یادداشتی کوتاه پیرامون بحثهای اخیر پیرامون گفتمانهای بهائی و موضوعات شیعی

*خواهشمندم در وبلاگهای موازی نصب نشود.

یادداشتی کوتاه پیرامون بحثهای اخیر پیرامون گفتمانهای بهائی و موضوعات شیعی

کاویان صادق زاده میلانی

متاسفانه چون چند هفتۀ اخیر مشغول تهیه و منظم کردن یادداشتها برای کنفرانس دانشگاه مریلند بودم دنبالۀ مباحث مربوط به متون شیعی را دنبال نکردم و در پس ِ کنفرانس سری به چند وبلاگ زدم و دنبالۀ بحثها را پیگیری کردم. کنفرانس مریلند که تحت اشراف دکتر احمد کریمی حکاک و دکتر منصور فرهنگ برگزار شد، نشستی سه روزه بود، که تنها کاستی آن فقدان خانم سیمین بهبهانی بود که به دلائلی اجازه خروج از ایران را نیافتند و فقط پیام خود را روز آخر کنفرانس ارسال کردند. از متخصصان ایران شناسی دکتر فرزانه میلانی، دکتر کریمی حکاک، دکتر منصور فرهنگ، دکتر علی بنوعزیزی، دکتر مهرداد مشایخی، دکتر فاطمه کشاورز، دکتر علی میرسپاسی، دکتر هاله اسفندیاری، دکتر اروند آبراهامیان و دکتر آرش نراقی از جمله اساتید حاضر بودند. از فعالان و نویسندگان حقوق بشری وزنه های بزرگی مانند دکتر رضا افشاری، دکتر عبدالکریم لاهیجی، دکتر شیرین عبادی، دکتر رزاقی، علی اکبر موسوی خوئینی، دکتر مهناز افخمی، آسیه امینی و دیگران حاضر بودند و از پهنۀ رسانه ها، رکسانا صابری، جهانشاه جاوید، داور ایران اردلان، ایرج گرگین، فرشته قاضی، سهیلا وحدتی، امید معماریان و سراج میرسپاسی حاضر بودند. در این سه روز پنل، پشت پنل، و مناظره در پی مناظره برگزار شد و سطح تبادل نظرها بسیار بالا و از نمونه های عالی کنش و واکنش اندیشه و ارائه سنتزهای تازه و ظهور افکار تازه بود. پنلی که من افتخار حضور در آن را داشتم توسط دکتر عبدالکریم لاهیجی از اولین فعالان و نظریه پردازان حقوق بشر ایران اداره شد و جامعه شناس به نام و مطرح دکتر علی میرسپاسی محتوای کتاب تازه خود را مطرح  و به ارائه کردن تجربیات خود در ایران و در حلقۀ نواندیشان دینی پرداختند و سپس علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده مجلس شورای اسلامی در دورۀ ششم به بررسی مسالۀ کثرت گرایی دینی در ایران و معضلات قانونی و فرهنگی آن پرداختند. در مورد محتوای مطلب خود پیش از این نوشته ام و نیازی به تکرار نیست ولی نظر حاشیه ای من در مورد کاستی ادبیات برای استخراج حقوق بشر مثبت شاید یکی از بحث انگیزترین موضوعات کنفرانس شد. گروهی بر آن بودند که البته ادبیات با حقوق بشر بی ربط است و گروهی بر آن بودند که حقوق بشر از ادبیات و شعر قابل استخراج است، اما مشروط به درست خوانی متون و نقد صحیح و روشمند ادبیات، و موضع مطرح شده از سوی من موضعی بین دو موضع بالا بود که از ادبیات صفات و خصلتهای پسندیده را می توان خارج کرد و اینها زیر بنای فرهنگی و نظری حقوق بشر را تشکیل می دهد. البته کار تئوریک حقوق بشر در ایران در این چند روز فرسنگها به جلو رفت و یک تاثیر مثبت کنفرانس حضور سه گروه از سه حوزۀ کاری مستقل ولی با تعامل بود: رسانه ها، فرهنگستانیها و فعالان حقوق بشر. در این مجمع من برای اولین بار افتخار اشنایی حضوری با شیرین عبادی و عبدالکریم لاهیجی را داشتم و وقت صرف حضور این دو بزرگوار غنیمتی بزرگ بود. البته برای فرهنگستانیها و آکادمیکهای حاضر که من آنها را از کنفرانسهای سالانه مطالعات خاورمیانه (میسا) و انجمن های ایران شناسی می شناختم . آنانی که از طریق مقاله ها و فصول چاپ شده پیشین روی موضوع مشروطیت (مقاله گفتمانهای بهائی و مشروطیت: چاپ راتلج، در کنار مقاله های دانشمندانی چون عباس امانت، محمد توکلی طرقی و رضا افشاری) و یا در کشف سه نسخه مختلف نقطة الکاف ( که یکی از آنها به 1268 ه.ق و یکی به پیش از آن بر می گردد ) و حل معضل مولف و معمای صدسالۀ تاریخ نگارش این کتاب و نقد تطبیقی متون آن در نشریۀ مطالعات ایران شناسی و پیرو آن در دانشنامۀ ایرانیکا می شناختند، یا در نگارش مقاله ها همکاری کرده بودیم،  حضور در بحث حقوق بشر ، کثرت گرایی دینی و جامعه مدنی تعجب آور نبود چه که فعالیتهای حقوق بشری و مقاله های مربوط به جامعه مدنی و حقوق اقلیتهای دینی را در طی سالهای دنبال کرده و دیده بودند. البته از لوازم تحقیق این بزرگان یکی همین کثرت نگرش نظری و تسلط بر موضوع حضور دکتر آبراهامیان است که کتاب مطرح و بی سابقۀ تاریخی خود را در تاریخ ایران بین دو انقلاب نوشته ولی در پلولاریزم دینی در مناظره ای با آرش نراقی حضور یافت و یا نمونه دیگرش دکتر عباس امانت است که شخصیتی فرهیخته و دانشمندی بزرگ است و اگر در تاریخ بابی و یا تاریخ قاجار نوشته ولی در تاریخی معاصر و تحلیلهای امروزی و در تاریخ صفوی و حتی اسماعیلی نیز ید طولایی دارد و علاقمندان به تحقیق در سمینارهای ایران شناسی او در میسا حاضر بوده اند و یا نقدهای او به اثار دکتر فرهاد دفتری (پژوهشگر مطرح تاریخ اسماعیلی ) را دیده اند. به هر حال در میان این بزرگان برای من که هم کم تجربه تر و هم کم سن و سال تر از بسیاری از پیشکسوتان بودم افتخاری بزرگ بود.

