به مناسبت آغاز چهارمين سال زنداني شدن ياران ايران (هفت مدير سابق جامعه بهايي)

به مناسبت آغاز چهارمين سال زنداني شدن ياران ايران (هفت مدير سابق جامعه بهايي)

16 ارديبهشت 9 روز مانده به شروع چهارمين سال حبس ياران

سلاح دیروز جنگ سلاح امروز عشق

تنها سه سال پیش بود که شنیدیم در گرگ و میش نزدیک به طلوع آفتاب صدای زنگ خانه های هفت نفر رهبران قدیم جامعه بهایی به صدا درآمد . توهین و تحقیر تنها جزئی از کار گروههایی بود که صبحدم به مانند خفاشهایی به حریم خصوصی عده ای به جرم اعتقادشان به امر بهایی هجوم بردند . البته اینان کسانی بودند که قلبشان پوشیده از تعصب و موجی از بهائی ستیزی بود که نا آگاهانه که نه آگاهانه به دستور کسانی در رأس حکومت به این کار اقدام کردند . آنانی که دستگیر شدند در مقابل سلاح سرد وگرم آن عده اطلاعاتی ، سلاحی را اختیار کردند به نام عمل طیبه و اخلاق  مرضیه ، یگانه سلاحی که به فرموده حضرت بهاالله سلاح حقیقی عالم انسانی است و این پیامی است از جانب ایشان برای کل عالم انسانی که برای اثبات آن خودشان نیز چهل و اندی سال با این سلاح پاکی و شرافت که از جنس روح وفطرت انسان و متعلق به حقیقت روح اوست به مبارزه با ظالمین پرداختند و امروز نیز این تنها سلاحی است که پیروان ایشان در تمام جهان به دست گرفته اند تا فریاد برآورند که جنگ و ابزار جنگی دیگر کاربرد و جایگاهی در عالم انسانی ندارد چرا که منفورترین ابزار می باشند و کسانی که به آن مجهز و از آن استفاده می نمایند منفورترین افرادند . البته که باور آن برای عده ای کثیر از مردم جهان سخت است که آیا می شود با محبت و مهربانی به جنگ شعله افروخته نفرت و جنگ و نادانی رفت . بله پیام ما پیروان حضرت بها ءالله به عالم انسانی پیام محبت الله است ، تنها کلید حقیقی قفلی است که بسیاری نسلها سالها خواسته اند برای باز کردن آن از ابزاری غیر واقعی مثل نفرت و تفرقه و نزاع و جنگ و جدال استفاده کنند و نهایتا هم موفق نبودند . این تجربه 168 ساله جامعه بهایی است که به عمل نیزاثبات شده است. حال عده ای از حاملان این پیام (رفتار به عمل طیبه و اخلاق مرضیه) سه سال است كه در پشت میله های زندان جور وظلم محبوسند . در خیال خود وارد زندان می شوم از درب اول و دوم گذر می کنم ناگهان نگاهم به سلولها یی می افتاد سلولهایی تنگ و تاریک برای لحظه ایی به دوران کودکیم برگشتم زمانی که بخاطر شیطنتم درب اتاقم به رویم بسته می شد گریه می کردم و دادو فریاد می‌کردم و به درب اتاقم می کوبیدم شاید دقایقی کوتاه آنجا بودم اما نفسم می گرفت می ترسیدم که شاید دیگر درب باز نشود حال که به این سلولها نظر می کنم از تنگی و کوچکی و نموری آن رو حم آزرده می گردد و خاطره تلخ کوچکی در نظرم بازسازی می شود. از درب دوم که گذشتم نفوسی را دیدم که چون با آنها وارد صحبت شدم بسیار نگران و ناامید و ناراضی بودند نگران فردای خودشان ، بچه هایشان و خانواده اشان و بعضی آنقدر تجربه این بندها را دارند که گویی خود را از فکر آن آزاد کرده اند و اینجا برایشان مأمنی شده