بهائیان ایران و تحصیلات عالیه

بهائیان ایران و تحصیلات عالیه

شهداد جمالی

یادم می آید چند سال پیش دوستان عزیز وزارت اطلاعات نسبت به بنده محبت داشتند و تاب دوری نداشتند. هر از گاهی به بهانه ای بنده حقیر را فرا می خواندند و می گفتیم و می گفتند و خوش می گذراندیم یا می گذراندند. بر خلاف حالیه که دیر زمانی است عزلت گزیده اند و از بیگانه و خویش بریده اند و دامن صحبت بر چیده اند و فارغند از یاد ما. هر چند می دانم بر خلاف مثل معروف اینجا هر که از دیده برود از «دل» نمی رود و دوستان به یاد ما هستند و رخ نمی گشایند. بگذریم.

در یکی از این بزم های مکالمه و مباحثه از قضای روزگار و صحبت از هر دری نمی دانم چه شد که بحثمان بی ربط رسید به انرژی اتمی. بندهء کمترین جسارت کرده گفتم حاج آقا می شود از شما سوالی بپرسم؟ نظر لطف شامل حال گشت و فرمود بپرس:

  • اگر بر فرض امریکا به ایران اطلاع دهد حاضر است از عراق نیرو های خود را خارج نماید آیا حاضرید دست از انرژی اتمی بکشید؟
  • خیر ما دست از انرژی اتمی نمی کشیم.
  • افغانستان چه؟ در صورت ترک افغانستان و عراق آیا چنین می کنید؟
  • خیر انرژی اتمی حق مسلم ماست!
  • بر فرض محال اگر امریکا بگوید که حاضراست کاملا و قاطعانه دست از حمایت اسرائیل بکشد چه؟
  • چنین چیزی نمی شود.
  • فرض محال که محال نیست. حالا فرض کنید که شد؟
  • خیر باز هم دست نمی کشیم.
  • حالا اگر سناریو را عوض کنند و روی به تهدید و خشونت بیاورند و مثلا طهران را بمباران کنند؟
  • اصلا و به هیچ وجه دست بر نمی داریم.
  • اگر شنائت احتمالی به جایی برسد که مثلا نهدید کنند که در صورت تداوم کار انرژی اتمی توسط ایران زبانم لال اماکن مقدس مذهبی ایران را با خاک یکسان می کنند. در این صورت چی؟
  • یک کلام. رهبر ما انرژی اتمی را برایمان بعنوان خط قرمز قرار داده و به هیچ قیمتی  دست از آن بر نمی داریم.

این سناریو با اندک تغییراتی جزئی عین واقعیت است که تحریر شد.

حال می خواهم این سناریو را بر عکس کنم. روی سخنم هم به مسئولین و تصمیم گیران نظام جمهوری اسلامی است.

 جمهوری اسلامی هم باید بداند که تحصیل تا عالی ترین مدارج ممکن «خط قرمز » جامعه بهایی است و به هیچ قیمتی  دست از آن بر نمی دارد. اگر دانشگاه راهمان ندهید دانشگاه می سازیم . اگر لوازممان را مصادره کنید باز تهیه می کنیم. اگر کلاس هایمان را تعطیل کنید به اینترنت پناه می بریم اگر استادهایمان را بازداشت کنید استاد های جدید پیدا می کنیم. اگر مدیر هایمان را زندان کنید باز هم مدیر داریم انقدر مدیر داریم که باورتان نمی شود. در یک کلام تا «دانشجو» داریم دانشگاه هم داریم. شکلش، مطالبش، اساتیدش و ماهیتش متحول می شود و اصل همان خط قرمر است.

جمهوری اسلامی باید بداند درس خواندن برای ما بهائیان انرژی اتمی است و به هیچ قیمتی از آن نمی گذریم. نمی دانم قدم بعدیتان برای جلوگیری از تحصیل بهائیان ایران چیست اما از الان می گویم که بدانید: ناموفق خواهد بود. می توانید از این به بعد به همه کتابفروشی های ایران ابلاغ کنید که کتاب را با ستون مذهب بفروشند! مگر تا به حال از این کار ها انجام نداده اید. عیب ندارد، فکر خوبیست اما مطمئن باشید ما همیشه راهش را پیدا می کنیم.

حضرت بهاء الله می فرمایند: «لو یسترون النور فی البر انه یظهر من قطب البحر و یقول اننی لمحیی العالمین» (ترجمه: اگر نور را در دل خاک پنهان کنید بدرستی که آن از دل دریا سر بر می آورد و می گوید همانا من حیات بخش عالمیان هستم) مطمئن باشید راهش را پیدا می کنیم.

Advertisements
این نوشته در نقد تاریخی, هویت ایرانی, حقوق بشر ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s