بگذریم…

متاسفانه و مانند همیشه عدم حضور من در بحث موجب گسترش مقدار زیادی توهین و اهانت شخصی و غرض ورزی شخصی شده که البته تفاوتی در اصل بحث نمی کند ولی من برای تنویر عزیزان چند نکته کوچک را تقدیم می کنم:

–         کار سری بحثهای با آقای تهرانی در مساله حدیث اذا قام و مساله جابلقا ایرادات تازه ای بودند و مساله یافتن ماخذ حدیث در اثار شیخ احمد و اشتباه ماخذ در قاموس ایقان چند ماه وقت برد و منجر به یافتن ماخذ حدیث در شرح الرجعة شیخ احمد احسایی شد. مساله اینکه چگونه این اشتباه در ماخذ آقای اشراق خاوری و اثر قاموس ایقان راه یافته البته کاری دنباله دار است ولی قدمهای خوبی برداشته شده است و مساله (تقریبا )ً حل شده و چند نکته مبهم آن در جریان گشایش است. –         هدف از این بحث اصلا و ابدا ً کوچک کردن شیعه نبوده و نیست و هر کس چنین بخواند و بفهمد آراء و غرض خود را روی نوشتۀ من منعکس کرده است. علاوه بر موارد بالا  در پی بحث مسائل تازه ای یافت و ارائه شد و یکی از این مسائل اشارت در بصائرالدرجات و یک مورد در اصول کافی است که اشاره به خروج نبی آخر دارد. نظر به اینکه در دانشگاه های مختلف دوره های سمینارهای اسلام شناسی و مطالعات تطبیقی مذهبی را با اساتید گوناگون سپری کرده ام و این سمینارها را در سالهای متعدد گذرانده ام البته اشراف به موضوع دارم. در بین متقدمان بهائی نیز اشاره ای به این احادیث و این استدلال من ندیده ام . مساله این است که مطالعات بهائی در این سیر و با زیر سوال رفتن از سوی کسانی که مخالف با آن هستند به جلو رفت و این حقیقتی غیر قابل انکار است. یعنی هم ماخذ حدیث پیدا شد و ماخذ جناب اشراق خاوری در قاموس ایقان اصلاح شد و هم احادیثی که تا کنون معرفی نشده بودند در بصائر و اصول کافی یافت و معرفی شد. یعنی همه زاویه های این بحث موفقیت آمیز و سرشار از یافتهای تازه است و البته نسلهای بعدی این پژوهشها را کامل می کنند ولی پرسشهای تازه منافاتی با یافتهای تازه ندارد. نسبت دانسته های تازه با پرسشهای تازه مانند شعاع دائره به مساحت آن است و هر قدر شعاع افزایش یابد مساحت بیشتر افزون می گردد و این مساله در همه تحقیقات و در همه رشته ها یکسان است. برای نمونه یافت احادیث تازه در بصائر الدرجات و اصول کافی این سوالات تازه را مطرح می کند که این باور به خروج نبی بعد که در بصائر دو بار و در کافی یک بار نقل می شود چگونه در اثار بعدی نادیده گرفته می شود و در آثار از دست رفته پیش از بصائر چگونه و با چه کیفیتی و چه تواتری نقل شده است. مطرح شدن سوالات تازه از ارزش پژوهش پیشین نمی کاهد بلکه تحقیق تازه و نتایج نو موجهای تازه ای از معضلات و مبهمات را مطرح می کند.   –         همانطور که مستحضر هستید به نظر حقیر وقت مباحث حدیث اسلامی و این نوع مباحث گدشته است ولی البته هنوز علاقه مند دارد و حقیر نیز چون مخاطب این نوع مباحث قرار گرفته ام ناچار باید جواب بدهم. همین کنفرانس مریلند نمونه خوبی بود و هیچیک از سخنرانان بر مبنای حدیث و ایات بر پلورالیزم دینی اصرار نکردند. ممکن است که جواب داده شده از سوی حقیر مطابق روش و سیاق عزیزان نباشد ولی به هر حال در تمام موارد زیر بحث ماخذ زیر سوال یافت و ارائه شده و البته بحثها شخصی است و اگر روش از نظر متدلوژی دانشگاهی و سبک تحقیق حقیر مطابق میل عزیزان نیست خوب است که