است البته از روی عادت که آنها نیز گله دارند و بعضی از آنها هنوز در فکر آزادی و برگشتن به خانه و همچون گذشته روزگار را به تکرار گذراندن هستند بدون توجه به اینکه بدانند وظیفه شان به عالم و آدم و وطنشان چیست. در پی اینان گروهی نیز هستند که بخاطر اصلاح جامعه  و افکارهموطنانشان بازداشت شده اند که بسیار قابل تقدیر و احترام است که اینان کمی جلوترند چرا که معتقدند ما برای وطن و هموطنانمان و برای شرافت انسانی و آزادی ایران و ایرانی  قیام کردیم اما آنچه قابل توجه است ابزار مورد استفاده آنان است که گاهی مشابه ابزار و سلاح ظالمانی است که موجبات حبس آنان را فراهم کرده اند که  آنها نیز نا آگاهانه به این کار اقدام می کنند . سلاحی چون فحاشی ، تحقیر و دشمنی و نفرت چرا که ابزار دشمنانشان نیز همین است و بسیار خوشایندشان هست که مخالفین نیز از همین ابزار استفاده نمایند .  حال به سلولی رسیدم که در آن پنج مرد هستند و کمی جلوتر در سلولی دیگر دو زن که به همراه آنان زندانیانی دربندند  از زن و مرد که حداقل حکمشان حبس ابد است. اما این هفت نفر جرمشان متفاوت و دیدگاهشان نیز متفاوت است . بله آنان کسانی هستند که نه به جرم ریختن در خیابان و شعار دادن و نه به جرم قتل و یا قاچاق کردن که فقط و فقط به جرم ایمان و اعتقاد به حضرت بهاءالله و پیام صلح و آشتی او برای اهل ایران زمین در بندند چون به تک تکشان نظر انداختم اشکهایم بر صورتم لغزید اگرچه جسما ضعیف و نحیف شده بودند اما روحشان به وسعت آسمان و دریا وسیع بود چنانکه این بند و سلول به ظاهر کوچک در نظرشان عظیم و وسیع بود و زندگی اگر چه به ظاهر سخت است و مشکل ، اما روح خدمت به همنوع با هر پیشینه و جرمی چه کوچک وچه بزرگ آنجا را مکانی به وسعت ایران زمین کرده بود گویی آنان چون دیگران به حبس و زندان وجودشان گرفتار نشده بودند که ناامید گردند آنها مطمئمن بودند که این بند و زندان هم فرصتی است به جهت خدمت و رشد وترقی روحانیشان و شاکر بودند که چنین فرصتی را به فضل محبوب بی همتایشان نصیبشان شده بود . فضلی که وسیله ای شده تا روح محبت الهی را که حضرت بهاءالله  چند صباحی است به عالم هدیه کرده بودند آنان در این ساعات و زمان باید به هم بندان و زندانیان و زندانبانان و دیگران تقدیم نمایند . آری سلول آنان اگرچه متعفن ، سرد ، سخت ، نمور و پست به نظر می آید اما هر جا که محبت الهی در آن جاری باشد قصر پادشاهان نیزبا آن برابری نتواند چون در قصر آنان که جزئی از آن در ایران در دست عمال حکومتی است تنها در جهت رفاه خود و نزدیکانشان و به صرف داشتن قدرت و شوکت ظاهری است اما آن قصر متعفن و نمور به ردای الهی مزین شده که نورش زمانی در تاریکترین زمان خود از سیاه چال طهران به اقصی نقاط عالم حیات جدیدی بخشید و امروز جاری شدن این حیات جدید در بسیاری از زندانهای ایران چون طهران و مشهد و اصفهان و ساری و سمنان و شیراز به دست محبوبان درگاه الهی و مقربان او جاری و ساری است و این نیست مگر به مقتضای محبت الهی که سلاحش تنها عمل پاک و اخلاق پاک است و نه زور