مروری بر روز اول کنفرانس ایرانشناسی: دگراندیش آزاری و بهائی ستیزی در ایران

مروری بر روز اول کنفرانس ایرانشناسی:

دگراندیش آزاری و بهائی ستیزی در ایران

 

کاویان صادق زاده میلانی

جامعه ایران از دیرباز دستخوش دگراندیش ازاری بوده و به نوعی مانند همه ملل و نحل، ایرانیان نیز جور و ستم دینی و مذهبی و عقیدتی از بیگانه و خویش کشیده اند. چه از نیست و نابود کردن اخباریون توسط اصولی ها، چه از ستم و جفا بر بابیان و بهائیان در صد و شصت سال اخیر و حتی کشتار مسیحیان و مزدکی ها در دوران پیش از اسلام، همه و همه نشانی از قهر و خشونت آرمانی و دگرآزاری دارد. تحت اشراف دکتر محمد توکلی طرقی، دکتر تاد لاسون و دکتر مینا یزدانی همایشی در تورنتو کانادا به مدت سه روز دائر شده و دیروز روز اول آن را به اتمام رساندیم. کنفرانس به زیب حضور چهره های وزین آکادمیک و فرهیختگان دانشگاهی، فعالان و کارشناسان پرسابقه حقوق بشری، و پژوهندگانی که در موج اول مطالعات حقوق بشری و ایرانشناسی هستند آراسته شده و حضور اینان بر وزن نشست افزوده است.

در ابتدا و پس از خوش آمد توسط لیندا نورثراپ دکتر توکلی طرقی در طی سخنرانی کوتاه ولی پرمغز، بیگانه سازی و دیگرآزاری را از نگرش تاریخی و با استفاده از الگوی ادیان بابی و بهائی ارائه دادند. در این میان اشاره به تغییر در گفتمان ضدبهائی از گفتمانی دینی به گفتمانی سیاسی شد و ریشه یابی ژرف و دقیقی در تحول تاریخی بهائی ستیزی مطرح شد. در نظر ایشان عاقبت الامر باید دگرآزاری و دیگر ستیزی تبدیل به دگر خویشی و دیگر پسندی شود و کلید موفقیت جامعه ای سالم نیز در این است.

دکتر عباس امانت به بررسی تاریخ کلان کشی و نسل کشی در ایران پرداخت و این نکته را گوشزد کرد که با وجود خشونت و خونریزی که در تاریخ ایران دیده می شود ایران شاهد کشتارهای زیاد بوده ولی نسل کشی و کلان کشی مانند ترکیه عثمانی یا تلفات چند میلیونی مانند تفکیک هند و پاکستان نداشته که تحلیل درست و تازه ای است. او به ساختار «دیگر» و بیگانه اشاره داشت و ایرج و تورج از شاهنامه و فرهنگ اساطیری و همچنین ایران و انیران را از آن به مثال آورد. در نگرش عباس امانت بهائی ستیزی به دلیل فرااسلامی (پسااسلامی) بودن آن از انواع دیگر دیگرازاری متمایز است. همچنین وی به نکته دیگری نیز اشاره داشت وآن شاید از دست رفتن پیام بومی و تجدد بومی در دین بهائی در عصر پهلوی است و ابراز امید کرد که شاید جامعه بهائی ایران آن را بازیافته باشد.

دکتر احمد کریمی حکاک به بیان فرایند تخریب به عنوان نوعی دگرازاری اشاره داشت و آن را در چارچوب پیامی به ضعیقتر و زیردست مورد بررسی قرار داد. در نگرش وی تخریب بناهای بهائی و بابی مانند به توپ بستن سومنات توسط طالبان، تخریب مسجد بمبئی، تخریب منازل عربهای فلسطینی در سرزمینهای زیر سلطه اسراییل علاوه بر تخریب حاوی پیامی مضاعف است. تشبیهی که او مطرح نمود تشبیه تجاوز جنسی به اسرای جنگی برای تثبیت استیلا و غلبه کامل فراسوی برتری رزمی است. او همچنین این نکته را مطرح کرد که تخریب اماکن بهائی همیشه به نوعی سازندگی منجر شده است و واکنش بهائیان در این مورد قابل تقدیر است.

ادامه بحث روز اول را امشب وارد می کنم.

Advertisements
این نوشته در نقد تاریخی, حقوق بشر, سکولاریزم و جایگاه عقل و دین ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s