احسان طبری و انتقادات او به دین بهائی

احسان طبری و انتقادات او به دین بهائی

م. نیک نژاد

خانمی به نام رویا با ارسال بخش مربوط به بابیه از کتاب جنبشهای انقلابی ایران تالیف آقای احسان طبری،  به خیال خود برگ برنده‌ای علیه آیین بهائی بر زمین زده و  می‌نویسد: این هم تاریخی مستند برای نشان دادن فرقه ای بودن بهاییت و بابیت.

در این بخش آقای طبری ضمن بیان تاریخچهء نهضت بابی و تاکید بر خصلت انقلابی آن، دو جا هم به دیانت بهائی اشاره دارد. یکی اینکه آن را «دین سازی حسابگرانه» می‌داند و دیگر آنکه می‌نویسد سران آن با محافل امپریالیستی ارتباط دارند. طبری این دو «کشف تاریخی» را آنچنان بدیهی جلوه داده که گویی هر کس این مقاله را می‌خواند از پیش   کتابی قطور و مستند دربارهء روابط سران بهائیت با محافل امپریالیستی، و نیز کتابی دربارهء «راهنمای دین سازی حسابگرانه» خوانده، آن را با آیین بهائی همساز یافته و دیگر نیازی به هیچ دلیل و سندی برای قبول نظریات آقای طبری ندارد. شق دیگر اینست که لابد آقای طبری تئوریسین مشهور مرام ماتریالیسم تاریخی و یکی از رهبران حزب توده‌ء ایران، آنچنان از صداقت و امانت و اطمینان در بیان مطالب تاریخی بهره دارد که هرکسی نوشته‌هایش را چون زر خالص چشم بسته می‌پذیرد و ایشان نیازی به ارائه اسناد تاریخی برای اثبات نظریات خود نمی‌بیند.

اما حقیقت غیر از این است. دربارهء روابط بهائیان با خارجیان و قدرتهای بزرگ بارها در این سایت سخن رفته و این تهمت بی‌پا از همهء زاویه‌ها مورد بحث قرار گرفته است. هم‌چنین اگر سند فرقه فرقه شدن دیانت بهائی را خانم رویا جملهء آقای طبری در رابطه با فرقهء ازلیه می‌داند باید بگویم اولا از آن فرقه به قول خود طبری بسیار اندک باقی مانده، ثانیا آن فرقه از دیانت بهائی جدا نشده بلکه بازماندهء بابیان است. در مورد تشتت و گروه‌بندی (که هرگز در دیانت بهائی رخ نداد) نیز در همین سایت مطالب گوناگونی از پیش و شما را به آن رجوع می‌دهیم.

اما حال که سخن از آقای طبری است شاید بد نباشد به دیگر مندرجات این بخش از کتاب او نظری بیاندازیم.

  ایوانف تاریخدان شوروی در دههء 1930، در کتاب بابیهء خود که متاثر از نظریات مارکسیستی اوست، نهضت بابی را حاصل تمایلات طبقاتی بورژوازی در حال رشد و یا خواست‌های دموکراتیک پیشه‌وران و دهقانان می‌داند و  ظهور دیانت بهائی را عاملی باز دارنده در ادامهء آن قیام انقلابی تلقی می‌کند. همین نظریه است که آقای طبری در کتاب خود تکرار نموده.

 اولا باید گفت که نهضت بابی یک قیام صد در صد دینی برای تغییری اساسی و بنیادین در تمامی نهادهای اجتماعی و اعتقادی جامعهء ایران بود. هم بنیان‌گذار آن حضرت باب، و هم سران نهضت جملگی جز این هدفی در سر نداشتند، و نبردهای دفاعی بابیان در طبرسی و زنجان و نی‌ریز، و جانبهازیهای حیرت آورشان نه برای اصلاح وضع طبقه‌ای خاص بلکه برای اصلاح جامعه‌ای بود که قرنها در چنگال خرافات دست و پا می‌زد، بجای ترقی و پیشرفت رو به پسگرد و ارتجاع داشت و هیچ راهی برای خارج شدن از غرقابی که در آن دست و پا می‌زد نمی‌یافت.

آقای طبری که مانند هر کمونیست معتقدی در آرزوی انقلاب مردمی در ایران بود و سال‌ها کوشش حزب تودهء ایران را در این راه بی ثمر می‌دید البته با حسرتی پر از همدردی و همدلی به نهضت بابی می‌نگرد و افسوس می‌خورد که چرا از «مختصات اولیه بابیان در بهائیان اثری باقی نمانده». برای آقای طبری مختصات اولیه بابیان شورش و جنگهای داخلی و کشت و کشتار و خونریزی است. برای سران آیین بهائی مختصات اولیه بابیان شوری روحانی و تحولی درونی و تفکری است که بتواند انسان ساز باشد و جامعه‌ای نوین بنا کند.