و شکنجه و فتنه گری . حال روی سخنم به تمام مردم ایران از بسیجی و دانشجو ، مردم عادی و استادان دانشگاه ، دولتیان حکومت و رهبر جمهوری اسلامی ایران و جناههای مختلف و تمامی هموطنانم است که بپا خیزیم تا در کنار هم پرچم عشق و محبت ومعرفت الهی را که دیر زمانی است شعله اش از ایران آغاز و پیامش مبنی بر محبت و اتحاد بین جمیع اهل عالم است بلند کنیم . و ما که هموطنان حضرت بهاءالله هستیم این پیام صلح و عشق و آشتی و محبت را ابتدا به یکدیگر فارغ از هر نوع اندیشه و دیدگاه و تفاوت ظاهری و از پس این صلح و آشتی و آرامش در کشورمان به حکم وظیفه و انسانیت برای جهان و قاره های مختلف به ارمغان بیاوریم و این پیام الهی را به دیگر عزیزان ، خواهران و برادران روحانی خودمان منتقل کنیم و قلبا و روحا و جسما مطمئن باشیم که در عالم هیچ سلاحی کارآمدتر از سلاحی که پیام حضرت بهاءالله به عالم انسانی است نمی باشد چنانچه می فرمایند : » …بگو ای دوستان الهی و شاربان رحیق معانی ناصر جنود ظاهره نیست و اسلحه موجوده نبوده و نخواهد بود بلکه کلمه طیبه و اعمال حسنه و اخلاق روحانیه بوده…» . عالم از حرف خسته و محتاج عمل است . تا به کی این کلمات را به مسخره بگیریم که مگر می شود در برابر هفت تیر به محبت ایستاد . به زندگیمان نظر کنیم پس از گذشته سالها و تبعیت از آنچه خود پنداشته ایم که درست و حقیقی است اینچنین در دست ظالمان ارض اسیر هستیم  آن هم از زمانی که بیاد داریم ظالم رفته اما ظلم همچنان باقی است . آیا امروز نیز مسخره کردن کارساز است؟ بیایید برای مدت زمان اندکی  که فرصت داریم به پیام حضرت بهاءالله مبنی بر محبت بدون توجه به تفاوت توجه کنیم و در زندگیمان به کار گیریم و به نتیجه آنی توجه نکنیم و به نفس عملمان ورضایت قلبیمان متوجه باشیم . اگربه پیام حضرت بهاءالله تاکید می کنم نه به این علت است که هموطنانم باید بهائی شوند نه اصلا اینطور نیست بلکه بخاطر روح تعالیم ایشان است که زنده کننده حقیقت ایرانیمان یعنی محبت و وحدت بین ایرانیان بوده است  ولی قطعا روش همه ما بنا به اعتقادات شخصیمان متفاوت است واین تفاوت نماد زیبایی از حقیقت وجودیمان است . ما بهائیان ایران نیز چه کسانی که در میدان خدمت تبلیغ و یا خدمات عام المنفعه اجتماعی مشغولیم و چه کسانی که ساکن هستیم  و درخواب ، همه باید در کنار هموطنانمان برای اثبات ندای حضرت بهاءالله به پا خیزیم و در میادین خدمت همدیگر را یاری نمائیم و باشد که از این حقیقتی که در جای جای ایران جاری و منتشر می شود ایران راسربلند و سرافراز و ایرنی را مشتاق و مسئول این سربلندی ببینیم و بدانیم که اگر سالهاست سلولهای تنگ و تاریک راهی برای مقابله با آن محبت نیست پس ما که آزادیم و نه دربند چه فرصتهای مناسبتری برای اثبات این حقیقت داریم . پس بپاخیزیم به پا خیزیم و قدمی برداریم هرچند کوچک باشد.

به امید سربلندی ملت و مملکت ایران ، وطن همیشه جاویدان

( نویسنده : ا . ر )

Advertisements
این نوشته در حقوق بشر ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s