s