آقای طبری از خود نمی‌پرسد که چگونه باب توانست بدون پشتیبانی از قوای ارتش سرخ و یا ناوگان دریایی بریتانیا چنان نهضتی در ایران برپا نماید که همهء آسیا را بلرزاند اما حزب تودهء ایران با آن دستگاه عظیم تبلیغاتی و با بهره‌مندی از امکانات داخلی و خارجی از عهدهء آن بر نیامد. در عوض آقای طبری به ملامت بهائیان می‌پردازد که چرا آن روند را ادامه ندادند، تا لابد حزب توده صد سال بعد در ایران ظاهر شود و آنگاه انقلاب را به دست حزب بسپارند. آقای طبری و سایر رهبران حزب توده هم در حوزه‌ها و هم در انتشارات داخلی خود دیانت بهائی را عامل امپریالیسم معرفی می‌کردند بدون آنکه بگویند کدام تعلیم این دین با تمایلات امپریالیست‌ها در ایران همخوان است.

اما باید دانست که دلیل اصلی مخالفت‌های حزب توده با دیانت بهائی ریشه در نفوذ شدید این دیانت در سراسر ایران و در دهات و کوهپایه‌ها و شهرهای کوچک و بزرگ داشت. اساس اندیشه و تفکر اجتماعی جوانان بهائی ایران که خود سرچشمه از ایدئولوژی مترقی و پیشرفته‌ای داشت آنان را از جذب شدن به تبلیغات حزب توده و پیوستن به آن حزب مانع می‌شد زیرا آنچه حزب می‌خواست، اینان برتر و والاتر از آن را سالها بود تبلیغ می‌کردند. ما جوانهای آن دوره که از نزدیک شاهد این ماجرا بودیم می‌دیدیم که این امر بر سران حزب گران می‌آمد. هم چنین به هر ده کوره‌ای سر می‌کشیدیم می‌دیدیم که اگر ساکنانش بهائی بودند گویی به سیارهء دیگری پا گذارده‌ایم. مردمی می‌دیدیم روشنفکر، باسواد، بدون تعصب و دل آگاه. فراموش نمی‌کنم قریب پنجاه سال پیش جمعه عصری را، که خسته از تمام روز راه‌پیمایی وارد دهی شدیم که نمی‌دانستیم ساکنانش بهائیند. پس از پذیرایی ما را به حظیرةالقدس ده که مرکز اجتماعاتشان بود بردند. وسط سخنرانی دختری هفده هیجده ساله رسیدیم که راجع به تساوی زن و مرد حرف می‌زد و  جمعی دهاتی از زن و مرد و جوان و بچه در اطاقی بزرگ روی صندلی نشسته به حرفهایش گوش می‌دادند. از همانجا بود که جاذبهء آیین بهائی برای من افزونی گرفت.   اما سران حزب چارهء روگردانی جوانان حزبی را از این دیانت زدن برچسب ارتباط با بیگانه و امپریالیسم دانستند، کاری که امروزه دست به قلمان ستادهای مبارزه با بهائیت در جمهوری اسلامی نیز با کوشش تمام دنبال می‌نمایند.

انقلاب ایران باد سرد مهرگانی را هم بر حزب توده وزاند و هم بر دیانت بهائی. آقای احسان طبری با آن سابقهء درخشان حزبی، از هراس تازیانهء تعزیر پاسداران، در زندان جمهوری اسلامی اسلام آورد. کتاب «کژراهه» را نوشت و به اشتباهات سیاسی و روابطش با «امپریالیست‌ها» اعتراف نمود. وقتی کتاب او و رفیق کیانوری دبیر کل حزب توده منتشر شد و خود بر صفحهء تلویزیون بر آن حرفها صحه زده از امت اسلامی معذرت خواستند دیدن تاثر و حیرت و بهت جوانان پر شور عضو حزب تودهء ایران دردناک بود. دردناکتر خبر خودکشی چندین جوان پرشور که تحمل چنین ننگی نیافتند و کاخ آمال خود را فروریخته می‌دیدند.   آن اعترافات و آن کتاب‌ها فاتحهء مبارزات مردمی را در ایران خواند و پوچ بودن آن تئوری‌های پر رنگ و فریب را آشکار ساخت. و امروزه نوشته‌های چنین افرادی از طرف کسانی چون خانم الهه به عنوان «سند تاریخی»! برای حمله به جامعهء بهائی به کار می‌رود، زیرا آن سردباد مھیب را در شکنجه‌گاه‌‌های زندان‌ها، و یا با دادن جان و از دست دادن شغل و محرومیت از تحصیل و  آوارگی از خانه و کاشانه با سربلندی تحمل کردند و با آن رنجها اصالت آیینی آسمانی و پوچی تهمت ارتباط با امپریالیسم را نمایان ساختند.

Advertisements
این نوشته در معرفی دین بهائی, نقد تاریخی ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s