خود این عزیزان قلم به دست بگیرند و با حوصله بیشتر و متانت و به دور از جنجال بنویسند. ولی کاری که من در مطالعات انجام می دهم کار تازه است و به تکرار نظر قدما نمی پردازم. من اگر روی حدیث کار می کنم، مسالۀ تعداد ائمه از خلال متون شیعه مساله ای است که باید مطرح شود و البته مطرح کردن بحث حمله به اسلام نیست بلکه باز کردن بحث از دید علمی است و دهها بار هم نشان داده شد که همین بحث در آخرین و دقیقترین متون تاریخی آکادمیک مطرح شده و از قضا من نرمتر و ملایمتر از آنچه تحقیقات می گوید نوشته ام. البته همین مساله جابلقا و جابلسا را جناب ابوالفضائل گلپایگانی نیز در فرائد آورده اند وتحت اشراف علم جغرافیا و رسم الارض مطرح کرده اند و حقیر با پرسش از طول و عرض جغرافیایی.   –         مساله لحن نوشته کلا ً شخصی است و هیچ نویسنده ای همیشه یک نوع و یک گونه نمی نویسد. لحن کتاب ایقان با لحن کتاب بدیع تفاوت دارد و لحن استدلال جمال قدم در لوح قناع با گونه استدلال در جواهر الاسرار یکی نیست. در اثار ابوالفضل نیز لحن کتاب فرائد تندتر از رساله اسکندریه است و تشخیص مخاطب با نویسنده است و لاغیر. البته منکر سلیقه شخصی نمی شوم ولی قانون کلی در این مورد نداریم و در اثار دکتر داودی شهید نیز لحن ها متفاوت است.   مطلب مهم دیگر اینکه مخاطب حقیر از روز اول جامعه بهائی و عزیزان بهائی نیستند. جامعه بهائی در حال حاضر برای اولین بار بصورتی مطلوب و مثبت در فضای فکری و اجتماعی و مدنی ایران حاضر است و مخاطبان حقیر و کسانی که برای آنان می نویسم و خوانندگان بلاگ اکثر از این قشر ولایه های فکری هستند و حتی نوع ادبیاتی که من به کار می برم از ادبیات متعارف امری فارسی فاصله دارد و این نوع نوشتن با نوشتنی که برای مصرف داخلی جامعه باشد البته جدا است. اگر من درگیر بحث با علی تهرانی و امثال ایشان شده ام به دلیل این نیست که من دنبال آنها برای مجادله و جنجال سازی بوده باشم بلکه به این دلیل است که این عزیزان دنبال نصب مقاله در وبلاگ حقیر و باز کردن بحث در این موارد هستند.   در ضمن من هر روز با جوانان بهائی و غیربهائی درون کشور که نویسنده و صاحب قلم هستم در تماس هستم و فعالیتهای این عزیزان را دنبال می کنم و البته که تمام نوشته های این خبرنگاران یا وبلاگنویسان مطابق سلیقه و روش مورد پسند من نیست ولی انتقادی نیز از سوی من در عرصۀ عمومی متوجه آنها نیست. اینها بچه هایی بسیار باسواد، مسلط به جامعه، مخاطبان خاص خود، و نیازهای جامعه هستند و اگر من نقد یا تشویقی داشته باشم سزاست که شخصی و در فضای خصوصی و دوستانه برای بررسی و تبادل نظر مورد قرار دهم و آنها نیز البته عامل به چنین موازینی هستند و هم دوستی ها محکم می شود و هم کار پیش می رود. البته روش تحقیق من متاثر از اساتید من و دوره های تحصیلی من است و من با اینکه پزشک متخصص هستم تعداد سالهایی که به مطالعه دانشگاهی فلسفه تاریخ و مطالعات تطبیقی ادیان پرداخته ام بیشتر از سالهایی است که در دانشگاه پزشکی و دوره تخصص صرف کرده ام.   دوستان عزیز و همراهان گرامی به هیچ وجه حقیر منکر حساسیتها نمی شوم و همه نظرات و انتقادها را نیز تمام می خوانم و بسیار جدی می گیرم و ارج می نهم.   ایام به کام

Advertisements
این نوشته در معرفی دین بهائی, اسلام, حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s