دو نکته دربارۀ مصاحبۀ محمد جواد لاریجانی و ادعای مبنی بر فرقه بودن دین بهائی

دو نکته دربارۀ مصاحبۀ محمد جواد لاریجانی و ادعای مبنی بر فرقه بودن دین بهائی

کاویان صادق زاده میلانی

در مصاحبه ای که اخیرا در یوتیوب دیده شد آقای محمد جواد لاریجانی برای توجیه ظلم و ستمی که سی سال است بر بهائیان ایران روا می رود گفتند که دلیل آزار بهائیان این است که بهائیان فرقه هستند و این فرقه اجازه خروج به پیروان تواب را نمی دهد. یعنی فرقه ای است که می توان وارد آن شد و نمی توان از آن خارج شد. مصاحبه در لینک زیر قابل رویت است: http://www.youtube.com/watch?v=WhF2LkSfb6k&feature=player_embedded لاریجانی می گوید که بهائیت دین نیست و فرقه است. می توان داخل این گروه شد ولی نمی توان خارج از آن شد. توجیه آزار بهائیان به عنوان فرقه ابتکار دولت ایران نیست و این ترفند را دولتهای بسیاری در مورد اقلیتهای دینی به کار برده اند. در این مورد بخصوص این توجیه نقض حقوق بشر را آقای لاریجانی از دولت چین عاریت گرفته اند. البته گفتار ایشان به درجه ای غیر علمی و غیر منطقی است که نیازی به پاسخ گفتن ندارد و این یادداشت نیز برای پاسخگویی نیست. این یادداشت برای بررسی منشاء و راهکار یابی بهائی ستیزان برای توجیه نظری و پروپاگاند خویش است، مانند مصاحبۀ آقای لاریجانی با پرس تی وی. باری توجیه ایشان ناکارآمد است چون حتی برفرض درست بودن ادعاهای ایشان باید پرسید که چرا دانشجویان بهائی محروم از تحصیل هستند و چرا جامعۀ بهائی حق داشتن رسانه رسمی و تشکیلات رسمی را ندارد و چرا مدیران جامعۀ بهائی نزدیک به دو سال بدون دسترسی به وکیل و پرونده و خارج از عرف قانون کیفری در زندان نگاه داشته شدند و توجیه حاکمیت برای فشار بر دانش آموزان بهائی برای اسلام آوردن با چه برهانی توجیه می شود؟ نکتۀ یکم البته که هر عاقلی می داند که بیرون رفتن از جامعۀ بهائی کاری ندارد و در ایران اسلامی خروج از دین بهائی و اسلام آوردن موجب بازگشت حق تحصیل و حق داشتن شغل دولتی و حق داشتن کار ازاد با فراغت و صدها آزادی مدنی دیگر است و اگر بهائیان بهائی مانده اند، به دلیل باور قلبی آنان به وحدت عالم انسانی و تساوی حقوق زن و مرد و اعتقاد به لزوم نفی خشونت و زدودن فقر فاحش از جامعه و دیگر باورهای عرفانی و اجتماعی است. پس در این مورد نیز خطا از حاکمیتی است که مردم را می خواهد با تحمیل زور و فشار از دین و باور وجدانی برگرداند. از قضا دین بهائی ارتداد ندارد و اسلامی که آقای لاریجانی به آن معتقد است حکم ارتداد و ردة دارد. یعنی کسی که مسلمان زاده باشد و تغییر دین دهد یا مرتد فطری یا مرتد ملی است و خونش حلال و مباح است. یعنی اگر کسی از دین بهائی خارج بشود جان و روان و امنیتش تضمین است ولی مسلمان زاده ای که بهائی بشود حکمش اعدام است. حال قضاوت را به هموطنان می سپارم: کدام گروه دینی است که خروج از آن راحت باشد؟ و کدام فرقه است که خارج شده سرش را از دست می دهد؟ نکتۀ دوم مسالۀ فرقه (کالت) است که آقای لاریجانی از دولت چین و از مسحیان تندرو آمریکا فراگرفته اند. در چین گروهی دینی هستند که همانند بهائیان در ایران تحت فشار سنگین دولت چین قرار دارند. نام این گروه فالون گانگ است. بنیانگزار این گروه لی هونژی و آموزه های این گروه روحانی تلفیقی برگرفته از ادیان آسیایی بودایی، داویسم، کنفوسیوسی و ادیان بومی چینی است. این گروه به گونۀ دینی ورزش می کنند و با ورزش به پاکی و پاکیزگی عقلی و روانی می رسند. این گروه در سال 1991 به ثبت رسید و در 1999 ممنوع شد و دولت چین به بازداشت سران و سرکوب بی وقفۀ این حرکت عرفانی پرداخته است. توجیه دولت چین از آن سال همین توجیه کنونی اقای لاریجانی است، یعنی اینکه فالون گانگ یک فرقه است. از آن سال به بعد دولت چین با گذراندن لایحه های بیشمار بر این گروه برچسب «فرقۀ شیطانی» زده است و نقض حقوق بشر اینان را توجیه می کند. صرفنظر از توجیه دولت چین واقعیت این است که در چین با ظهور ادیان تازه و شعب تازه سلسله های پادشاهی منقرض شده اند و علت عمده برخورد امنیتی با فالون گانگ همانا ترس از انقراض و عدۀ زیاد پیروانی این حرکت نوظهور است. این مستند بی. بی . سی این نظریه را بررسی می کند: http://www.bbc.co.uk/dna/h2g2/A2922644 این خبر رویتر در مورد وضعیت فالون گانگ در چین و بهائیان در ایران و گزارشگر ویژۀ سازمان ملل در مورد آزادی دین نیز اشاره به این موضوع دارد: http://www.reuters.com/article/idUSTRE69K61O20101021 کوتاه سخن اینکه اشارات اقای لاریجانی برای توجیه ازار و جفا بر بهائیان اساسا ً تقلیدی برگرفته از روش حساب شدۀ دولت چین در برخورد با گروههای رقیب است. حاکمیت تهران که در نقض حقوق بشرو زیر پا گذاردن تمام موازین حقوق بشر در موارد حقوق مدنی و حقوق سیاسی و حقوق زنان و حقوق کودک و حقوق دانشجویان و حق تحصیل و حق آزادی وجدانی و دین و حقوق اقتصادی و فرهنگی ایرانیان و شکستن تمامی میثاقهای بین المللی حقوق بشری رکورددار هستند، بهتر است که به جای بافتن کذب برای توجیه نقض حقوق بشر و سرقت روش از دولت چین، رویکرد تازه ای انتخاب کند و متخلفان نقض حقوق بشر در ایران را بازداشت و رهسپار زندان کند و حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان را بنابر پیمانهای بین المللی که ایران نیز متعهد به آنها باید باشد ارج نهند و رعایت کنند.

Advertisements
این نوشته در نقد تاریخی, حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s